X
تبلیغات

بسم الله الرحمن الرحیم اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً آمین یا رب العالمین الهى از روى آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده‏ام از انس و جان شرمنده‏ام حتى از روى شيطان شرمنده‏ام كه همه در كار خود استوارند و اين سست عهد ناپايدار. الهى آزمودم تا شكم دائر است دل بائر است‏يا من يحيى الارض الميتة دل دائرم ده. الهى ذوق مناجات كجا و شوق كرامات كجا. الهى چون است كه چشيده‏ها خاموشند و نچشيده‏ها در خورشند. الهى پيشانى بر خاك نهادن آسان است دل از خاك برداشتن دشوار است. الهى اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار الهى خوشا آنانكه در جوانى شكسته شدند كه پيرى خود شكستگى است الهى چه رسوايى از اين بيشتر كه گدا از گدايان گدايى كند. الهى غذا بكردار و گفتار رنگ و بو مى‏دهد واى بر آنكه دهنش مزبله است. الهى در بسته نيست ما دست و پا بسته‏ايم. الهى كيست كه موفق بزيارت جمال دل آرايت‏شد و شيدايت نشد. الهى آنكه سحر ندارد از خود خبر ندارد. الهى استغفار خواستن غفران تست‏با خاطره گناه چه كنيم. الهى سرتاسر ذرات عوالم وجود در جنب و جوشند چگونه حسن خاموش باشد. الهى از من آهى و از تو نگاهى. الهى عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم. .

رنگین کمان اشک
تا نگشتند اختران از ما نهان دان که پنهان است خورشید جهان

 شفاف- گروه اجتماعی: سكوت شبهاي تهران را گاهي صداي بوق  هاي پي در پي يك ماشين مدل بالا مي شكند،اما  نيمه شب است و چه نيازي به بوق زدن؟خوب كه بنگري در گوشه اي از خيابان سايه اي نحيف از يك زن را مي بيني ،زني كه براي قيمت فروش تنش در نيمه شب چانه مي زند.زني كه به ظاهر لبخند به لب دارد و گاهي بلند مي خندد اما مشخص نيست پشت آن چهره رنگ آميزي شده هم لبخندي هست يا خير؟كسي چه مي داند شايد اين لبخندها  واقعيست ،شايد هم از سر دردمندي و استيصال است . اما چشمان بي تفاوت و عاري از شور زندگي و گاهی نمناك را چطور مي توان توجيه كرد؟

هشدارهای وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی درباره افزایش انتقال بیماری ایدز از طریق رفتارهای پرخطر جنسی سبب شده است که بسیاری از جامعه شناسان و روانشناسان با این سوال جدی روبرو شوند که واقعاً پدیده رفتارهای پرخطر جنسی که روسپیگری نیز بخشی از آن است چگونه مهار می شود ؟


هر چند هشدارهای وزیر بهداشت بیشتر ناظر بر راه های جلوگیری از انتقال بیماری ایدز بود اما به نظر می رسد مشکل ریشه ای تر از انتقال این بیماری اصل این روابط است که به شدت با فرهنگ ، تمدن و مکتب عزت بخش   ما در تضاد است .


معضل اجتماعي تن فروشي كه از آن به عنوان فحشا و اعمال منافی عفت ياد مي كنند ، از دوران باستان وجود داشته است و کسانی که در برابر پاداش مادی خواهشهای جنسی افراد را برآورده می کردند، روسپی نامیده می شدند. در طول تاریخ "اروپا" به مرکز فساد بزرگ شبیه بود. پس از اواخر قرن 18 این پدیده بیش از پیش در اروپا متداول شد.در اروپای قدیم به دلیل اینکه زنان و دختران طبقه پایین جزو املاک ارباب(فئودال) به حساب می آمدند و اجازه ازدواج نداشتند، رفتارهای خارج از چهارچوب خانواده در بین آنها رواج داشت.


درايران نيز به دلايل آسيبهاي مختلف اجتماعي كه زنان  با آن دست و پنجه نرم مي كنند ،اين پديده از دير باز وجود داشته است و امروز نيز وجود دارد . هر چند این عمل امروز  در کشور ما جرم محسوب می شود ،اما برخی از جامعه شناسان و تحلیلگران اجتماعی این پدیده را در زمره آسیب های اجتماعی معرفی می‌نمایند و خواهان آسیب شناسی جدی آن هستند .


در حال حاضر و بر اساس تحقيقات ميداني در دانشگاه ها ، فاحشه گری در ايران به طرق مختلفی انجام می شود.از نظر بیماری های آمیزشی پر خطر ترین فواحش ، زنان ولگرد و خیابانی اند که در مسافر خانه ها و مکان های دیگر ساکن هستند. همچنین زنان معتاد و الکلی گاهی برای تامین هزینه اعتیاد به این کار مبادرت می کنند. برخی از فواحش پیر با سازماندهی گروه هایی به صورت سیستماتیک اقدام به این امر می کنند آنها با شناسایی و جذب دختران فراری به خانه های فساد ،آنها را در اختیار مردان ثروتمند قرار می دهند. همچنین دسته هایی وجود دارند که با در اختیار گرفتن دختران جوان و ایجاد ارتباط با مردان ثروتمند اقدام به اخاذی از آنها می کنند. برخی زنان نیز در منزل خود تن فروشی می کنند. فاحشه های آژانسی هم پدیده ای جدید  است در این حالت زنان فاحشه در ماشین های سواری پیشنهادات غیر اخلاقی خود را مطرح می کنند. به هر حال بسته به وضعیت زندگی و سطح امکانات نوع عملکرد فاحشه ها متفاوت است.


دلايلي چون فقر ،اعتياد ،ازدواج اجباري،بيكاري،زياده خواهي و تنوع طلبي مردان،وجود فضاي ياس و نااميدي بين برخی جوانان و عدم وجود امكانات براي ازدواج و تشكيل خانواده،ازدواج مجدد مردان ،همه  و همه جزء عواملي هستند كه در رواج فحشا در جامع موثرند.


آنچه مسلم است ،مهمترین عامل بروز فحشا فقر و ناتوانی زنان در تامین مایحتاج اولیه زندگی شان است.طلاق و نابسامانیهای خانوادگی، زندگی در محلات جرم خیز ، افزایش حاشیه نشینی و مهاجرت ، بی سوادی و ناآگاهی  از جمله عوامل افزایش پدیده فحشا است  و برخی زنان به دلیل پایین بودن سطح آگاهی و عدم تکوین شخصیت و تلقین پذیری در این زمینه آسیب پذیر تر هستند.


با وجود قبح اين عمل در جامعه و پنهانكاري این زنان،امكان آمارگيري دقيق در زمينه  فحشا وجود ندارد و به نظر مي رسد مسئولين نيز تا كنون تمايلي به جمع آوري و ارائه آمار  در اين زمينه نداشته اند و اين مساله پنهان بودن فحشا و نبودن آمار صحيح و قابل استناد مي تواند مشكلات بسياري را براي بنيان خانواده ها و عفاف جامعه ايجاد كند.
 
با این وجود كه تاکنون هیچ آمار رسمی و گزارش دقیق درباره اشکال نمودار شدن روسپیگری در ایران منتشر نشده است،اواخر سال گذشته  مديركل دفتر امور آسيب‌ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي كشور در کنفرانس خبری خود با اذعان به این مطلب گفت: «دسترسي به زنان روسپي با هيچ روشي براي ما ميسر نيست و هيچ‌كجا آماري هم در اين ارتباط وجود ندارد.» و اين گفته  مدير كل تاكيدي است بر در دسترس نبودن آمار در زمينه روسپيگري.

شاید بتوان گفت آخرین آمار و بررسی پژوهشی درباره میزان رواج این مسئله در تیر ماه سال 88 منتشر شد و در آن مقطع سیدکاظم رسول زاده طباطبایی مدیر گروه روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس گفت: «در دهه 60 و 70 سن روسپیگری بالای 30 سال بود اما اکنون سن روسپیگری از 15 سال به بالا رسیده است.»

در همین حال حسین علی زاهدی پور کارشناس ارشد جامعه شناسی و عضو دیگر این کارگروه نیز به بخش دیگری از این آمارها اشاره کرد و گفت: «11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند. این آمار نشان می دهد که نه تنها به مساله بیکاری زنان بلکه به بیکاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیشتری شود.»

رسول روشن استاد دانشگاه شاهد و کارشناس خانواده و مسائل جنسی به عنوان عضو دیگری از این کارگروه نیز به سبب شناختی پدیده روسپیگری پرداخت و گفت: «اگر به منشا شکل گیری رگه های شخصیتی افراد که آنها را به سمت چنین انحراف هایی می کشاند توجه کنیم، متوجه می شویم که خانواده با شکل دادن به شخصیت کودکان می تواند نقش موثری در پیشگیری داشته باشد.»

او ادامه داد: «تحقیقات نشان داده است که بعضی از این افراد به خاطر انتقام و انتقام جویی و تنفر از خانواده و جامعه وارد این حیطه می شوند. در حالی که اگر کودک یاد بگیرد که دیگری را دوست داشته باشد و احساس امنیت نسبت به دنیای پیرامونش داشته باشد، چنین حالتی در او به وجود نمی آید.»


 با وجود فقر آماری در این زمینه  کارشناسان در یک مسئله اتفاق نظر دارند و آن مسئله این است که روسپیگری در ایران در شرایط نگران کننده به سر می‌برد و با توجه به شرایط بد اقتصادی و افزایش فقر،همچنین بالا رفتن سطح زندگی،این وضعیت بدتر هم خواهد شد. از همه بدتر آن که به گزارش سایت فرارو تحقیقات دانشگاه شهید بهشتی نشان داده است که آمار روسپیگری بین زنان متاهل بیشتر از مجردهاست و این فاجعه بنیان خانواده را از درون می پوساند و سست می کند و البته آمار افزایش طلاق نیز مدرک مستدلی برای این ادعا محسوب می شود.


آمار طلاق به ثبت رسيده در يازده ماه نخست سال 88 نسبت به مدت مشابه در سال قبل از آن 2/13 درصد افزايش داشته است. اين آمار با محاسبه 114 هزار و 674 واقعه طلاق ثبت شده در سال گذشته به دست آمده است كه بيشترين آنها مربوط به مردان 25 تا 29 سال است و از اين ميان سه هزار و 917 رويداد طلاق مربوط به مردان بالاي 60 سال است. اين گزارشات مطابق با جدیدترین آمار ثبت و احوال ارائه شده است.


در هر حال آنچه مسلم است،اين معضل اجتماعي ،چه پنهان باشد و چه آشكار در جامعه ايراني وجود دارد و انكار وجود آن راه حل مناسبي براي مهار اين عمل زشت نيست. اولین نکته اساسی برای حل هر مشکلی پذیرش مشکل است . بنابراین باید ابتدا پذیرفت هنوز عده ای در جامعه ما هستند که رفتارشان سبب ننگ جامعه مسلمان ایرانی است و همین عده اندک با رشدی کمی شان سبب شده اند که وزیر بهداشت نیز نسبت به احتمال روبرو شدن با آتشفشان ایدز از راه رفتار های پرخطر جنسی هشدار بدهد . بنابراین باید به صورت ریشه ای به بررسی این پدیده در ایران پرداخت و از طریق تحقیق و پژوهش راه حل های مناسب را پیدا کرد تا این پدیده زشت از جامعه پاک ایرانی ریشه کن شود و اگر ریشه کن هم نمی شود لااقل روندی رو به رشد نداشته باشد .

http://iusnews.ir/?pageid=117130&فاجعه ای به نام فاحشه گری&1389-07-24

+ نوشته شده در  شنبه 24 مهر1389ساعت 12:48  توسط دهدوار | 
 
خبرآنلاین نوشت:

ابواسحاق مختار ثقفی معروف به "مختار ثقفی" از دلاوران و بزرگان عرب که به خونخواهی امام سوم شیعیان حضرت حسین بن علی علیه السلام و یاران او قیام کرد.

 وی در سال 1 هجرت بدنیا آمد، پدرش ابوعبیدبن مسعود ثقفی که در وقعه «یوم الحجر» درعراق به قتل رسید و مادرش "دومه" بنت وهب بود. مختار از مردم شهر طائف (مکه) و از قبیله بنی ثقیف بود که در خلافت عمربن الخطاب، همراه پدرش به مدینه رفت.

او در خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام، با آن حضرت در عراق بود و بعد از شهادت حضرت، در بصره ساکن شد. در زمانیکه امام حسن مجتبی علیه السلام (امام دوم شیعیان) در ساباط مدائن جراحت برداشت و در خانه سعدبن مسعود ثقفی عموی مختار که از زمان امام علی و به فرمان آن حضرت، فرماندار مدائن بود پیشنهاد کرد که امام مجتبی را دستگیر و نزد معاویه بفرستد تا از وعده های مالی فراوان معاویه، بهره مند شوند، ولی "سعد" به شدت با مختار برخورد و پشنهاد او را رد کرد و مختار ساکت شد.

این اولین سابقه مختار در تاریخ اسلام است که به او نسبت داده اند اینکه گفته شده که به همین دلیل مختار در نزد شیعیان، از «عثمانیه» بود تا اینکه بعدها به شیعیان پیوست، ساختگی است زیرا مختار قبل از واقعه کربلا سال 61 هـ ق، یکی از شیعیان مردم کوفه بود. زمانی که مسلم بن عقیل نماینده امام حسین علیه السلام به کوفه فرستاده شد در منزل او اقامت کرد. در حمله مسلم بن عقیل به دربار "عبیدالله بن زیاد" و شهادت مسلم، مختار از کوفه بیرون رفته بود و بعد از برگشت توسط عبیدالله دستگیر و زندانی شد.

 او در تمام ایامی که حادثه کربلا اتفاق افتاد در زندان بود. سال 64 هجری قمری، بعد از مرگ یزیدبن معاویه (عبدالله بن زبیر) حاکم مکه از مختار دعوت به همکاری کرد. مختار با شروطی با او بیعت و بعد از اینکه شهر کوفه به دست «زبیری ها» افتاد او به کوفه بازگشت.

قیام مختار
وی 5 سال بعد از حادثه خونین کربلا و یکسال بعد از نهضت «توابین» خود را با انتساب با هدف خونخواهی حسین بن علی علیه السلام و انتقام از قاتلان شهدای کربلا قیام کرد. 14 ربیع الاول سال 66 هـ ق، در کوفه به پا خاست و "عبدالله بن مطیع" را که کارگزار "عبدالله بن زبیر" بود بیرون کرد. قیام و جهت گیری اصلی جنبش مختار با شعار «یا منصور امت» و «یا لثارات الحسین» بود.

 درگیری های سختی در محله ها و میدان های کوفه شد، گروه هایی کشته و گروه هایی تسلیم شدند و مختار وارد قصر کوفه شد. اشراف کوفه با او بیعت کردند. به نقل از «اخبارالطوال» اغلب سپاه مختار از موالی ایرانی بودند (تاریخ خلفا/522). مختار بعد از تسلط بر حکومت، قاتلان واقعه کربلا را کشت و نیروهایی به اطراف فرستاد تا هم در مناطق دیگر غالب شده و هم جنایتکاران آنجا را به کیفرشان برساند. مدتها این تحرکات و نبرد با طرفداران بنی امیه به طول انجامید.

برخی از سرکردگان که به هلاکت رسیدند
شمار کشته شدگان در قیام مختار را بر 3000 نفر گفته اند از جمله: عمربن سعد و پسرش شمربن ذی الجوش، حکیم بن طفیل، زیادبن مالک، خولی، منقذبن مره، عبدالله بن اسید، سنان، زیدبن رقاد، مالک بن بشر، حرمله، عمروبن حجاج، ربیعة بن مخارق (فرمانده نیروهای ابن زیاد).

اقدامات مختار
مهمترین اقدام مختار، مقابله با سپاه شام بود که درسال 67 هـ ق بین سپاه او به فرماندهی "ابراهیم بن اشتر" و سپاه شام به فرماندهی "عبیدالله بن زیاد" صورت گرفت که در این جریان بعضی از اصلی ترین سرکردگان و رهبران شام که مدتها در جنگهای مختلف عراق، شرکت داشتند، مثل عبیدالله بن زیاد، حصین بن نمیرسکونی، شرجیل بن ذی الکلاع، همگی کشته شدند و بقیه سپاه نیز شکست خورده و فراری و در شهر «موصل» آواره شدند.
+ نوشته شده در  شنبه 24 مهر1389ساعت 9:18  توسط دهدوار | 
به گزارش خبرنگار جهان محمدتقي رهبر عضو کميسيون قضايي و رئيس فراکسيون روحانيون مجلس با بیان مطلب فوق گفت: مساله عفاف و حجاب از ارديبهشت ماه سال جاري مطرح شد و البته تاکنون با جديت هم پيگيري شده است و من همه اين اقدامات را براي ثبت در تاريخ جمع‌آوري کرده‌ام و آن را ان‌شاءالله تبديل به کتاب خواهم کرد. بعد از آن سخنراني آقاي رئيس‌جمهور که آب سردي بود بر احساسات داغ وديني مردم و تحقير خواسته‌هاي يکپارچه ملت که به شکل تظاهرات مردمي در آمد؛ مجلس بيانيه 236 امضايي خود را صادر و طي آن درخواست برخورد با اين وضعيت را نمود. ماجراي اين قضايا تاکنون به شکل هزاران صفحه و صدها گفتگو در غالب پرونده‌اي قطور در اختيار من قرار دارد. لذا در ادامه اعتراضات ملي که در واقع همه اقشار را در برمي‌گرفت، دولت و نيروي انتظامي قول‌ها و وعده‌هايي به ما دادند. اما بايد گفت، اين وعده و وعيدها اثري را که در جامعه مشهود باشد بر جاي نگذاشته است. 

وی که با هفته نامه یالثارات گفت وگو می کرد، در ادامه اظهار داشت: بنده ديشب در اصفهان بودم و قصد داشتم به دفتر امام جمعه بروم، ديوار به ديوار دفتر ايشان يک اغذيه‌فروشي بود که مناظر بي‌حجابي در آن مرا به شگفتي واداشت. به ناچار به حفاظت دفتر امام جمعه رفتم و يکي از پاسداران را به اين مکان آوردم و وضعيت را به ايشان نشان دادم و اعتراض کردم که چگونه شما اجازه مي‌دهيد در کنار دفتر امام جمعه چنين وضعي حکمفرما باشد؟ 

حجت الاسلام رهبر که در پی گیری قانون روی زمین مانده حجاب و عفاف نقش قابل توجهی داشته و البته هنوز هم به گفته خود توفیقی در این راه کسب نکرده است ادامه می دهد: از طرف ديگر در مسافرت و طي پروازها، در فرودگاه‌ها مشاهده مي‌کنيم که خود مهماندارها وضعيت بسيار بدي دارند. بنده اين مطالب را اينجا مي‌گويم بلکه گوش مسئولين باز شود. من روز پنج‌شنبه از طرف هواپيمايي آسمان عازم سفر بودم، وقتي وارد هواپيما شدم فکر کردم مهماندارها قصد شرکت در مراسم عقد و عروسي دارند! که من در آنجا صداي اعتراضم بلند شد. همه اينها در حالي است که برخوردي از سوي هيچ نهادي مشاهده نمي‌شود. 

این عضو فراکسیون روحانیون مجلس همچنان تاکید کرد: من معتقدم براي مبارزه با اين بليه اجتماعي ما نبايد از پاي بنشينيم و کوتاه بياييم. نيروي انتظامي با جديت وارد کار نشده است و اين انفعال هم به آن سخنراني رئيس‌جمهور برمي‌گردد که پس از آن قدرت و اقتدار نيروي انتظامي گرفته شد. وزير کشور هم که چندين بار به مجلس آمد و به خوش و بش با نمايندگان پرداخت و گزارشي داد که ما داريم در اين زمينه کار مي‌کنيم. اما واقعيت اين است که کاري در زمينه ممانعت از اين فسق آشکار انجام نمي‌شود. کار فرهنگي را هم که درباره آن ادعا مي‌شود، برنامه‌اي برايش وجود ندارد. 

http://jahannews.com/vdcd9j0ffyt0s56.2a2y.html
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 9:30  توسط دهدوار | 

دکتر عبدالحسن زرین کوب


دو خاصیت عجیب در کلام حافظ عبارت است از تنوع و تکرار. تنوع و تکرار؟ آری، دو امر متضاد. تکرار در بعضی سخنانش هست و گویی بیشتر مربوط است به اندیشه های ثابت. بی بقایی عمر، ناپایداری جهان و ضرورت کامجویی، یک قسمت از این اندیشه هاست. اینکه دنیا تکرار مکررات است و ازین فسانه و افسون هزار دارد یاد، اینکه چون فرجام کار جهان روشن نیست بهتر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟ و اینکه چون آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد پس باید حالیا فکر سبویی کرد و باده یی؛ همه ی اینها اندیشه هایی است که شاعر را به هر جا می رود و به هر چه می اندیشد، دنبال می کند و این است سر تکرار در کلام او. 

اما شاعر نیز نه تفکرش محدود است نه سیرش. با دقت در همه چیز تأمل می کند، با علاقه همه چیز را درک و بررسی می کند و از هیچ چیز سرسری نمی گذرد. زاهد نیست که فقط به دوزخ و بهشت خویش بیندیشد و به گناه و ثواب. صوفی نیست که همه از وحدت و حلول دم زند و از کشف و شهود. نه شاعر ستایشگر است که فقط بخواهد حس تملق جویی یک ممدوح از خود راضی را ارضا کند نه ندیم بذله گوست که تنها در صدد باشد با شوخی و لطیفه اوقات خالی یک مفتخور بیکاره را پر کند. رندی است که زندگی را چنانکه هست تلقی می کند و می کوشد از تمام زوایا و اسرار آن سر در بیاورد. زندگی را تحقیر نمی کند اما برای خاطر آن نیز حاضر نیست خویشتن خویش را عرضه ی تحقیر سازد. زندگی را نمی پرستد اما برای اندیشه های موهوم هم دلش نمی خواهد آن را تباه کند. تنوع فکر و تنوع بیانش از این جاست.
 
جوش و طپش زندگی همه جا برایش محسوس است. در هر ذره ای این شوق و حرکت را حس می کند؛ در انسان، در گیاه و حتی سنگ. بینش عرفانی همه چیز را برای او از حیات پر می کند و از حرکت. دنیایی که او در آن سیر می کند، همه چیزش روح دارد و حیات. نه فقط نرگس و بنفشه دم از چشم و زلف معشوق می زنند ماه و سرو هم از روی و قد او حکایت دارند. دل حساس او هم با بلبل که مثل او یک عاشق زار است همدردی دارد، هم با صبا که مثل یک عاشق سر به کوه و بیابان نهاده است. 

اشک شمع قصه ی سوز پنهان او را درک می کند و نغمه ی چنگ، پیام یک پیر منحنی را که هم از عشرت دم می زند و هم از شاد خواری. دنیایی که بدین گونه آکنده از جوش حیات است آن قدر افقهای گوناگون در ذهن او می گشاید که شعرش را لبریز می کند از تنوع. بدین گونه تنوع یک خاصیت عمده ی کلام اوست و اگر تکرار نیز در آن هست چنان است که این تنوع را تباه نمی کند. این تکرارجویی حاکی است از یک اندیشه ی ثابت – یک درد فلسفی. 
این درد فلسفی است که شاعر در تمام اطوار حیات با آن بر خورد دارد: تزلزل زندگی و لزوم کامجویی. این چیزی است فکر او را به سوی بن بست می کشاند -بن بست حیرت. تمام فلسفه ی او همین است. فلسفه ی یک رند واقعی که زندگی را چنانکه هست می نگرد– نه بیشتر و نه کمتر. شعری که جلوه گاه همچو فلسفه ای است چه خاصیتی باید داشته باشد؟ تنوع و تکرار. زیبایی و قبولی که مزیت عمده ی شعر اوست ناشی است از تنوع. اما تکرار آن نیز چیزی نیست که آن را بتوان عجیب خواند. 

               

البته این تکرار گه گاه حتی از قلمرو یک اندیشه خارج می شود اما غالباً تکرار حاکی است از یک فکر ثابت. درست است که هر دفعه آن را با لفظ و بیان تازه ای می آورد اما رنگ تکرار که غالباً در آن هست، آن را ملال انگیز می کند و حتی لطف و زیبایی نکته های عاشقانه اش را از بین می برد. اینگونه مضمونها در شعر او بسیار است و گوناگون که شاید اجتناب از تکرار می توانست آنها را لطف و عظمت خاص ببخشد. یک جا، مثلاً صحبت از دل دردمند خویش می کند و علاج این درد را در لب معشوق می جوید که رنگ و تأثیر آن برای وی «مفرح یاقوت» را به خاطر می آورد و ذوق و گونه ی آن گلقند را.
شربت و قند و گلاب از لب یارم فرمود
نرگس او که طبیب دل بیمار منست
قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست
بوسه ای چند برآمیز به دشنامی چند

این البته نکته ای است تازه و نمونه ای از اظهار عشق اهل مدرسه در آن بحبوحه ی قرون وسطی. اما تکرار ملال انگیز، حتی با وجود دگرگونی هایی که در آن پدید آمده است نیز چنین داروی دلپذیری را بی تأثیر می کند و بی لطف، جای دیگر با جلوه ی روی معشوق احساس می کند که گلهای چمن نه جلوه ای دارند نه واقعاً حق خودنمایی. خوب، پیداست که نرگس و گل در چنین حالی وقتی بخواهند از چشم و روی معشوق دم بزنند باید واقعاً زیاده بی چشم و روی باشند. اما وقتی این حرف سه چهار بار تکرار شد دیگر چه لطف و تأثیری دارد؟ نفرت از سالوس و ریای زاهد، او را مکرر از کوره بدر می برد و مکرر او را وا می دارد که در هر آستین زاهد صد بت پنهان پیدا کند و از هر رقعه ی دلقش هزاران بت برافشاند. اما این نیز یک کشف تازه نیست و بیش از یک بار شاعر از این کشف شگرف خویش سخن می گوید و بیش از یک بار می کوشد تا از این راه خواننده را قرین اعجاب و حیرت سازد. بعلاوه این وسوسه نیز گه گاه به خاطرش می آید که زهد این زاهد از کجا که در روز رستخیز از فسق یک شرابخواره مقبولتر باشد:
ترسم که صرفه ای نبرد روزبازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
و این وسوسه را نیز تکرار می کند و در غزلها چند جا بکار می برد. 

پیام چنگ را که مثل هر پیر منحنی نصیحت گفتن را دوست می دارد، می شنود و دعوت به عشرت را در این پیام مرموز منعکس می بیند و این نکته ای تازه است که در کلام کمال خجندی هم شاید از حافظ اخذ شده است؛ اما اینکه حافظ بیش از یک بار آن را در غزلهای خویش می آورد آن را تا حدی مبتذل می کند و دست فرسود. این یک اندیشه ی خام مآبانه است که در کلام حافظ بسیار هست. اندیشه هایی که بوی فکر خیام می دهد مخصوصاً نزد او بسیار تکرار می شود و بعضی از آنها رنگ یا فکر ثابت را دارد. 

                

رند شیراز هم مثل پیر نیشابور می اندیشد و مکرر می گوید که باید عمر را غنیمت شمرد که دیگر باره ملاقات نه پیدا باشد. مثل خیام می گوید و با بیان دیگر حرف او را تکرار می کند که اگر «عشرت امروز به فردا» افتد از «دیوان قضا خط امانی» که دارد و مایه ی نقد بقا را که ضمان خواهد شد؟ 
ساقیا عشرت امروز به فردا مفکن
یا ز دیوان قضا خط امانی به من آر
یا
ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی
مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد؟

باز مثل خیام، با حیرت و شک رندانه می گوید که انسان از آنچه در درون پرده هست خبر ندارد و روزی که این پرده بر افتد که می داند حال چه خواهد بود؟ این اندیشه های خیامی مثل یک فکر ثابت، حافظ را آزار می دهد و عبث نیست که مخصوصاً آنها را مکرر بیان می کند و با بیانهای گوناگون. در این موارد مثل این است که شاعر رسالتی را حس می کند، می خواهد پرده هایی را بدرد و رازهایی را برملا کند. از این رو تکرار مضمون را اینجا عیب نمی شمرد و با جرأت و تأکید بر آن حرفهای واعظان انگشت می گذارد. 

این اندیشه ها حاصل کشف و تجربه ی باطنی یک رند است. نه قصه است که تکرارش ملال انگیز باشد نه اندرز که بازگو کردنش به سرزنش بماند. با این همه این گرایش به تکرار تنها در مضمون و اندیشه نیست. نه فقط در قافیه و ردیف شاعر گه گاه به تکرار می گراید بلکه در بعضی موارد هم مصرعها را بی هیچ فزود و کاست تکرار می کند، هم آنچه را از دیگران به تضمین می گیرد مکرر می آورد. کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش. این یک مصرع سعدی است و حافظ دو جا و در طی دو غزل این مصرع را به تضمین آورده است. (دیوان حافظ غزل 319، 321 ) «تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار» این یک مصرع از خود اوست اما دو جا و در دو غزل آن را آورده است. در چند مورد نیز یک مصرع با اندک اختلاف در دو یا چند غزل آمده است و این تکرار که به اصالت کلام شاعر لطمه می زند سخن او را مناسب کرده است برای فال که حرفهای مکرر و یکنواخت به آن تنوع می بخشد و قبول. 

http://jahannews.com/vdchi6nzv23nx-d.tft2.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 9:27  توسط دهدوار | 
مقامات لبناني از پخش فيلم ساخته شده توسط يكي از عناصر فتنه گر (حنا دختر محسن مخملباف) در اين كشور جلوگيري كردند.
به گزارش جهان به نقل از کیهان فيلم ساخته شده توسط دختر مخملباف كه براي سياه نمايي عليه جمهوري اسلامي و به سفارش آيپك-لابي صهيونيست ها- ساخته شده، قرار بود در جشنواره فيلم بيروت به حمايت از فتنه سبز به نمايش گذاشته شود.
ميترا فرهمند خبرنگار صهيونيست راديو فردا در گزارشي از مبدأ اسرائيل، با اشاره به جلوگيري از پخش فيلم ياد شده در لبنان نسبت به اين ماجرا ابراز ناخرسندي كرد. وي در عين حال در گزارش خود تصريح كرد روستاهاي شيعه نشين جنوب لبنان كه در نبرد 4 سال پيش ويران شده بودند نه تنها بازسازي شده اند بلكه پرچم جمهوري اسلامي هم در «بوستان ايران» در منطقه مارون الراس در اهتزاز است؛ جايي كه منطقه «آويويم» در شمال اسرائيل را مي توان به آساني مشاهده كرد. سيدحسن نصرالله درباره احتمال سنگ انداختن احمدي نژاد به خاك ]؟![ اسرائيل در سفر به لبنان مي گويد «اگر از من بپرسيد احمدي نژاد نه سنگ، كه خيلي چيزهاي ديگر مي تواند به اسرائيل پرتاب كند.» اشاره او به موشك است.
آنچه در گزارش راديو فردا و اقدام محافل نزديك به رژيم صهيونيستي براي بردن فيلم دختر مخملباف به بيروت و تلاش جهت پخش آن قابل تأمل است، پررويي اين محافل است چه اينكه عناصر ميداني و خياباني فتنه گران سال گذشته در جريان حاشيه سازي براي تظاهرات روز قدس شعار «نه غزه، نه لبنان» سر داده و ماهيت صهيونيستي خود را به نمايش گذاشته بودند و به همين دليل هم برخي عناصر فراري- نظير «آيدا،ق» در سايت روزنت - در گزارش هاي خود تصريح كردند كه شهروندان لبنان و فلسطين و مصر به جريان سبز در ايران به چشم مزدور و ستون پنجم اسرائيل و آمريكا نگاه مي كنند.
يادآور مي شود محسن مخملباف كه در هفته هاي اوليه فتنه در ايران، دچار توهم حاد شده و خود را سخنگوي جريان سبز در خارج معرفي كرده بود، بارها خواستار تحريم و فشار نظامي عليه ملت ايران شد.
گفتني است اخيرا سايت وزارت خارجه رژيم صهيونيستي از عناصر اپوزيسيون و همراه فتنه گران در خارج خواست تا به تل آويو رفته و ضمن حضور در مرزهاي شمالي فلسطين اشغالي عليه سفر رئيس جمهور ي اسلامي ايران به لبنان شعار [احتمالا نه غزه، نه لبنان!] سر بدهند.در همان حال از سران فتنه دعوت كرد تا از طريق اسكرين بوردهايي -مانيتورهاي بزرگ تلويزيوني- كه اسرائيل در مرز فلسطين اشغالي با لبنان نصب مي كند براي اپوزيسيون و عليه دكتر احمدي نژاد سخنراني كنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 9:24  توسط دهدوار | 

حسن پاكروان، 1290ش. در تهران به دنيا آمد. پدرش «فتح الله پاكروان‌» از دولتمردان رضاخاني، در قتل عام مسجد گوهرشاد، استاندار خراسان بود‌. حسن پاكروان تحصيلات نظامي را در دانشكده‌هاي «بواتيه‌» و «فونتن بلو» فرانسه به پايان رساند و در 1312ش. به ايران بازگشت و مدتها مربي دانشكده افسري بود. در سالهاي 1320-1322 افسر ستاد ارتش‌، و در سالهاي 1323 تا 1324 فرمانده پادگان بوشهر و افسر انتظامات بنادر جنوب بود. پاكروان در سالهاي 1325 تا 1327 افسر ركن دوم ستاد ارتش بود. و در سالهاي 1328 تا 1329 به عنوان وابسته نظامي به پاكستان رفت‌. پس از بازگشت به ايران مدتي رياست ركن دوم ارتش را به عهده داشت و مجدداً در سالهاي 1333 و 1334 به سمت وابسته نظامي به هند رفت‌. با تأسيس ساواك در اسفند 1335، پاكروان معاون ساواك شد و در اسفند 1339 با بركناري سپهبد تيمور بختيار به رياست ساواك رسيد. درباره دوران رياست پاكروان بر ساواك ارتشبد فردوست در خاطرات خود سخن گفته است‌.
سرلشكر حسن پاكروان تا 1343 ش. رياست ساواك را به عهده داشت. او از عوامل مؤثر درحمله به مدرسه فيضيه قم است. پاكروان پس از كناره‌گيري‌ از ساواك جاي خود را به ارتشبد نعمت الله نصيري داد و به عنوان وزير اطلاعات وارد نخستين كابينه هويدا شد (1343-1345). پاكروان از شهريور 1345 تا مهر 1348 سفير ايران در پاكستان بود. او سپس سفير ايران در فرانسه شد و تا آبان 1352 در پاريس مستقر بود. در بازگشت به ايران، از سال 1352 توسط ارتشبد فردوست در بازرسي شاهنشاهي به كار گرفته شد و در مهرماه 1356 مشاور و سرپرست امور مالي وزارت دربار شد. پاكروان پس از انقلاب دستگير و در تاريخ 22/1/58 همراه جمعي از بلندپايگان رژيم پهلوي تيرباران شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 7:58  توسط دهدوار | 

پيش ازينت بيش ازين انديشه ء عشاق بود

    مهرورزى تو با ما شهره ء آفاق بود

ياد باد آن صحبت شبها كه با نوشين لبان

    بحث سر عشق و ذكر حلقه ء عشاق بود

پيش ازين كاين سقف سبز و طاق مينا بر كشند

    منظر چشم مرا ابروى جانان طاق بود

از دم صبح ازل تا آخر شام ابد

    دوستى و مهر بر يك عهد و يك ميثاق بود

حسن مه رويان مجلس گرچه دل مى برد و دين

    بحث ما در لطف طبع و خوبى اخلاق بود

سايه ء معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

    ما به او محتاج بوديم او بما مشتاق بود

رشته ء تسبيح اگر بگسست معذورم بدار

    دستم اندر ساعد ساقى سيمين ساق بود

بر در شاهم گدايى نكته اى در كار كرد

    گفت بر هر خوان كه بنشستم خدا رزاق بود

در شب قدر ار صبوحى كرده ام عيبم مكن

    سرخوش آمد يار و جامى بركنار طاق بود

شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد

    دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود

 

                        پيش از آن كاين نه رواق چرخ اخضر بر كشند

                        دور شاه كامگار و عهد بواسحاق بود

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 7:56  توسط دهدوار | 

امير اسدالله علم‌در 1298 شمسي در بيرجند متولد شد. پدرش ابراهيم علم معروف به «شوكت الملك‌» ـ از خوانين قائنات و سيستان ـ در كودتاي 1299 ش. متحد رضاخان بود. او در پي اين كودتا حكمران قائنات و سيستان و بلوچستان شد و چند دوره نيز وزارتخانه پست و تلگراف وتلفن را برعهده داشت‌. علم تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش گذراند، همزمان نيز به فراگيري زبانهاي انگليسي و فرانسه پرداخت‌. زماني كه ابراهيم علم توسط رضاشاه به تهران فراخوانده شد، اسدالله نيز در 15 سالگي به تهران آمد و در مدرسه عالي كشاورزي كرج به تحصيل مشغول شد. او در پنجم مرداد 1321 ليسانس (مهندسي كشاورزي‌) گرفت و سپس با دختر ابراهيم قوام ـ قوام الملك شيرازي ـ از رجال دوره رضاخان ازدواج كرد. اميراسدالله با اعمال نفوذ پدرش‌، در 1323، پيشكار مخصوص محمدرضا شاه شد و اين سمت را تا اواسط 1326 ش‌. حفظ كرد. در اين سال از سوي قوام السلطنه به فرمانداري كل سيستان وبلوچستان منصوب شد; در 1327 ش‌. در كابينه دوم ساعد مراغه‌اي سمت وزارت كشاورزي را عهده‌دار شد. او اين سمت را در كابينه رجبعلي منصور نيز حفظ كرد ودر كابينه رزم‌آرا وزير كار شد.
با قتل رزم‌آرا ونخست وزيري مصدق‌، علم از سوي شاه سرپرست اداره املاك ومستغلات پهلوي شد. او درجريان كودتاي 28 مرداد 1332 كه به سقوط دولت مصدق انجاميد، با عوامل جاسوسي انگليس ازجمله برادران رشيديان و شاپور ريپورتر هماهنگ بود و پس از كودتا وقدرت گرفتن شاه نيز در حلقة مشاوران شاه درآمد.
پس از كناره‌گيري سپهبد فضل الله زاهدي در فروردين 1334، علم در كابينه حسين علاء وزير كشور شد. او در اين سمت كه تا فروردين 1336 ادامه داشت‌، استانداران و فرمانداران سراسر كشور را تعويض كرده و عناصر مورد اعتماد شاه را جايگزين ساخت‌. وي در همين دوره انتخابات مجلس نوزدهم را برگزار كرد. كنترل و جلوگيري از انتشار مطبوعات مخالف از ديگر اقدامات وي در مقام وزارت كشور بود. لايحه تأسيس ساواك نيز در همين دوره تهيه و تقديم مجلس شد .
پس از تشكيل كابينه دكتر منوچهر اقبال در فروردين 1336، علم در 27 ارديبهشت همان سال «حزب مردم‌» را درچارچوب تحقق سياست‌هاي انگليس در ايران تشكيل داد. اما رياست وي بر اين حزب تنها تا پايان دوران نخست وزيري اقبال ـ شهريور 1339 ـ دوام يافت و به دنبال افتضاحات انتخابات تابستان 1339 ـ مجبور به استعفا از دبيركلي حزب مردم شد.
اميراسدالله علم پس از عزل علي اميني از مقام نخست وزيري‌، در تير 1341 مأمور تشكيل كابينه شد و تا اسفند سال بعد عهده‌دار اين سمت بود.
مهمترين رويداد اين دوره تصويب لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي بود. اين لايحه به دليل آنكه ماهيت ضداسلامي داشت مورد اعتراض شديد روحانيون به ويژه امام خميني‌(ره‌) قرار گرفت و اوجگيري مخالفت‌هاي مردمي سبب شد تا علم از اصرار بر تصويب لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي عقب نشيني كرده و لغو آن را در آذر 1341 اعلام نمايد.
برگزاري رفراندم ششم بهمن 1341 و تحريم آن توسط مردم‌، كشتار طلاب در مدرسه فيضيه قم در فروردين 1342، بازداشت حضرت امام خميني در 15 خرداد 1342 و سپس سركوب خونين قيام پانزده خرداد از ديگر رويدادهاي عمده دوران نخست وزيري علم بود.
علم پس از استعفا از نخست وزيري‌، در اسفند 1342، به رياست دانشگاه پهلوي شيراز منصوب شد واين سمت را تا 1345 حفظ كرد . او در اين سمت مفاسد اخلاقي و اداري فراواني را مرتكب شد كه خشم دانشجويان را بر انگيخت .وي سپس در 19 آبان اين سال وزير دربار شد. وي همزمان چندين مقام تشريفاتي ديگر از جمله آجوداني مخصوص محمدرضا شاه‌، نمايندگي ويژه شاه در هيأت مديره بنياد پهلوي‌، عضويت درهيأت مديره بنگاه ترجمه و نشر كتاب‌، مديريت عامل كميته پيكار با بيسوادي‌، عضويت در هيأت مديره سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي و دبيركلي «حزب مردم‌» را به تدريج برعهده گرفت‌. با اين حال وزارت دربار مهمترين شغل سياسي وي بود.
باانتصاب علم به وزارت دربار، دولت هويدا تا حد زيادي از تصميم‌گيري‌هاي مهم و سياست گذاري‌هاي كلان كشور كنار نهاده شد و نقش آن تنهابه امور اجرائي كشور تنزل يافت‌. علم در دوران حاكميت خود بر وزارت دربار در بسياري از تصميم‌گيري‌هاي كشور دخالت مي‌كرد. او در اين سمت محرك شاه در بركناري سرلشكر پاكروان رئيس ساواك و انتصاب سپهبد نصيري به رياست اين سازمان بود. با اين انتصاب‌، سازمان اطلاعات و امنيت كشور به مراتب بيشتر از گذشته تحت كنترل و نظارت مستقيم دربار شاه درآمد. در مراحل بعد به تدريج وزارتخانه‌هاي خارجه‌، دفاع‌، كشور و نفت نيز تحت نفوذ و كنترل مستقيم دربار درآمدند. علم به عنوان تنظيم كننده اين نوع ارتباط، در تمام سال‌هاي وزارت خود در دربار، رابطه با مأموران سياسي و اطلاعاتي انگليس را در ايران حفظ كرد. او در اين سالها عامل تحكيم منافع انگليس در ايران بود و بادولتمردان و سفراي امريكا نيز رابطه صميمانه‌اي برقرار كرده بود.
علم ازعوامل فعال يكي ازشبكه‌هاي جاسوسي و اطلاعاتي بود كه توسط وي و «شاپور ريپورتر» در همسوئي با اقدامات امريكا و انگليس‌، ساقط كردن دولت مصدق را برعهده داشت‌. اين شبكه تحكيم پايه‌هاي سلطنت پهلوي را هدف خود قرار داده بود و در دو دهه پاياني عمر رژيم پهلوي نقشي فعال‌، اما پنهان‌، در عرصه سياسي و اجتماعي و اقتصادي كشور داشت‌. علم در اين فعاليت‌ها از تجارب پدر و پدرزنش بهره فراوان برد. وي در شبكه «بدامن‌» توانست با تطميع‌، بسياري از عناصري را كه در مسائل احزاب و گروه‌هاي سياسي صاحبنظر بودند تحت نفوذ خود درآورد. شبكه «بدامن‌» به مرور چنان گسترش يافت كه با شبكه‌هاي جاسوسي امريكا (سيا)، انگليس (اينتليجنس سرويس‌) و اسرائيل (موساد) پيوند خورد و در كليه شئون سياسي واقتصادي و فرهنگي كشور نقش خود را ماهرانه ايفا نمود.
اين شبكه زمينه‌ساز توسعه نفوذ صهيونيست‌ها در ايران و عامل افتتاح سفارت اسرائيل در تهران بود. در 1356 نيز كه علم براي معالجه بيماري خود بارها مجبور به ترك كشور كند و بستري شدن در بيمارستان‌هاي اروپا بود، به عنوان وزير دربار، مسائل سياسي ـ اجتماعي كشور را پيگيري مي‌كرد. روند بيماري سرطان خون علم كه نهايتاً منجر به مرگ وي شد، ازاواخر دهه 40 و اوايل دهه 1350 آغاز شده بود. اولين باري كه علم به يك نوع بيماري ناشناخته در وجود خود اشاره كرد تيرماه 1349 بود كه علايم آن كاهش تدريجي وزن بدنش بود. با توجه به وخامت اوضاع علم‌، بالاخره شاه با پيشنهاد كناره‌گيري وي موافقت كرد و از آبان سال 1356 علايم مرگ‌آور بيماري وي نمايان شد. 19 آبان در حالي كه در بيرجند به استراحت مشغول بود دچار خونريزي داخلي شد و جهت ادامه معالجه به تهران انتقال داده شد. روز بعد به پاريس اعزام شد و پس از مسافرتي كوتاه به ايران بازگشت‌. اما در اواخر دي 56 در بيمارستان‌هاي پاريس بستري شد. پس از آن كه به رغم چند عمل جراحي حال وي همچنان رو به وخامت نهاده بود، جهت مراقبت و معالجه بيشتر در اواخر سال 1356 به امريكا اعزام شد و در بيمارستان شهر نيويورك بستري گرديد. در آن زمان پيش‌بيني پزشكان امريكايي كه معتقد بودند علم زنده نمي‌ماند، صحيح از آب درآمد و سرانجام وي در ساعت 11 روز جمعه 25 فروردين 1357 در بيمارستاني در نيويورك درگذشت‌. روز بعد جسدش به تهران انتقال يافت و روز يكشنبه 27 فروردين 1357 در اقامتگاه خانوادگي خاندان علم در حرم مطهر حضرت رضا(ع‌) به خاك سپرده شد.

 موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 مهر1389ساعت 13:31  توسط دهدوار | 

دلم رميده ء لولى و شيست شورانگيز

دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آميز

فداى پيرهن چاك ماهرويان باد

هزار جامه تقوى و خرقه ء پرهيز

خيال خال تو با خود به خاك خواهم برد

كه تا ز خال تو خاكم شود عبيرآميز

فرشته عشق نداند كه چيست اى ساقى

بخواه جام و گلابى به خاك آدم ريز(220)

پياله بر كفنم بند تا سحرگه حشر

به مى ز دل ببرم هول روز رستاخيز

فقير و خسته به درگاهت آمدم رحمى

كه جز ولاى توام نيست هيچ دست آويز

بيا كه هاتف ميخانه دوش با من گفت

كه در مقام رضا باش وز قضا مگريز

 

ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست

تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 مهر1389ساعت 13:23  توسط دهدوار | 

ياد باد آن كه نهانت نظرى با ما بود  

رقم مهر تو بر چهره ء ما پيدا بود

ياد باد آن كه چو چشمت به عتابم مى كشت

معجز عيسويت در لب شكرخا بود

ياد باد آن كه رخت شمع طرب مى افروخت

وين دل سوخته پروانه ء ناپروا بود

ياد باد آن كه چو ياقوت قدح خنده زدى

در ميان من و لعل تو حكايتها بود

ياد باد آن كه صبوحى زده در مجلس انس

جز من و يار نبوديم و خدا با ما بود

ياد باد آن كه در آن بزمگه خلق و ادب

آن كه او خنده ء مستانه زدى صهبا بود

ياد باد آن كه نگارم چو كمر بر بستى

در ركابش مه نو پيك جهان پيما بود

ياد باد آن كه خرابات نشين بودم و مست

وآنچه در مسجدم امروز كم است آنجا بود

ياد باد آن كه باصلاح شما مى شد راست

نظم هر گوهر ناسفته كه حافظ را بود

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 مهر1389ساعت 8:11  توسط دهدوار | 

 

در ۱۸ مرداد 1298 ـ 9 اوت 1919 ـ قرارداد وثوق الدوله با انگلستان به امضاء رسيد.
پس از خاتمه جنگ اول جهاني، انگلستان ـ يكي از فاتحين اين جنگ ـ قدرت مسلط خارجي در ايران به شمار مي‌آمد. زيرا نه تنها نيروهاي عثماني و حاميان آلماني آنها شكست خورده و از خاورميانه بيرون رانده شده بودند، بلكه روسيه هم به علت بروز انقلاب بلشويكي دچار آشفتگي و جنگ داخلي بود. بر اين اساس انگليسي‌ها نيروهاي خود را تا شمال ايران پيش رانده و از طريق مرزهاي جنوبي روسيه به نيروهاي مخالف رژيم كمونيستي جديد روسيه كمك مي‌كردند. انگليسي‌ها براي تثبيت نفوذ خود در ايران، در نهم اوت 1919 و در شرايطي كه احمدشاه قاجار در آخرين ماههاي حكومت خود فاقد هرگونه نفوذ سياسي در كشور بود و سلسله قاجار در آستانه انقراض قرار داشت‌، قراردادي با نخست وزير وقت ايران ـ وثوق الدوله ـ امضاء كردند. به موجب اين قرارداد كليه تشكيلات نظامي ومالي ايران تحت نظارت انگليسي‌ها قرار مي‌گرفت و امتياز راه‌آهن و راه‌هاي شوسه ايران نيز به آنها واگذار مي‌شد. پس از امضاي اين قرارداد، بين وثوق الدوله و «سرپرسي كاكس‌» وزير مختار انگليس، كه خبر آن محرمانه نگاه داشته شده بود، انگليسي‌ها منتظر تصويب قرارداد از طرف مجلس ايران نمانده و يك هيأت نظامي به رياست ژنرال «ديكسون‌» و يك هيأت مالي به رياست «آرميتاژ اسميت‌» براي تشكيل سازمان جديد ارتش ايران و اداره امور ماليه كشور به ايران فرستادند.
قرارداد 1919 كه ايران را عملاً تحت الحمايه انگلستان قرار مي‌داد با مخالفت شديد افكار عمومي مواجه شد و به تصويب مجلس نرسيد. چهره هايي چون مرحوم سيد حسن مدرس نقش مهمي در افشاي ابعاد اين معاهده و بسترسازي براي لغو آن ايفا كردند .حتي احمدشاه قاجار نيز تحت تأثير مخالفت‌هاي گسترده مردم، حاضر نشد اين قرارداد را تاييد كند. وثوق الدوله با فشار افكار عمومي در چهارم تير 1299 استعفا داد و مشيرالدوله ـ جانشين وي ـ قرارداد را لغو وعذر مستشاران انگليسي را خواست‌.


وثوق الدوله كه بود؟
حسن وثوق ـ وثوق الدوله ـ برادر بزرگ احمد قوام ـ قوام السلطنه ـ 1251ش‌. در تهران متولد شد. پس از فراگيري تحصيلات مقدماتي و آموختن صرف و نحو عربي و دستور زبان فارسي زبان‌هاي فرانسه و انگليسي را آموخت‌. در دوره اول مجلس شوراي ملي (مهر 1285 تاتير 1287) از تهران به نمايندگي انتخاب شد. در كابينه سپهدار اعظم (محمد ولي‌خان تنكابني‌) براي نخستين بار به وزارت دادگستري منصوب شد. در كابينه صمصام السلطنه وزير خارجه بود و در كابينه مستوفي الممالك وزير ماليه بود. در 1295 ش. از سوي احمدشاه به رئيس الوزرايي منصوب شد، اما در خرداد سال بعد، از اين سمت استعفا كرد. سپس در كابينه عين الدوله وزير علوم و اوقاف شد. وي مجدداً در تير 1297 توسط احمدشاه رئيس الوزرا شد واين سمت را تا تير 1299 حفظ كرد. او سپس راهي اروپا شد اما مصادف با كودتاي سوم اسفند رضاخان به تهران آمد. در اروپا براي توفيق كودتاي رضاخان رايزني‌هايي با انگليسي‌ها داشت‌. با اين وجود پس ازبازگشت به تهران، رضاشاه در يك حركت عوامفريبانه، مبلغ دويست هزار تومان رشوه دريافتي از انگلستان را در رابطه با قرارداد 1919 از وي بازستاند. وثوق الدوله در اواخر عمر يك بار ديگر به نمايندگي مجلس انتخاب شد. و سپس در دي 1314 رياست فرهنگستان اول را عهده‌دار گرديد. وي كه شاعر نيز بود در 5 بهمن 1329، در 78 سالگي در تهران درگذشت و در قم به خاك سپرده شد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 مهر1389ساعت 8:3  توسط دهدوار | 

  زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست    پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

 نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان     نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

  سر فرا گوش من آورد به آواز حزین               گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند           کافر عشق بود گر نشود باده پرست

 برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر            که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

 آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم           اگر از خمر بهشت است وگر باده مست

خنده جام می و زلف گره گیر نگار                 ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست

                                                                                                       « حافظ » 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 16:18  توسط دهدوار | 








دوش می​آمد و رخساره برافروخته بودرسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبیجان عشاق سپند رخ خود می​دانستگر چه می​گفت که زارت بکشم می​دیدمکفر زلفش ره دین می​زد و آن سنگین دلدل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریختیار مفروش به دنیا که بسی سود نکردگفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ تا کجا باز دل غمزده​ای سوخته بودجامه​ای بود که بر قامت او دوخته بودو آتش چهره بدین کار برافروخته بودکه نهانش نظری با من دلسوخته بوددر پی اش مشعلی از چهره برافروخته بودالله الله که تلف کرد و که اندوخته بودآن که یوسف به زر ناسره بفروخته بودیا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود

 

http://hafez.recent.ir/default.aspx?item=889

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 16:15  توسط دهدوار | 
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگوسخن رنج مگو جز سخن گنج مگودوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتگفتم ای عشق من از چیز دگر می​ترسممن به گوش تو سخن​های نهان خواهم گفتقمری جان صفتی در ره دل پیدا شدگفتم ای دل چه مه​ست این دل اشارت می​کردگفتم این روی فرشته​ست عجب یا بشر استگفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شدای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیالگفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگوور از این بی​خبری رنج مبر هیچ مگوآمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگوگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگوسر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگودر ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگوکه نه اندازه توست این بگذر هیچ مگوگفت این غیر فرشته​ست و بشر هیچ مگوگفت می​باش چنین زیر و زبر هیچ مگوخیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگوگفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 12:48  توسط دهدوار | 
«برندن برول» نویسنده ای که در زمینه مطالب علمی و بهداشتی تخصص دارد مجموعه ای بی نظیر از تصاویر میکروسکوپی الکترونی جمع آوری کرده و در قالب کتابی به نام «ریزجهان» منتشر کرده است.

به گزارش مهر، تصاویر موجود در این کتاب هر سوژه ای را در خود گنجانده است. از غبارهایی که روزانه بر روی لوازم خانه می نشینند تا بخشهای مختلف بدن انسان.

این تصاویر که با همکاری بیش از 20 متخصص میکروسکوپی و با استفاده از تعدادی از میکروسکوپهای قدرتمند به ثبت رسیده اند در واقع سفری در میان جهانی مینیاتوری هستند که غیر ممکن ترین بخشهای زندگی انسان را در خردترین جزئیات نمایان کرده اند.

تصاویر با استفاده از میکروسکوپهای قدرتمند نوری و میکروسکوپهای الکترونی به ثبت رسیده اند، میکروسکوپهایی که موضوع عکس را با استفاده از الکترونها بمباران کرده و تصویر موضوع را با کمک رایانه خلق می کند.

این کتاب بر روی 6 بخش از قبیل جانورشناسی، بدن انسان، و گیاه شناسی متمرکز شده است. به گفته «برول» این کتاب می تواند زیبایی پدیده هایی که برای دیدن بسیار کوچک هستند را به خوانندگان نشان دهد.

در ادامه برگزیده ای از این تصاویر که با استفاده از میکروسکوپهای اسکن الکترونی یا SEM به ثبت رسیده اند را مشاهده خواهید کرد:



مورچه چوب با میکروچیپی در دهان



سطح میکروتراشه سیلیکونی EPROM



سطح پوست به ظاهر لطیف انسان به همراه تارهای مو



 پوست توت فرنگی



می دانستید این همه باکتری روی زبانتان زندگی می کند؟



گرد و غبار خانگی که در آن تراشه های چوبی، موی گربه، حشره ها و ترکیبات پیچیده دیده می شوند

 

سر پشه

 

کاغذ سیگار، کریستالهای آبی رنگ مواد افزودنی هستند که با تولید اکسیژن آتش سیگار را روشن نگه می دارند
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 8:50  توسط دهدوار | 

 حكما و فقها وقتى با يكديگر مكاتبه مى نمودند، سه مطلب را ذكر مى نمودند:

از امام صادق عليه السلام از پدرشان از پدرانشان از امير مؤمنان صلوات الله عليهم روايت شده كه ايشان فرمودند: حكما و فقها وقتى با يكديگر مكاتبه مى نمودند، سه مطلب را ذكر مى نمودند و مطلب چهارمى همراه آن نبود:

 كسى كه تمام مقصود او آخرت باشد، خداوند مقصود او را از دنيا كفايت فرمايد؛

 و كسى كه نهان خود را اصلاح نمايد، خداوند آشكارِ او را اصلاح فرمايد؛

 و هر كس آنچه را كه بين او و خداوند است اصلاح نمايد، خداوند آنچه را كه بين او و مردم است اصلاح فرمايد.

 خودش مى داند چه وقت ظهور مى كند

در روايتى از امام صادق ـ عليه  السّلام ـ آمده است كه فرمود:

« شيعَتُنا أَصْبَرُ مِنّا،... لِأَنّا نَصْبِرُ عَلى ما نَعْلَمُ، وَ شيعَتُنا يَصْبِروُنَ عَلى ما لا يَعْلَموُنَ. »

شيعيان ما از ما صابرتر هستند... زيرا ما براى آن چه مى  دانيم صبر مى  كنيم، ولى آن  ها بر آن چه نمى  دانند، صبر مى كنند.[1] حضرت غائب ـ عجّل  اللّه  تعالى  فرجه  الشّريف ـ عجب صبرى دارد! با اين كه از تمام آن چه كه ما مى  دانيم و يا نمى  دانيم اطّلاع دارد و از همه  ى امور و مشكلات و گرفتارى  هاى ما با خبر است. خود حضرت هم منتظر روز موعود است و خودش مى  داند كه چه وقت ظهور مى  كند اين كه گفته مى  شود كه آن حضرت وقت ظهورش را نمى  داند، درست نيست.



[1] اصول كافى، ج 2، ص 93؛ بحار الانوار، ج 68، ص 80. نيز ر.ك: بحار الانوار، ج 24، ص 216؛ ج 68، ص 84؛ تفسير قمى ، ج 1، ص 365؛ ج 2، ص 141.

    ديگر نيازمند نشدم!

شخصى از اهل علم مى  گفت: در كربلا يا نجف كه بوديم، گاهى در مضيقه قرار مى  گرفتيم به حدّى كه آب و نان نداشتيم، خانواده مى  گفت: فلان آقا مرجع است، برو از او بخواه؛ و من مى  گفتم: اين كار را نمى  كنم، و اگر اصرار بكنيد مى  گذارم و از خانه بيرون مى  روم.

اين جاست كه انسان  هاى موجّه موظّفند كه به مستحقّين و افراد باحيا و عزّت نَفْس كه نه تنها اظهار فقر و احتياج نمى  كنند، بلكه چه بسا اظهار غنا و دارايى مى  نمايند: « يُنْفِقُ نَفَقَةَ الْفُقَرآءِ وَ يَتَظاهَرُ كَالاْءَغْنياءِ.»؛ (مانند افراد نيازمند خرج مى  كند، و مانند اغنيا تظاهر به دارايى مى  كند.) كمك كنند و افرادى را جهت فحص و تجسّس از حال آن  ها قرار دهند.

در هر حال، آن شخص مى  گفت: شب خواب ديدم كسى در مى  زند، امام زمان ـ عجّل  اللّه  تعالى  فرجه  الشّريف ـ بود، دستش را بوسيدم، وارد خانه شدند و مقدارى نشستند،و هنگام تشريف بردن ديدم چيزى زير تشك گذاشتند، بعد از تشريف بردنشان در عالم خواب نگاه كردم ببينم چه گذاشته  اند، ديدم يك فلس عراقى را گذاشته  اند، كه كوچكترين واحد پول عراق و « أَقَلُّ ما يُباعُ وَ يُشْتَرى بِهِ »؛ (كمترين مبلغى كه مى  توان با آن چيزى را خريد و يا فروخت.) است كه شايد فقرا هم آن را قبول نكنند از خواب بيدار شدم و بعد از آن خواب ديگر به فقر گرفتار نشدم. از اصفهان حواله  ى صد يا هشتاد تومان رسيد و وضع ما رو به بهبودى رفت. ما كه چنين ملاذ و ملجأى تكيه گاه و پناه  گاهى . داريم، چه احتياجى به ديگران داريم؟! محال است كسى راه قناعت را پيشه نكند و به آن چه دارد راضى گردد برعكس، اگر كسى قناعت كند، مايحتاجش به او مى  رسد، هر چند زياد باشد، از سخنان امام صادق ـ عليه  السّلام ـ است كه فرمود: « ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَنْ لا يَفْتَقِرَ. » [1]من براى كسى كه ميانه روى پيشه كند، ضمانت مى  كنم كه نيازمند ديگران نگردد.



[1] كافى، ج 4، ص 53؛ من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 64؛ ج 3، ص 167.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 8:47  توسط دهدوار | 
 
سایت روزنامه جوان نوشت: مقام معظم رهبری در پاسخ به استفتائاتی در مورده پناهنده شدن، مطالبی را بیان کرده‌اند.

در پایگاه اطلاع رسانی حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری آمده است:

س 1384: پناهندگى سیاسى به کشورهاى خارجى چه حکمى دارد؟ آیا جعل داستان غیرواقعى براى دستیابى به پناهندگى سیاسى، جایز است؟

پاسخ: پناهندگى سیاسى به دولت غیر مسلمان تا زمانى که مفسده‏اى بر آن مترتّب نشود، فى‏نفسه اشکال ندارد. ولى براى دست‌یابى به آن، توسل به دروغ و جعل چیزى که واقعیت ندارد، جایز نیست.

س 1385: آیا براى یک شخص مسلمان مهاجرت به کشورهاى غیراسلامى جایز است؟

پاسخ: اگر خوف انحراف از دین وجود نداشته باشد این کار اشکال ندارد و واجب است در آنجا بعد از رعایت احتیاط و مواظبت نسبت به دین ومذهب به مقدارى که توانایى دارد مبادرت به دفاع از اسلام و مسلمین نماید.
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 8:40  توسط دهدوار | 

رضاخان در مدت سلطنت شانزده ساله خود اقدامات زيادي در جهت غربي سازي جامعه ايراني به كار بست. روش وي نيز در اين راه ديكتاتوري مطلق بود. وي در اواخر سلطنت به توسعه روابط با آلمان علاقه يافت و مقارن آغاز جنگ دوم جهاني‌، تعدادي از كارشناسان آلماني در مؤسسات ايران مشغول كار شدند. متفقين از دولت ايران خواستند تا همه كارشناسان آلماني را اخراج كند، در غير اينصورت ايران را به اشغال نظامي تهديد كردند.
رضاخان با اين كه با حمايت مستقيم انگليسي‌ها در اسفند 1299 دست به كودتا زده و قدرت را به دست گرفته بود با آغاز جنگ دوم جهاني و پيشرفت سريع آلماني‌ها روابط سياسي دوستانه‌اي با هيتلر برقرار كرد. البته ايران به طور رسمي بيطرفي خود را در جنگ اعلام كرده بود، اما انگليسي‌ها به شدت از گسترش فعاليت آلماني‌ها در ايران نگران بودند و تلاش رضاخان را براي نزديكي به آلمان با سوءظن دنبال مي‌كردند.
روز اول تير 1320 نيروهاي آلمان هيتلري به روسيه حمله كردند. با اين حمله و باتوجه به اتحاد روسيه و انگليس در برابر دشمن مشترك‌، ايران هم در برابر تهديد جدي قرار گرفت‌. روز 5 تير دولت‌هاي روسيه و انگلستان طي دستورالعمل مشتركي، از رضاشاه خواستند تا نسبت به اخراج مستشاران آلماني از ايران اقدام كند. اين تصميم كه از سوي «سر ريدز بولارد» سفير انگليس و «اسميرنوف‌» سفير روسيه اتخاذ شد و طي ملاقاتي با رضاشاه به وي ابلاغ گرديد، در پنجمين روز حمله آلمان به روسيه رخ داد.
رضاشاه در پاسخ سفيران انگليس و شوروي اظهار داشت كه ايران كشور بيطرفي است وفعاليت آلماني‌ها در ايران هم محدود به كارهاي ساختماني و امور بازرگاني است‌.
روز 28 تير اخطار ديگري به ايران داده شد وبالاخره روز 25 مرداد يادداشت مشترك انگليس وروسيه‌، به منزله اتمام حجت به ايران بود.
سرانجام‌، روز سوم شهريور 1320 سربازان ارتش سرخ از مرزهاي شمال ونيروهاي انگليس از طريق بنادر جنوب به ايران حمله‌ور شدند وسفيران انگليس و روسيه صبح همان روز علت اين اقدام را طي يادداشت‌هاي جداگانه‌اي به نخست‌وزير وقت ايران ابلاغ كردند.
سفير كبير شوروي و وزيرمختار انگليس در منزل علي منصور نخست وزير وقت ايران حضور يافته، طي يادداشتي حمله قواي خود را به ايران ابلاغ نمودند. علي منصور نيز متعاقباً در كاخ سعدآباد رضاشاه را در جريان قرار داد. نمايندگان روس وانگليس‌، علت اين مداخله را وجود تعداد زيادي كارشناس آلماني در ايران ذكر كردند. دخالت نظامي شوروي وانگلستان در ايران به فاصله سه هفته پيش از تبعيد رضاشاه به خارج از كشور رخ داد.
در همان روز شروع حمله‌، تلگراف مفصلي به امضاي رضاشاه به عنوان روزولت رئيس جمهور امريكا مخابره شد كه سرآغاز دوران جديد روابط ايران و امريكا به شمار مي‌آيد. هرچند امريكايي‌ها در آن شرايط نمي‌توانستند كاري براي جلوگيري از اشغال ايران انجام دهند، اما زمينه مداخلات بعدي آنها فراهم شد.
روزولت 11 شهريور 1320، در حالي كه نيروهاي روس و انگليس در شمال وجنوب ايران مستقر شده بودند، به تلگراف رضاشاه پاسخ داد. رضاشاه زماني پاسخ نامه را دريافت كرد كه تمام شرايط انگليس و روسيه را پذيرفته بود؛ اتباع آلماني را از ايران اخراج كرده بود و راه‌آهن وجاده‌هاي شمالي و جنوبي كشور را در اختيار نيروهاي اشغالگر قرار داده بود.
با اين همه، مبادله پيام ميان رضاشاه و روزولت عملاً وضع را مشكل‌تر كرد. انگليس و روس‌ پيش از آن كه رضاشاه بتواند روابط نزديكتري با امريكا برقرار سازد، وي رابراي استعفا از مقام سلطنت تحت فشار قرار دادند. در نهايت هم او را از پادشاهي بركنار كردند وپسرش محمدرضا راجايگزين كردند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مهر1389ساعت 10:9  توسط دهدوار | 

تهیه کننده :

محمّد نوری

 جمعه شب هفته­ی گذشته اولین قسمت از سریال مختارنامه به کارگردانی داوود میرباقری از شبکه یک سیما پخش شد. به نظر می­رسد این سریال هم مانند دیگر سریال­های مذهبی ساخته­ی میرباقری ( امام علی (ع) ، معصومیت از دست رفته و... ) نقاط قوت و  ضعف مختلفی در متن خود داشته باشد. معمولاً کدهای مورد اشاره­ی میرباقری قابل تامل بوده و بعضاً بطور صریح قابل مقایسه با شرایط زمان کنونی است. کدهایی مانن موارد زیر :

* فتنه­انگیزی مرد عجم علیه اعراب و تلاش وی در جهت از بین بردن وحدت یاران امام حسن (ع)

* شایعه پراکنی افراد مزدور یا منافق علیه امام حسن (ع)

* پرت بودن فردی که پس از شنیدن خبر مجروحیت خلیفه­ی مسلمین، فکر کرد معاویه مجروح شده ! ( هنوز نمی­دانست امام حسن خلیفه است و معاویه را در این جایگاه می­پنداشت .)

* دغدغه­مندی مرد فروشنده نسبت به کساد شدن کسب و کار خود ، پس از مشاهده­ی اوضاع نابسامان شهر

* ذکر مصائب گوناگون اهل بیت عصمت و طهارت توسط مرد عجم منتهی در جهت مقاصد فتنه­انگیزانه­اش

 

اما انتقادی که می­توان به این سریال داشت می­تواند شامل مجموعه اتفاقات و رخدادهایی باشد که به صورت تخیلی توسط نویسنده به اصل داستان اضافه شده و گاهی اوقات تاثیرات مثبت یا منفی قابل ملاحظه­ای را بر روی مخاطب خواهد گذاشت.

 انتقاد دیگر مصلحت­گرایی بیش از حد مختار در ابتدای داستان این سریال است تا جایی که بر تصمیمات امام معصوم خود ( حسن ابن علی (ع)) خرده گرفته و صریح و بی­پرده برخی اقدامات امام را اشتباه می­خواند !  لذا چنین به نظر می­رسد که میرباقری کار بسیار سختی پیش رو خواهد داشت که تا انتهای سریال چنین شخصیت متزلزل ساخته­ی ذهن خود را تبدیل به فردی کند که مورد اعتماد اهل بیت بوده و انتقام خون امام مظلوم ( حسین ابن علی (ع)) را از یزیدیان بگیرد . 

 

گذشته از این مباحث دیالوگ­های موثری در این سریال وجود دارد که هریک به تنهایی می­تواند تصویری عمیق در ذهن مخاطب ایجاد کند، جملاتی که شاید تا چند سال در ناخودآگاه ذهن مخاطب بارها و بارها تکرار شوند :

# حاکم پشمینه­پوش زنبیل­باف مدائن سلمان فارسی ! ( از زبان یکی از اهالی شهر مدائن )

# سربازان نامرئی معاویه در سپاه حسن ابن علی (ع) ! ( از زبان یکی از یاران امام (ع) )

# خلیفه­ی عرب زخمی در شهر عجمان یعنی زلزله ! ( از زبان زن توطئه­گر )

# صدها ابن ملجم به صف ایستاده­اند ! ( از زبان یکی از یاران امام (ع) )

# سدی سدید می­خواهیم در برابر وسوسه­های سبزنشینان دمشق ! ( از زبان یکی از یاران امام (ع) )

# داغدارم از این همه نامرد و نامردی ! ( از زبان یکی از یاران امام (ع) )

# زخم عمیق است برادر، ضربت تا مغز استخوان نفوذ کرده ! ( این جمله می­تواند منظوری دوگانه داشته باشد. )

# اعتماد کردن امام (ع) به ما کم آبرویی است ؟! ( از زبان یکی از یاران امام (ع) )

# زر در ترازو یعنی زور در بازو ! ( از زبان مختار دودوتا چارتا کننده­ی محاسبه­گر )

# دخول د راین جنگ { جنگ با معاویه } خطا بوده ! ادامه­اش خطا اندر خطا !! ( از زبان مختار )

# خدایا این شک { شک مختار} نشان هدایت است یا ضلالت ! ( از زبان عموی مختار )

# میوه­ی تلخ به از میوه­ی مسموم عمو جان ! ( از زبان مختار )

# بار گرانی است بر دوش ما، همتی کن که زیر این بار کمر نشکنیم ! ( از زبان عموی مختار )

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مهر1389ساعت 10:8  توسط دهدوار | 

  در آستانه سالروز شهادت جانسوز رییس مذهب شیعه ابعاد علمی و سجایای اخلاقی صادق آل محمد را در گفت و گو با حجت‌الاسلام والمسلمین حمید روشن محقق و پژوهشگر حوزه که دارای تألیفات و مقالات متعدد پیرامون معارف اسلامی است به بحث و گفت و گو نشستیم.  

  

آنچه می خوانید حاصل پرسش های خبرنگار مرکز خبر حوزه با این محقق و پژوهش‌گر حوزوی است.
طلوع نور

حضرت صادق ( علیه السلام ) در 17 ماه ربیع الاول سال 83 هجری قمری  متولد شده اند و در 25 شوال سال 148 هـ . ق به شهادت رسیده اند و عمرشریف  حضرت 65 سال می باشد  و مدت امامت ایشان 34 سال بوده است  ؛ حضرت دارای 7 پسر و سه دختر می باشند.

زندگی امام صادق (ع) از دو منظر قابل بحث و بررسی است.

بخش جنبه علمی و بخش دوم شامل شرایط و ابعاد سیاسی، اجتماعی زمان حضرت می باشد.

جنبه های علمی زندگی امام صادق ( علیه السلام ) :

یکی از امتیازات زندگی حضرت تاسیس دانشگاه مدینه است که یکی از ثمرات  تاسیسس آن تدوین اصول اربعه [1] مائه می باشد که بعدها به صورت کتب اربعه  [2]  متجلی شد.

تربیت شاگردان توانمند و صاحب فکر و نظر بعد دیگر شاخصه های علمی حضرت است که تعداد 4 هزار شاگرد معروف ایشان در کتب تاریخی  ثبت  شده است و البته ایشان  شاگردان غیر معروف هم دا شته اند، یکی از شاگردان معروف آن حضرت، جابر بن حیان است که پدر علم شیمی لقب گرفته است.

جنبه دیگر زندگی علمی امام ؛ نظریات بدیعی است که آن حضرت در عصر خود داشته اند ؛ همانند بحث پیرامون  عناصر اربعه که در  آن زمان، فلاسفه و متفکران مقارن حضرت صادق (ع) اعتقاد داشتند؛ چهار عنصر بسیط  به نام های آب ؛ آتش، خاک و هوا وجود دارد، ولی آن حضرت می فرمودند، این عناصر بسیط نیستند، بلکه خود این ها از عناصر دیگری تشکیل شده اند [3] ، نظریه حضرت در خصوص حرکت وضعی زمین نیز از مباحث قابل توجه می باشد، در زمانی که دانشمندان مراکز علمی در اسکندریه و بغداد معتقد بودند زمین ثابت و ساکن است،‌ ولی همان زمان حضرت در دانشگاه مدینه می فرمودند؛ زمین دارای حرکت وضعی می باشد، بسیاری از موارد دیگردعلمی نیز وجود دارد که حاکی از پیش قدمی مرکز علمی مدینه در عصر آن حضرت می باشد. [4]

بعد دیگر زندگی علمی شامل احادیثی است که از آن حضرت و نیز امام باقر ( علیهما السلام ) به ما رسیده است به طوری که مجموعه احادیثی که از این دو امام معصوم، نقل شده است از مجموع احادیث سایر امامان بیشتر است.

یکی دیگر از فعالیت های علمی امام (ع) ؛ مبارزه با دهریّون و ماتریالیست ها می باشد  ؛ افرادی مثل ابن ابو العوجاء [5] ، ابو شاکر دیصانی [6] که مبلّغ این تفکر بودند  با امام صادق (ع) و یا شاگردان آن حضرت مناظره می کردند و در برابر منطق محکم حضرت محکوم می شدند.

بعد ششم زندگی علمی امام صادق علیه السلام  پاسخگویی به شبهاتی بود  که در زمان حضرت بخصوص در جهان اسلام از سوی دشمنان جهت تضعیف ایمان مردم مطرح می شده که شاگردان حضرت با ادله محکم این شبهات را پاسخ می دادند و به این ترتیب شالوده پاسخ به شبهات دینی را پایه گذاری کردند.

نکته قابل توجه دیگر، شیوه مناظرات علمی حضرت و خونسردی در برابر حملات علمی دیگران در مقام بحث و مناظره می باشد و حضرت با خونسردی تا پایان، کلام شخص مستشکل را گوش می کردند وحتی  تصورمی شد که حضرت  مجذوب کلام اشکال کننده شده است، ولی بعد از اتمام اشکال حضرت به پاسخگویی می پرداختند و به ترتیب ضمن رعایت حسن ادب و اخلاق اسلامی، ‌شیوه عملی مناظرات را به همگان می آموختند.

جنبه های  سیاسی  زندگی  حضرت امام صادق (ع)

در بعد سیاسی و اجتماعی زندگی آن حضرت (ع)، چند نکته برای ما مهم است که به بخشی از آن اشاره می کنیم :

معاصر بودن امام (ع) با ده خلیفه اموی و دو خلیفه از بنی عباس

امامت امام علیه السلام با  12 تن از خلفاء معاصر بوده و اواخر عمر شریفشان، معاصر با عبد الله بن محمد بوده است که بخاطر کثرت خونریزی معروف به عبد الله سفاح شده بود [7] و  خلیفه بعدش برادر او منصور دوانیقی [8] لعنة الله علیهما بوده، معاصر بودن حضرت با 12 خلیفه نشان گر این است که حضرت با چه اوضاع نابسامان و جامعه پیچیده ای مواجه بوده اند و چگونه باید برنامه ریزی داشته باشند تا بتواند در چنین فضایی به  ترویج و تبیین معارف دین و حفظ ارزش ها و علوم اهل بیت و پاسخ به شبهات بپردازند. 

درزمان حکومت  بنی عباس که ادعای برپایی عدالت داشتند، آنقدر خفقان و اختناق فکری وجود داشت  که دیوار نویسی  شایع شده بود و معمولا در جوامعی که نتواند عقاید و مسائل شان را مطرح کنند بخاطر خفقان و.. مسئله دیوار نویسی رشد پیدا می کند و این نشان می دهد که چه خفقان فکری در زمان حضرت وجود داشته است.

در آن زمان عده ای از مقامات دولتی سئوالات اعتقادی را ممنوع کرده بودند به طوری که شیعه برای پیشبرد فرهنگ خود از روش های مختلف و زیرکانه استفاده می کرد، مثلا یک روغن فروش،) سئوالات شیعیان را در کف ظرف روغنی مخفی می کرد و روی آن روغن می ریخت و بعد در قالب این شگرد با شرفیابی خدمت امام صادق (ع) سئوالات را مطرح می کرد و جواب می گرفت و این گوشه ای از مشکلاتی است که نشان می دهد در عصر حضرت چه خفقانی حاکم بوده است.

منع مراسم عاشورا حتی در منزل امام صادق علیه السلام.

 آن حضرت در منزل خود اجازه برپایی مراسم را نداشتند و حتی به منزل حضرت هجوم آوردند و منزل ایشان را آتش زدند و چند بار حکم جلب حضرت و فرستاده شده ایشان به عراق صادر شده بود.

انحراف در جامعه فراوان شده و فزونی یافته بود و قدرت تمییز حق از باطل از مردم سلب شده بود به گونه ای که خلفا برای توجیه اعمال ننگین  خود چهل نفر از پیران را جمع می کردند  تا در مجالس عمومی آن عصر این تفکر را رایج کنند  که پیامبر (ص) فرموده: عذابی بر خلفا نیست و با این روش، اعمال  زشت خلفا را توجیه می کردند.

مبارزه با انقلابیون افراطی و کژاندیش

یکی ازمسائل عصر حضرت عبارت است از انقلابیون افراطی که تازه ظهور کرده بودند  ، افرادی مثل نفس زکیه [9] ،  ابراهیم  امام [10] ، ... که حضرت  به صورت جدی قیام ایشان را تایید نمی کردند ؛  چراکه در این انقلاب ها عقاید عمومی بر خلاف اندیشه متعالی و مترقی شیعه جا افتاده بود و خلافت ابوبکر و عمر را قبول داشتند.

مبارزه با عرفان های کاذب و انحرافی 

 مسئله بعدی صوفیه بود که در آن زمان رواج پیدا کرده بود و نوعی عرفان انحرافی را ترویج می کرد که بعدها به  صورت خانقاهی در آمد . افرادی مثل سفیان ثوری [11] از جمله آن ها بود که به آن حضرت اشکال می کرد چرا لباس فاخر می پوشی و...  حضرت در جواب این آیه شریفه را تلاوت می فرمودند « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْق ....‏»[12] حضرت در مقابل صوفیه آن زمان که معتقد به عزلت و گوشه نشینی بود با حضور در عرصه جامعه  به کشاورزی و توسعه آن پرداختند و شیوه زندگی بر اساس معارف دینی را به طور عملی به مردم می آموختند.

اهتمام به رفع اختلاف بین تشیع

یکی دیگر از فعالیت های اجتماعی، سیاسی آن حضرت اختصاص بودجه‌ای برای حل اختلاف بین شیعیان بود تا اتحاد، یگانگی و عزت نفس شیعه حفظ گردد.

بعد دیگر زندگی ایشان، پرهیز از همکاری با دستگاه و حکومت جور و ظلم بود و حضرت می فرمودند : «من حاضر نیستم برای دستگاه حاکمه دهان مشکی ببندم یا قلمی بتراشم»[13] و این مسأله درس عملی برای اطرفیان بود که به ظالم کمک ننمایند.

جنبه دیگر زندگی سیاسی آن حضرت، تثبیت مسئله تقیه جامعه شیعی است [14] ؛ تقیه در آن زمان رواج پیدا کرد، حتی طرد بعض اطرافیان برای حفظ جانشان از دیگر اقدامات سیاسی حضرت  می باشد. تقیه در آن عصر، موجب شد بسیاری از معارف دینی و علوم اهل بیت(ع) حفظ شود و بسیاری از شیعیان جانشان حفظ گردد.

بررسی کتاب مصباح الشریعه :

حضرت امام خمینی (ره) صحت کتاب را پذیرفته‌اند. شهید ثانی نیز در کتاب« کشف الریبه  عن احکام الغیبه» و کتاب «منیة المرید» و« التنبیهات» بر ثبوت این کتاب بر حضرت صادق علیه السلام تأکید نموده اند و تصریح کرده است که در روایات این کتاب شکی نیست.  

مرحوم محدث نوری که در «خاتمة مستدرک»  دلایل مخالفین را نقل و مستدلاً رد می کند.

رضی بن  طاووس نیز در کتا ب «امان الاخطا» می گوید هر مسافری با خود کتاب مصباح الشریعه را که از حضرت صادق عیله السلام است بر می دارد.[15]

مجلسی اول می گوید: علو متن، دلالت بر صحت آن دارد و حاجتی به  نقل سند نیست ،  سید ابوالقاسم ذهبی شیرازی در کتاب منهاج انوار المعرفه این مطلب را از مجلسی اول نقل کرده است.

از دیگر شخصیت های موافق  مصباح الشریعه مرحوم فیض کاشانی است که در «محجة البیضاء» آن را تأیید کرده است.[16]

مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی در اسرار الصلوة از این کتاب  نقل حدیث کرده اند مرحوم سید حسین  قزوینی که استاد بحر العلوم می باشد در  بحث پنجم  کتاب جامع الشرایع از مصباح الشریعه نقل حدیث نموده است.

ابن فهد حلی در عدة الداعی شریف لاهیجی در تفسیر خودش سید علی خان کبیر  در شرخ صحیفه  سجادیه ملامهدی نراقی در« جامع السعادات» و دانشمندان بسیاری و افراد بسیار دیگر هم هستند که به این کتاب توجه داشته اند و از آن نقل حدیث کرده اند.

شروح مصباح

این کتاب دارای شروح فراوانی می باشد که بعض از این کتب عبارتند از :

شرح ملا عبد الرزاق گیلانی که در قسمت ها یی از آن فقط به ترجمه اکتفاء کرده است . منهاج انوار المعرفة، شرح شیخ حسن مصطفوی که شرح مختصری بر این کتاب است و تاکید دارد نویسنده مصباح الشریعه با عالم غیب ارتباط داشته است و شرح 12 جلدی حجت‌الاسلام والمسلمین حسین انصاریان.

خصوصیات کتاب مصباح الشریعة

این کتاب صد فصل دارد  که از امام صادق علیه السلام،  احادیث مفصلی را بیان نموده است و حداکثر چیزی که می توان گفت این است که سخنان امام صادق ( علیه السلام ) را نقل به معنی کرده است و در جای خودش - درعلم درایة  - بحث شده است که نقل به معنی، اشکالی ندارد و خود ائمه (ع) هم اجازه این امر را فرموده اند ؛  خصوصا نقل به معنی برای علمایی که در این زمیه تبحر کافی و لازم را دارند اشکالی ندارد

 ساده و روان بودن کتاب، دیگر خصوصیت این کتاب است که  بدون مغلق گویی و رمز گویی  نوشته شده است.

منظم و مرتب بودن کتاب به صورت ابواب ، فصول و بدون پراگندگی، قابلیت فهم، درک و عمل به آن از سوی مکلفین از ویژگی های آن می باشد.

  از خصوصیات دیگر این کتاب نورانیت آن است و از آنجا که روایات از کلام امام صادق علیه السلام است ؛ و نویسنده با معنویت و اخلاص کتاب و را نگاشته و نیز مضمون عرفانی کتاب موجب نورانیت آن شده است

 از دیگرخصوصیات این کتاب این است که در این کتاب حتی یک نکته خلاف دین پیدا نمی شود .

شرح یک حدیث از کتاب مصباح الشریعة :

متن حدیث [حدیث اِعراب القلوب] :

قَالَ الصَّادِقُ ع إِعْرَابُ الْقُلُوبِ عَلَى أَرْبَعَةِ أَنْوَاعٍ رَفْعٍ وَ فَتْحٍ وَ خَفْضٍ وَ وَقْفٍ فَرَفْعُ الْقَلْبِ فِی ذِکْرِ اللَّهِ وَ فَتْحُ الْقَلْبِ فِی الرِّضَا عَنِ اللَّهِ وَ خَفْضُ الْقَلْبِ فِی الِاشْتِغَالِ بِغَیْرِ اللَّهِ وَ وَقْفُ الْقَلْبِ فِی الْغَفْلَةِ عَنِ اللَّهِ أَ لَا تَرَى أَنَّ الْعَبْدَ إِذَا ذَکَرَ اللَّهَ بِالتَّعْظِیمِ خَالِصاً ارْتَفَعَ کُلُّ حِجَابٍ کَانَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ مِنْ قَبْلِ ذَلِکَ وَ إِذَا انْقَادَ الْقَلْبُ لِمَوْرِدِ قَضَاءِ اللَّهِ بِشَرْطِ الرِّضَا عَنْهُ کَیْفَ یَنْفَتِحُ الْقَلْبُ بِالسُّرُورِ وَ الرُّوحِ وَ الرَّاحَةِ وَ إِذَا اشْتَغَلَ قَلْبُهُ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ أَسْبَابِ الدُّنْیَا کَیْفَ تَجِدُهُ إِذَا ذَکَرَ اللَّهَ بَعْدَ ذَلِکَ وَ آیَاتِهِ مُنْخَفِضاً مُظْلِماً کَبَیْتٍ خَرَابٍ خاویا [خَاوٍ وَ لَیْسَ فِیهِ الْعِمَارَةُ وَ لَا مُونِسٌ وَ إِذَا غَفَلَ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ کَیْفَ تَرَاهُ بَعْدَ ذَلِکَ مَوْقُوفاً مَحْجُوباً قَدْ قَسِیَ وَ أَظْلَمَ مُنْذُ فَارَقَ نُورَ التَّعْظِیمِ فَعَلَامَةُ الرَّفْعِ ثَلَاثَةُ أَشْیَاءَ وُجُودُ الْمُوَافَقَةِ وَ فَقْدُ الْمُخَالَفَةِ وَ دَوَامُ الشَّوْقِ وَ عَلَامَةُ الْفَتْحِ ثَلَاثَةُ أَشْیَاءَ التَّوَکُّلُ وَ الصِّدْقُ وَ الْیَقِینُ وَ عَلَامَةُ الْخَفْضِ ثَلَاثَةُ أَشْیَاءَ الْعُجْبُ وَ الرِّیَاءُ وَ الْحِرْصُ وَ عَلَامَةُ الْوَقْفِ ثَلَاثَةُ أَشْیَاءَ زَوَالُ حَلَاوَةِ الطَّاعَةِ وَ عَدَمُ مَرَارَةِ الْمَعْصِیَةِ وَ الْتِبَاسُ الْعِلْمِ الْحَلَالِ بِالْحَرَامِ. [17]

حضرت صادق ( علیه السلام ) در این حدیث می فرمایند «إعراب القلوب على أربعة أنواع رفع و فتح و خفض و وقف»، عالم هستی کلمات خداوند است و تمام موجودات کلمات الله  هستند کما اینکه در آیه  سوره 27 لقمان «وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ» [18]  می گوید و مهمترین کلمه خداوند، انسان است و مهمترین مرکز انسان قلب اوست که دارای حالات مختلفی می باشد آن حضرت قلب را یک کلمه در نظر گرفته است و برای آن چهار حالت رفع ، نصب ، خفض و وقف شمرده اند  و مرکز تمامی این تعاریف الله می باشد،  حضرت در هر چهار تعریف قلب را به الله نسبت می دهند.

 سرّ تقدم مقام خفض بر وقف

قبل از شرح حدیث باید بدانیم که از این چهار حالت کدام حالت قوی تر است، اولین حالت قلب، حالت رفع است بعد فتح و سپس وقف  و ضعیف ترین حالت قلب حالت خفض است اما در حدیث شریف این ترتیب بهم خورده  است و خفض که ضعیف ترین حالت می باشد سوم آمده است، چرا؟

رفع قلب

- فرفع القلب فی ذکر الله تعالى

با ذکر خالص، حجاب بین مخلوق  و خالق براشته می شود و چون با ذکر خالص حجاب برداشته می شود  لذا تعبیر، رفع آمده است و البته ذکر هم بر سه نوع است ذکر لفظی ، ذکر معنوی و حقیقی.

ذکر لفظی آن است که مکلف ذکر الهی را بر لب بیاورد و سبحان الله و لاا له الا الله بگوید و ذکر معنوی این است که همین معنی یا معانی آن را در قلب خود بگوید ؛ بالاتر از این دو ذکر ، ذکرحقیقی است که فرد در تمام حالتش خداوند را فراموش نکند؛ حداقل آن این است که عالم را محضرخدا بداند در آیه 191 سوره آل عمران خداوند می فرماید الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً....[19]  این ها همواره به یاد خدا هستند و این گونه افراد در حالت رَفع می باشند.

علامات رفع قلب :

 برای حالت رفع قلب سه علامت ذکر شده است : وجود موافقت ، مخالفت و دوام شوق ؛  کسی قلب او حالت  رفع دارد همواره با امر الهی موافقت می کند و مخالفتی با اوامر الهی ندارد و دوام شوق به کمال مطلق را دارد ولی این حالت برای انسان ها‌ی معمولی دوام ندارد

فتح القلب

 گشایش قلب در رضایت از حق است                         

وَ بَهجة بِما قضى اللّهُ رضاً **** و ذُو الرِضا بِما قضى ما اعْترضا [20]

          

 یعنی خشنودی به آنچه که خداوند مقدر کرده است رضایت است و اگر قلب در حالت رضا باشد برای او فتح پیش می آید و فتح قلب مقدمه رفع آن است.

سه علامت فتح قلب

 توکل ؛ صدق و یقین سه علامت فتح قلب است کسی که در مقام فتح قلبی  به سر می برد توکل و صدق زبانی و عملی دارد و به حالت یقین رسیده است .

و اگر ما به مقام رضا برسیم و اطاعت اوامر الهی را داشته باشیم و به قضای الهی راضی باشیم یک روح و راحت و سروری در قلب پیدا می شود که در عرفان از آن تعبیر به فتح می کنند .

خفض قلب

و خفض القلب فی الاشتغال بغیر الله

 پایین آمدن قلب در اشتغال به غیر خداست و اگر کسی بگوید پس دیگر نباید توجه به دنیا بکنیم؟ جواب این است که اشتغال به دنیا به صورت غرق شدن در آن اشکال دارد یعنی اگر ما طوری به دنیا مشغول باشیم که قلب از حالت معنویت پایین بیاید، در این صورت دیگر عوامل معنوی نمی تواند در آن نفوذ نمی کند و انسان سیر نزولی پیدا می کند.

إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ الَّذینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْکُلُونَ کَما تَأْکُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُمْ [21]

این آیه اشاره به حالت خفض دارد

 علامت خفض

عُجب و خود پسندی ؛ ریا و حرص  سه علامت خفض قلب هستند

و وقف القلب فی الغفلة عن الله تعالى

 حالت سکون قلب از حالت خفض بهتر است و سبب غفلت از خداوند تبارک و تعالی می شود که موجب قساوت قلب است لذا می بینیم  روضه امام حسین  علیه السلام هم خوانده می شود ولی  قلب برخی از افراد تکان نمی خورد زیرا  این قلب در حالت وقف قرار گرفته است .

علامت وقف قلب

وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فی‏ نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلینَ  [22]

 صیغه نهی، ظهور در حرمت دارد و این یعنی مقام غفلت، در عرفان حرام است.

اگر انسان در مراحل تکاملی در حالت غفلت باشد سه علامت دارد، که نخستین آن زوال حلاوت و شیرینی اطاعت است، عدم احساس تلخی معصیت است و سوم حلال و حرام را نیز نمی تواند درک کند.

امیدواریم خداوند به همه ما توفیق دهد که در مقام  خفض و و قف نباشیم و انشا الله در مقام فتح و بعد از آن در حالت رفع قرار بگیریم .

 



-[1]  از حضرت صادق چهار هزار نفر در ابواب مختلف علوم روایاتى نقل نموده‏اند، و از فرمایشات آن جناب چهار صد کتاب تالیف گردیده که این کتب در میان شیعیان آن حضرت به «اصول اربعه مائة» معروف و مشهور است، این کتب را اصحاب او و پدرش و هم چنین اصحاب فرزندش موسى بن جعفر روایت مى‏کنند

- [2]   کتب اربعه عبارتند از کتاب ؛ من لایحضره الفقیة ، استبصار از شیخ صدوق  ، التهذیب از شیخ طوسی  ؛ کافی   از کلینی  که از مهمترین کتابهایی روایی شیعه می باشند .

[3] - توحید مفضل-ترجمه علامه مجلسى، ص: 30 مقدمه آیت الله شوشتری ( ره )

امام جعفر صادق اولین کسى است که عقیده به عناصر اربعه را که مدت یک هزار سال غیر قابل تزلزل به نظر مى‏رسید متزلزل کرد آن هم وقت گفتنش این نظریه را هنوز یک نوجوان نشده طفل به شمار مى‏آمد ولى نظریه مربوط به هوا را بعد از آن که به سن رشد رسید و به تدریس شروع کرد، بر زبان آورد.

امروز این موضوع، در نظر ما عادى جلوه مى‏کند براى آن که مى‏دانیم یک صد و دو عنصر وجود دارد. اما در قرن هفتم میلادى و اول هجرى، یک نظریه بزرگ انقلابى بود و عقول بشرى در آن قرن، نمى‏توانست بپذیرد که هوا یک عنصر بسیط نباشد. و باز مى‏گوئیم که در آن عصر و اعصار بعد، تا قرن هیجدهم میلادى اروپا، ظرفیت تحمل آن عقیده علمى انقلابى و چیزهاى دیگر را که جعفر صادق گفته و در فصول آینده ذکر خواهد شد نداشت.

تا آن که در اواخر صفحه 73 مى‏گوید: اول کسى که پى برد اوکسیژن مولد الحموضه است یعنى (تولیدکننده ترشى) است جعفر صادق بود.

تا آن که گفته: براى آن که شبهه‏اى تولید نشود مى‏گوئیم که اسم (مولد الحموضه) از دهان جعفر صادق خارج نشد ولى در محضر درس خود گفت هوا دارى چند جزء است و یکى از اجزاى هوا در بعضى از اجسام دخالت مى‏کند و آنها را تغییر مى‏دهد و از بین اجزاى هوا همان است که کمک به سوزاندن مى‏نماید و اگر کمک آن نباشد اجسامى که قابل سوختن‏اند نمى‏سوزند.

این نظریه از طرف خود جعفر صادق انبساط پیدا کرد و او باز در دروس خود گفت: آنچه در هوا کمک به سوزانیدن اجسام مى‏نماید اگر از هوا جدا شود، و به طور خالص به دست بیاید طورى از لحاظ سوزانیدن اجسام نافذ است که با آن مى‏توان آهن را سوزانید بنا بر این هزار سال قبل از پریستلى و پیش از لاووازیه جعفر صادق اوکسیژن را به خوبى وصف نمود و فقط نام اوکسیژن یا مولد الحموضه را روى آن نگذاشت.

پریستلى با آن که اوکسیژن را کشف کرد نتوانست بفهمد که آن را مى‏سوزاند. و (لاووازیه) با آن که قسمتهایى از خواص اوکسیژن را با آزمایش استنباط کرد نتوانست بفهمد که آن گاز، سوزاننده آهن است ولى جعفر صادق هزار سال قبل از او به این موضوع پى برد

[4] - توحید مفضل-ترجمه علامه مجلسى، ص: 22 مقدمه آیت الله شوشتری ( ره )

 در کتاب مغز متفکر جهان شیعه امام جعفر صادق علیه السّلام که بیست و پنج نفر از استادان دانشگاه اروپا و امریکا اصل انگلیسى آن را نوشته‏اند و ذبیح الله منصورى به این اسم آن را ترجمه کرده و در صفحه 9، 10 آن کتاب اسم آن بیست و پنج نفر را که استاد دانشگاه چه شهر و مملکتى بوده ذکر مى‏کند فقط دو نفر آنها ایرانى بوده آقاى حسین نصر استاد دانشگاه تهران، و آقاى موسى صدر مدیر مؤسسه علمى مطالعات اسلامى در صور لبنان مى‏نویسد: اول کسى که خبر به گردش زمین به دور خود داد جعفر صادق بود. آن وقت در صفحه 117 کتاب مى‏نویسد: گردش زمین به دور خود، به طور محسوس، ثابت نشد مگر بعد از آن که نوع بشر قدم به کره ماه گذاشت و از آنجا زمین را دید.

حتى در اول سالهاى فضانوردى فضانوردان، نمى‏توانستند گردش زمین را به چشم خود ببینند چون [در آن سالها فضانوردان‏] پایگاه ثابت نداشتند در سفینه‏هائى بودند که هر یک از آنها در [هر] نود دقیقه یا قدرى بیشتر اطراف زمین مى‏گردیدند و نمى‏توانستند در حالى که خود با آن سرعت اطراف زمین مى‏گردیدند به حرکت وضعى زمین پى ببرند.

اما روزى که در کره ماه قرار گرفتند و در آنجا دوربین فیلم بردارى خود را متوجه زمین کردند در عکسها دیدند که زمین آهسته، به دور خود مى‏گردد و در آن روز گردش زمین به دور خود به طور مرئى به ثبوت رسید

[5] - لغت نامه دهخدا

او باطنا از پیروان کیش مانی بود و در سال 155 هـ.ق والی کوفه او را بیب اجازت خلیفه به قتل رساند و بعض مورخین والی به همین جهت معزول گردید ، هنگامی که او را برای کشتن می بردند گفت 4000 حدیث مخالف با اوامر و نواهی شریعت اسلامی جعل کرده است و آن را نسبت به امام صادق علیه السلام داده ام و صاحب الفهرست در ضمن روسای مانویه که تظاهر باسلام کرده و در معنی مانوی بوده است  و نام او را نعمان بن ابی العوجاء می آرود

[6] - لغت نامه دهخدا

 نام یکی از مشاهیر دیصانیه است که خود را به فرقه امامیه بسته است و با او ابو محمد هشام بن حکم ( وفات 19 هـ.ق )  از متکلمین بزرگ شیعه در یک عصر می زسته است و بنا به گفت ابن الخیاط استاد ابن راوندی از زنادقه بوده است ( از خاندان نوبختی  ، عباس اقبال آشتیانی ص 26 و 90)

[7ii] - عبد الله بن محمد بن علی بن عبد الله بن عباس نخستین خلیفه عباسی است ابو مسلم خراسانی به سال 132 هـ.ق با وی بیعت کرد وی مردی سخت عقوبت وبزرگ انتقام بود بقایای اموی را بکشت و به دار زد و بسوخت تا آنجا که جز اطفال و کسانی که به اندلس گریختند کسی از آنان باقی نماند و بدان جهت او را سفاح گویند ( به نقل از الاعلام زرکلی )

[8i] - عبد الله ابن محمد بن علی بن عباس مکنی به ابوجعفر و معروف به منصور وی دومین خلیفه عباسی و نخستین کس از ملوک عرب است که به علوم توجه کرد وی عارف به فقه وادب و در فلسفه و علم فلک تقدمی داشت وی پس از مرگ برادرش سفاح به سال 136 هـ.ق حکومت رسید و شهر بغداد را به سال 145 بنا کرد وی در سال 158 هـ.ق در بئر میمون مکه در گذشت  (به نقل از اعلام زرکلی)  

[9] - محمد بن عبد الله بن حسن بن علی بن ابی طالب مکنی به ابو عبد الله و ملقب به نفس زکیه ؛ از مردم مدینه و از اصحاب حضرت صادق ( علیه السلام ) بود و در عهد آن حضرت دعوی امامت کرد و به سال 145 هـ.ق کشته شد ( به نقل ریحانة الادب ج 4 ص 223 )

[10] - لغت نامه دهخدا

 ابراهیم بن محمد بن علی بن عبد الله بن عباس ، معروف به امام ؛ برادر عبد الله سفاح و منصور دوانیقی متولد به سال 82 هـ.ق  پدرش محمد شروع به دعوت سری کرد و سپس حق امامت را به فرزندش ابراهیم تفویض کرد ابراهیم شخصی را بنام بکیر بن ماهان برای دعوت به خراسان فرستاد و بکیر در 127 در گذشت و ابو سلمه خلال را بجای خود بدعوت بگماشت و ددر سال 128 ابو مسلم معروف رئیس دعات سری بنی عباس گشت و امر آنان در خراسان قوت گرفت ابراهیم در این مدت در قصبه حمیمیه جنوب دریاچه طبریه می زیست و چون بنی امیه از فتنه خراسان خبر یافتند ، ابراهیم امام را دستگیر کردند ( سال 129 ) و به حران برده باز داشتند تا از دنیا برفت و بقول برخی از مورخین به امر مروان دوم آخرین خلیفه اموی به صورت فجیعی کشته شد

[11] - ( 97- 161 هـ . ق ) ابو عبد الله سفیان بن سعید بن مسروق ثوری از طایفه نصر ( اعلام زرکلی ج 1 ص 375 )

[12i] -  سوره  اعراف :  32

بگو: «چه کسى زینتهاى الهى را که براى بندگان خود آفریده، و روزیهاى پاکیزه را حرام کرده است؟

منبع : کافی ج6 ص 442

عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ رَفَعَهُ قَالَ مَرَّ سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَرَأَى أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَلَیْهِ ثِیَابٌ کَثِیرَةُ الْقِیمَةِ حِسَانٌ فَقَالَ وَ اللَّهِ لآَتِیَنَّهُ وَ لَأُوَبِّخَنَّهُ فَدَنَا مِنْهُ فَقَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا لَبِسَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِثْلَ هَذَا اللِّبَاسِ وَ لَا عَلِیٌّ ع وَ لَا أَحَدٌ مِنْ آبَائِکَ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی زَمَانِ قَتْرٍ مُقْتِرٍ وَ کَانَ یَأْخُذُ لِقَتْرِهِ وَ اقْتِدَارِهِ وَ إِنَّ الدُّنْیَا بَعْدَ ذَلِکَ أَرْخَتْ عَزَالِیَهَا فَأَحَقُّ أَهْلِهَا بِهَا أَبْرَارُهَا ثُمَّ تَلَا قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ وَ نَحْنُ أَحَقُّ مَنْ أَخَذَ مِنْهَا مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ غَیْرَ أَنِّی یَا ثَوْرِیُّ مَا تَرَى عَلَیَّ مِنْ ثَوْبٍ إِنَّمَا أَلْبَسُهُ لِلنَّاسِ ثُمَّ اجْتَذَبَ یَدَ سُفْیَانَ فَجَرَّهَا إِلَیْهِ ثُمَّ رَفَعَ الثَّوْبَ الْأَعْلَى وَ أَخْرَجَ ثَوْباً تَحْتَ ذَلِکَ عَلَى جِلْدِهِ غَلِیظاً فَقَالَ هَذَا أَلْبَسُهُ لِنَفْسِی وَ مَا رَأَیْتَهُ لِلنَّاسِ ثُمَّ جَذَبَ ثَوْباً عَلَى سُفْیَانَ أَعْلَاهُ غَلِیظٌ خَشِنٌ وَ دَاخِلُ ذَلِکَ ثَوْبٌ لَیِّنٌ فَقَالَ لَبِسْتَ هَذَا الْأَعْلَى لِلنَّاسِ وَ لَبِسْتَ هَذَا لِنَفْسِکَ تَسُرُّهَا

 

[13] -

[14] -  آداب معاشرت-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، ج‏2، ص: 272

امام صادق (ع) فرمود: اگر گویم تارک تقیه چون تارک نماز است البته راستگو باشم، تقیه در هر چیزیست تا برسد بخون ریختن که در آن تقیه نیست (یعنى او را وادار کنند بکشتن مؤمن که نتواند براى حفظ جان خود او را بکشد و خدا نامش و الا اظهار دوستى با کافران را روا داشته در حال تقیه و فرموده (28- آل عمران) نگیرند مؤمنان کافران را بدوستى در برابر مؤمنان و هر که این کار کند بدرگاه خدا چیزى نباشد جز اینکه تقیه کنید از آنها. (7) و روایت است که پرسیده شد امام صادق (ع) از تفسیر قول خدا عز و جل (13- الحجرات) راستى گرامیتر شما نزد خدا پرهیزکار شما است فرمود: تقیه‏کن‏تر شم...

[15] - الامان  ص : 92

و لما احتاج الإنسان فی أسفاره إلى کتاب مروح لأسراره مثل کتاب الفرج بعد الشدة و کتاب المنامات الصادقات و کتاب البشارات بقضاء الحاجات على ید الأئمة ع بعد الممات و یصحب معه کتاب الإهلیلجة و هو کتاب مناظرة مولانا الصادق ع للهندی فی معرفة الله جل جلاله بطرق غریبة عجیبة ضروریة حتى أقر الهندی بالإلهیة و الوحدانیة و یصحب معه کتاب المفضل بن عمر الذی رواه عن الصادق ع فی معرفة وجوه الحکمة فی إنشاء العالم السفلى و إظهار أسراره فإنه عجیب فی معناه و یصحب معه کتاب مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة عن الصادق ع فإنه کتاب لطیف شریف فی التعریف بالتسلیک إلى الله جل جلاله و الإقبال علیه و الظفر بالأسرار التی اشتملت علیه فإن هذه الثلاثة کتب تکون مقدار مجلد واحد و هی کثیرة الفوائد و إن تعذرت هذه الکتب علیه فلیصحب معه من أهل العلوم الربانیة من یسر بمحادثته فی الأمور الدینیة و الدنیویة

[16] - به طور مثال مرحوم فیض در نقل حدیثی می فرمایند :

و فی مصباح الشریعة عن الصادق علیه السّلام  «قال: العلم أصل کلّ حال سنیّ و منتهى کلّ منزلة رفیعة، لذلک قال النبیّ صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: «العلم فریضة على کلّ مسلم» أی علم التقوى و الیقین.« المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، جلد1، ص: 68»

[17] - مصباح الشریعة، ص: 122

[18] - سوره  لقمان :  27

وَ لَوْ أَنَّ ما فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ (27)

و اگر همه درختان روى زمین قلم شود، و دریا براى آن مرکّب گردد، و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام مى‏شود ولى کلمات خدا پایان نمى‏گیرد؛ خداوند عزیز و حکیم است

[19] - سوره  آل‏عمران :  191

الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فی‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آن گاه که بر پهلو خوابیده‏اند، یاد مى‏کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین مى‏اندیشند؛ (و مى‏گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‏اى! منزهى تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!

[20] - شرح منظومة، ج‏5، ص: 407 ؛ ملا هادی سبزواری ، با تعلیقات علامه حسن زاده آملی

21] - سوره محمد :  12 « خداوند کسانى را که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند وارد باغهایى از بهشت مى‏کند که نهرها از زیر(درختانش) جارى است؛ در حالى که کافران از متاع زودگذر دنیا بهره مى‏گیرند و همچون چهارپایان مى‏خورند، و سرانجام آتش دوزخ جایگاه آنهاست!»

[22]- الأعراف :  205 ؛ ترجمه « پروردگارت را در دل خود، از روى تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن؛ و از غافلان مباش»

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مهر1389ساعت 9:54  توسط دهدوار | 

  ابن خلدون از علمای بزرگ اهل سنت در توصیف جایگاه امام صادق (ع) می‌گوید؛ عظمت علمی ایشان بسیار بالاتر از وصف زبانی ماست و از بیان تمام جزئیات آن عاجزیم و یا ابوحنیفه نقل می‌کند؛ من فقیه‌تر از امام صادق‌(ع)‌ ندیدم. این مطالب گوشه‌ای از اعتراف بزرگان اهل تسنن نسبت به ششمین امام شیعیان است؛ اما صد افسوس که...  

  

حجت الاسلام والمسلمین نجم‌الدین طبسی از اساتید و پژوهشگران حوزه علمیه قم در گفت و گو با مرکز خبر حوزه به تبیین جایگاه صادق‌آل محمد پرداخته است كه برش‌هايي از آن تقديم دلداگان آن حضرت مي‌گردد.

ما شیعیان اعتقاد داریم، همان گونه که پیامبر اکرم(ص)علم اولین و آخرین را دارد، امام علی(ع) و دیگر ائمه هدی(ع) نیز مانند پیامبر(ص) اند و تمامی علوم الهی را در اختیار دارند؛ یعنی از دیدگاه تشيع علوم آل محمد(ص) همان علم رسول اكرم (ص)است که توسط جبرئیل از سوی خداوند بر پیامبر نازل شده است.

*اهل سنت نیز به مقام علمی امام صادق(ع) معترف اند

از دیدگاه اهل سنت، کسی به مقام علمی و عظمت علمی ایشان شکی ندارد؛ کسی که حتی اگر از اهل سنت باشد و الفبای علم و فقه و حدیث و علوم اسلامی را بداند، می داند که مقامات علمی امام صادق(ع)، غیر قابل انکار است.

برای مثال ابن خلدون از بزرگان اهل سنت در قرن هفتم است؛ او در کتاب خود، زمانی که به امام صادق(ع) می رسد، می گوید که به این دلیل به امام ششم شیعیان صادق، گفته اند، که اودر حرف هایش صادق بود؛ عظمت علمی ایشان بسیار بالاتر از وصف زبانی ماست و ما از بیان تمام جزئیات آن عاجزیم.

* امام صادق(ع) دستی در علم شیمی داشت

امام صادق(ع) دستی در علم شیمی هم داشتند، چرا که جابر ابن حیان که یکی از بزرگان علم شیمی به شمار می رود، یکی از شاگردان امام صادق(ع) بود؛ این شخص از امام صادق(ع) علم شیمی را آموخت؛ امام صادق(ع)، هزار صفحه از پوست آهو در مورد علم شیمی به جابرابن حیان، آموخت که همان ها خمیر مایه پانصد رساله در مورد علم شیمی بود.

*اعتراف مخالفان

یکی دیگر از بزرگان اهل سنت به نام جمال الدین ابوالحجاج یوسف مزی، صاحب تهذیب الکمال، با این که دست پرورده ابن تیمیه است، اما وقتی در سخنانش به امام صادق(ع) می رسد، با وجود آن که حق مطلب را به صورت کامل در مورد امام ششم شیعیان، بیان نمی کند، اما در عین حال، چندین صفحه در عظمت امام صادق(ع) می نویسد؛ در این نوشته‌ها می گوید من وقتی به امام ششم شیعیان نگاه می کنم، بی اختیار اعتراف می کردم که او از نسل انبیاء و اولیاء و بازمانده پیامبر(ص) است؛ او همچنین اعتراف می کند که هیچ کس را از نظر علمی نمی توان با امام جعفر صادق(ع) مقایسه کرد.

*ابوحنیفه عالم بزرگ اهل سنت می گوید...

همچنین در صفحه 420 تهذیب الکمال جریانی نقل شده است که ابوحنیفه که یکی از پایه های تفکر اهل سنت است، گفته است که من فقیهی به عظمت حضرت صادق(ع) ندیده ام؛ وقتی از او پرسیدند، چگونه این سخن را می گویی؟، گفت زمانی پیش منصور دوانقی(یکی از سلاطین بنی عباس)، بودم؛ این شاه بنی عباس، اعتراف می کرد که همه مردم شیفته امام شده اند و به همین دلیل در پی یک فکری بود تا ایشان را در نزد مردم تحقیر کند؛ به همین جهت امام صادق(ع) را چندین بار به عراق فراخواند؛ یکی از این دفعات که امام را به عراق فراخوانده بود، از من خواست که چندین سؤال علمی آماده کنم تا امام صادق(ع) نتواند، پاسخ بگوید و در نهایت، شخصیت علمی ایشان در نزد مردم تحقیر شود؛ من نیز 40سؤال را آماده کردم، اما زمانی به مجلسی که امام صادق(ع) و منصور دوانقی در آن حضور داشتند رفتم، بی اختیار بهت امام مرا گرفت و بی اختیار در حالی که خلیفه نیز در آن جا بود، به امام صادق(ع) احترام و تواضع کردم؛ بعد که با اشاره خلیفه سؤال هایم را مطرح کردم، پاسخ تمامی آن ها را شنیدم و قانع شدم؛ پس از آن ابوحنیفه نقل می کند که من فقیه تر از ایشان ندیدم.

*امام پنجم و ششم علوم اصیل اسلامی را ترویج دادند

پس از جنایت‌های بسیار زیاد بنی امیه، مردم به ستوه آمده بودند و به دنبال راه نجاتی می گشتند؛ بنی عباس هم با شعار دوستی آل محمد(ص) در صدد جلب رضایت مردم و حاکمیت بود و به همین دلیل نیز تا حدودی فضا را باز گذاشت؛ امام باقر(ع) و امام صادق(ع) از این فضای به وجود آمده که برای دیگر ائمه اطهار(ع) فراهم نبود، نهایت استفاده را کردند و به نشر علوم اصیل اسلامی که با حاکمیت بنی امیه تا حدود زیادی به انحراف کشیده شده بود، پرداختند؛ این دو امام همام می دانستند که این فضای به وجود آمده به زودی جای خود را به فضای خفقان گذشته خواهد داد به همین دلیل نهایت استفاده را از این فضای به وجود آمده کردند.

با استفاده از همین فضا بود که شاگردانی را تربیت کردند و در نهایت علوم امام پنجم و ششم شیعیان از حجاز فراتر رفت و شرق و غرب عالم را فرا گرفت؛ در بعضی از کتب است که در یک زمان مشخص امام صادق(ع) 4هزار شاگرد داشتند.

*کادر‌سازی امام باقر‌(ع) و امام صادق‌(ع)

در اوایل حکومت بنی عباس که مقداری آزادی عمل وجود داشت، امام صادق(ع) و امام باقر(ع) با استفاده از آن فضا و ترویج هر چه بیشتر علوم اسلامی، به کادر سازی و فرهنگ سازی پرداختند؛ در این فضا، گرچه شیعیان برای امامان پنجم و ششم، اهمیت ویژه ای داشتند، اما مهم تر از آن برای این دو امام، رساندن پیام اصیل اسلامی، به جامعه ای بود که به دلیل جنایت های بنی امیه، از شناخت صحیح اسلام غافل مانده بود، و به همین دلیل علاوه بر شاگردان شیعه، شاگردان اهل سنت نیز داشتند.

* بزرگان اهل سنت از شاگردان امام صادق(ع) اند

باز به اعتراف جمال الدین ابوالحجاج یوسف مزی، صاحب تهذیب الکمال، یکی دیگر از بزرگان اهل سنت، به نام یحیی ابن سعید قطان، که به عنوان پدر علم رجال اهل‌تسنن شناخته می شود، از شاگردان امام صادق(ع) بوده است.

به اعتراف دیگر مزی می توان اشاره کرد که در آن مزی بیان می کند که عبدالملک عبدالعزیز ابن جریر که فردی است مورد وثوق و اطمینان تمامی اهل سنت و از او با عنوان فرد ثقه نام برده می شود، یکی از شاگردان امام صادق(ع) است و اعتراف می کند که امام صادق(ع) سیدالشباب اهل حجاز است.

 

http://hawzahnews.ir/index.aspx?siteid=6&pageid=1973&newsview=66240

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مهر1389ساعت 9:53  توسط دهدوار | 
 

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ آیت الله العظمی مکارم شیرازی در درس خارج امروز ـ یکشنبه‏ یازدهم مهر 1388 ـ خود با اشاره به فتنه‏ی جدید علیه مذهب تشیع گفتند: «شنیدید که اخیرا یک آدم بی‏سواد و روحانی‏نمای مقیم لندن، به نام شیعه به مقدسات بعضی از مذاهب اهانت کرده، نسبت‏های ناروای عجیبی به یکی از همسران پیامبر داده و فحاشی عجیبی به برخی از آنان نموده است».

ایشان با تأکید بر اینکه اینگونه اشخاص، نماینده شیعیان نیستند افزودند: «این آدم یا مزدور و مأمور است و یا سفیه و دیوانه؛ اما  از او نادان‏تر بعضی از علمای وهابی هستند که به استناد این حرف، گفتند: شیعیان باطن خودشان را ظاهر کردند! آنهم در حالی که صدها نفر از علمای شیعه در ایران، لبنان، کشورهای عربی و اروپا اظهارات آن روحانی‏نما را محکوم کردند و  گفتند او سفیه است».

این مرجع تقلید شیعیان اضافه کردند: « نشانه‏ی بی‏منطقی وهابی‏ها اینکه تمام این محکومیت‏ها از سوی علمای شیعه را در نظر نگرفتند ولی حرف یک آدم سفیه یا مزدور و مأمور را ملاک قضاوت خود قرار دادند! ما می‏گوییم سخنان این شخص بد و دروغ بوده است و او بی‏سواد است اما وهابی‏ها چسبیده‏اند به حرف او! خود من حدود 140 کتاب درباره‏ی عقاید، تفسیر و علوم دیگر نوشته‏ام و در هیچیک از آنها نسبت ناروا به همسران پیامبر و اینگونه موارد نبوده است، اما اینها هیچکدام سند نشد؛ اما حرف آن آدم مزدور سند شد»!

آیت‏الله مکارم با اشاره به توطئه‏های پیچیده‏ی استکبار علیه اسلام گفتند: «ممکن است که هم آن شخص مقیم لندن بر اثر توطئه‏ی عوامل خارجی این سخنان را گفته باشد، و هم این وهابی‏ها در حجاز بر اثر این توطئه، آن مواضع را گرفته باشند. هر دو دست به دست هم می‏دهند تا مسلمانان را به جان هم بیندازند، بعد هم آنها مشغول به کارهای خودشان شوند و منافع خودشان را از این منطقه بگیرند و ببرند».

این استاد عالی حوزه‏ علمیه قم به تبلیغات دیگر دشمنان هم پرداختند و فرمودند: «یکی دیگر هم شبهه ایجاد کرده بود که اگر این کار محکوم است پس چرا آیت‏الله‏های شما چیزی نگفتند؟! در حالی که ما محکوم کردیم و گفتیم که هرگونه اهانت به همسران پیامبر را روا نمی‏دانیم و اهانت به آنها اهانت بلا واسطه به پیامبر است، و این از شبکه ماهواره‏ای ولایت هم منتشر شد».

ایشان افزودند: «آیا وهابی‏ها فراموش کرده‏اند که این امام خمینی بود که سلمان رشدی را مرتد نامید چرا که بخش مهمی از کتاب آیات شیطانی، اهانت به زنان پیامبر است و نسبت‏های خیلی بدی به  همسران پیامبر می‏دهد. اما آنها سلمان رشدی را محکوم نکردند؛ بلکه امام راحل ما این کار را کرد. حال آنها تمام اینها را رها می‏کنند و حرف یک دیوانه را می گیرند. این نشان می‏دهد که واقعاً اهل منطق نیستید. البته عده‏ای از علمای اهل سنت هم محکومیت‏های ما را دیدند و از آن اظهار خوشنودی کردند».

آیت‏الله مکارم شیرازی در پایان توصیه کردند: «باید مراقب باشیم که در مناظرات و مباحثات، با دلیل و منطق پاسخ دیگران را بدهیم و کاری نکنیم که باعث اختلاف ‏شود. امید‏واریم مسلمانان دست به دست هم دهند گرفتار توطئه دشمنان نشوند که ما را به جان هم اندازند».

شایان ذکر است شخصی به نام «یاسر الحبیب» که صلاحیت پوشیدن لباس روحانیت را ندارد و مورد تأیید حوزه‏های علمیه و مراجع عظام هم نیست در شبکه ماهواره ای موسوم به فدک برنامه‏هایی دارد که علاوه بر ایجاد تفرقه، بهانه‏ی لازم برای تکفیر و شیعه‏کشی را نیز به دست وهابیون و تروریست‏های تکفیری می‏دهد.

وی متأسفانه نظرات بسیار توهین‏آمیزی نیز درباره علمای شیعه ـ از جمله «آیت الله شهید سید محمدباقر صدر» و «مرحوم آیت‏الله بهجت» ـ دارد که از بازگویی آن معذوریم.

الحبیب در ماه مبارک رمضان گذشته، در مراسمی که در سالروز مرگ عایشه همسر پیامبر(ص) برگزار کرد، سخنان موهن و خلافی را بر زبان آورد که موجب ایجاد مشکلات زیادی برای شیعیان کویت و عربستان شد. علمای شیعه‏ی این دو کشور ـ از جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفار»، «شيخ علي آل‏محسن»، «شیخ عبدالجليل السمين»، «شیخ نمر» و «سيد هاشم السلمان» ـ مواضع سختی در برابر وی گرفته و او را از خود طرد کرده‏اند.

جالب اینکه در پی ایجاد برخی فشارهای حقوقی بر وی، دولت انگلستان و سازمان‏های به اصطلاح حقوق بشری این کشور، از او حمایت می‏کنند!

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مهر1389ساعت 9:50  توسط دهدوار | 
امام جمعه ورامين گفت: به دنبال به ‌وجود آمدن معضلات اختلاط دانشجويان از 11 مرجع تقليد جهان تشيع از جمله مقام معظم رهبري استفتاء شد كه در ارتباط با اختلاط دختران و پسران در مراكز آموزشي كشور و وظيفه مسئولان فتاواي صادر كردند.

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحسن محمودي كه به دليل به‌وجود آمدن معضلات اجتماعي به دليل اختلاط دختران و پسران در مراكز آموزشي نظرات علما و مراجع عظام تقليد را در اين ارتباط جمع آوري كرده در اين ارتباط در گفت‌و‌گو بافارس گفت: امروز يكي از معضلات جدي در مراكز آموزشي در سطوح عالي اختلاط بي‌حساب و كتاب دختران و پسران است كه جاي بسي تعجب است كه در نظام تعليم و تربيت، در مقاطع ابتدايي و راهنمايي و دبيرستان پسران و دختران جداگانه تحصيل مي‌كنند و در مقطع دانشگاه و در اوج غريزه آنها را به‌صورت مختلط مي‌بينيم و اين امر با كدام منطق ديني و عقلاني پذيرفتني است.

كارشناس مسايل مذهبي و اخلاقي در ادامه افزود: من در اين مدت حضور در دانشگاه‌ها موارد متعددي را سراغ دارم كه دانشجويان متعهد به‌خاطر مزاحمت‌هاي اخلاقي مجبور به ترك تحصيل شده و يا احيانا گرفتار معضلات اخلاقي شدند و مواردي را سراغ دارم كه برخي دانشجويان خوش استعداد و درس‌خوان به‌دليل گرفتار آمدن در دام افراد بد اخلاق دچار مشكلات روحي شده و صدمات جبران ناپذير خورده‌اند، واقعا آيا مسئولان دانشگاه‌ها از خود سئوال نمي‌كنند كه مسئول اين لطمات روحي و اخلاقي كيست.

استاد حوزه دانشگاه خاطرنشان كرد: متاسفانه اين اختلاط‌ها و رقابت‌هاي ناسالم حتي ازدواج جوانان دانشجو را دچار مشكل كرده و اين خود آرايي‌ها و فتنه‌هاي اخلاقي آسيب‌هاي جدي را به برخي خانواده‌ها وارد ساخته است.

محمودي از مسئولان وزارت علوم و مديران دانشگاه‌ها خواست با شجاعت و جسارت با اقدام در اين ارتباط دل مومنان را شاد كنند و دعاي خير خانواده‌هاي شهدا و صالحان را بدرقه راهشان كنند.
وي در ادامه با اشاره به روايتي از پيامبر(ص) كه فرمودند «بين مردان و زنان فاصله و جدايي بيندازيد، زيرا هنگامي كه آنان رودروي يكديگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند جامعه به دردي مبتلا مي‌شود كه درمان نخواهد داشت»، افزود: اگر مسئولان نظام اسلامي براي اين معضل فكري نكنند بايد منتظر تحقق وعده اين روايت شريفه باشند اگر چه برخي از معضلات مثل ناراحتي‌هاي روحي و رواني، سقط جنين‌ها و كثرت طلاق‌ها يكي از مصاديق اين روايت شريفه مي‌باشد.

فقها و مراجع عظام تقليد حضرات آيات سيدعلي خامنه‌اي، جعفر سبحاني، سيدعلي حسيني سيستاني، لطف‌الله صافي گلپايگاني، سيدعلي علوي گرگاني، سيد يوسف مدني تبريزي، حسين مظاهري، ناصر مكارم شيرازي و حسين نوري همداني به اين استفتاء پاسخ داده‌اند.

وي افزود:موضوع استفتا اين بود كه «اختلاط دختران و پسران در برخي مراكز آموزشي مانند دانشگاه‌ها و عدم نظارت جدي بر اين مراكز، ضمن ايجاد زمينه‌هاي گناه و خودآرايي، موجب ركود علمي و ايجاد رقابت‌هاي ناسالم و حركات غير اخلاقي شده، به طوري كه بسياري از خانواده‌ها و دانشجويان از وضعيت موجود رنج مي‌برند.

آيا شرعا اين اختلاط جايز است، وظيفه مسئولان آموزش عالي كشور و متوليان اين مراكز چيست» و يازده مرجع تقليد در پاسخ به سئوال ذكر شده چنين مرقوم فرموده‌اند:

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي:هر كس بايد بر طبق مقررات به وظايف شرعي و قانوني خود، از جمله امر به معروف و نهي از منكر اقدام كند.

آيت الله بهجت (ره): واضح است كه بايد از اختلاط پيش‌گيري كنند.

حضرت آيت الله صافي گلپايگاني: واضح است كه اختلاط مذكور حرام است و علاوه بر آن مفاسد و تبعات سوء بسيار بر آن مترتب است و متاسفانه در اثر بي توجهي مسئولان روز به روز دامنه آن گسترده‌تر مي‌شود؛ البته جدا كردن كلاس‌هاي دختران و پسران كار لازمي است، چون معلوم است كه اختلاط بين نامحرم مفسده زياد دارد، به‌طور كلي ورود زن بدون رعايت موازين اسلامي در صحنه اجتماع و دوشادوش مردان در همه امور شركت كردن، مفاسد بسيار دارد كه مجال شرحش نيست و بلكه از كثرت وضوح نياز به شرح ندارد گذشته از اينكه به موازات آن، لطمه‌هاي فراوان به خانواده و تربيت اطفال و امور منزل وارد مي‌شود.

خداوند متعال جامعه مسلمانان را از فتنه‌ها و مفاسدي كه بيشترش در اثر غرب‌گرايي و تقليد از كفار و اعمال و رفتار آنها حفظ فرمايد و عفاف و حجاب و شخصيت ارزشمند اسلامي بانوان مسلمان را در حصن حصين ايمان و تعهد خودشان از هر گزند و خطري مصون بدارد و مردها را نيز در اظهار غيرت، شجاعت و صراحت عطا فرمايد و بر دانشجويان متعهد مسلمان است كه مثل ساير مطالب كه موكدا از اولياي دانشگاه مي‌خواهند مراعات تعاليم و ظواهر اسلامي را بخواهند كه هم دانشجويان در معرض محرمات قرار نگيرند و هم دانشگاه از يك جريان‌هاي ضد ارزشي و مفاسد مصون بماند.

آيت‌الله مكارم شيرازي: در مواردي كه امكان جداسازي هست بايد اين كار صورت پذيرد و در مواردي كه اين كار امكان پذير نيست بر پسران و دختران لازم است كه از خودآرايي و تحريك ديگران جدا بپرهيزند.

آيت‌الله نوري همداني: مسئولان محترم مربوطه در اين جهت عنايت و قوت بيشتري داشته باشند.

آيت‌الله سبحاني: در كشورهاي اسلامي بايد كوشش شود مراكز آموزشي از نظر دختر و پسر جدا باشند. وظيفه اين است كه از اختلاط در آموزشگاه‌ها جلوگيري شود و دانشگاه دختران غير از دانشگاه پسران باشد.

آيت‌الله مظاهري: اختلاط جايز نيست و گناه آن خيلي بزرگ است. در فرض مذكور بايد اختلاط نباشد و بر مسئولان مربوطه واجب است اين‌گونه مفاسد را رفع كنند.

آيت‌الله سيستاني: امر مربوطه به خود فرد است اگر بيم افتادن به گناه نداشته باشد اشكال ندارد.

آيت‌الله علوي گرگاني: لازم است متوليان امر آموزش از اختلاط نامحرمان جلوگيري كنند و حتي‌المقدور از اختلاط فضاي دانشگاه‌ها جلوگيري كنند. اين‌گونه اختلاط‌ها مناسب شئونات مراكز اسلامي نيست و هيچ‌گونه خدمتي به جامعه علمي نمي‌كند و لازم است مسئولان امر از اين‌گونه مسايل جلوگيري كنند.

آيت‌الله مدني تبريزي: اختلاط دختر و پسر در مراكز آموزشي و غيره كه منجر به گناه باشد جايز نيست.

آيت‌الله حكيم: اختلاط بين آنها در مراكز مزبور مكروه است و لكن چون غالباً موجب كثيري از محرمات مي‌شود لازم اجتناب از آن است.

 

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=123556

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مهر1389ساعت 9:44  توسط دهدوار | 
به‌دنبال حوادث پي درپي در صنعت نفت ايران از ابتداي امسال تاكنون كه كشته و مجروح شدن تعداد زيادي از كاركنان اين صنعت را به همراه داشت، دليل 95 درصد حوادث رخ داده توجه كم به مسائل H.S.E (ايمني، بهداشت، محيط زيست) در واحدهاي واگذار شده اعلام شد و اين در حالي است كه مديركل اچ.اس.اي وزارت نفت خطاي انساني در شرکت‌هاي پيمانکاري را دليل اصلي ايجاد اين حوادث مي‌داند.

به گزارش ايسنا، اين مقام مسوول دليل ديگر اين حوادث را نيز خوردگي تاسيسات اعلام و تاكيد كرده كه آن‌هم در واقع به خطاي انساني در بررسي منظم تاسيسات بازمي‌گردد.

* * مروري بر حوادث نيمه نخست امسال

انفجار يک چاه نفتي بر اثر آتش سوزي دکل حفاري در نفت‌شهر كه كشته و مجروح‌شدن حداقل 12 نفر را در پي داشت (خرداد ماه)، آتش‌سوزي مجتمع پتروشيمي خارگ و كشته‌شدن حداقل 4 نفر(مرداد ماه)، آتش‌سوزي پتروشيمي پرديس يک با هشت كشته و زخمي (مرداد ماه) و آتش‌سوزي خط لوله گاز سرخس - مشهد با كشته و مفقود شدن 12 نفر (شهريور ماه) ازجمله حوادث پر سر وصداي نيمه نخست امسال بوده‌اند.

* * شركت‌هاي پيمانكاري؛ متهم رديف اول

دراين بين مسوولان وزارت نفت شركت‌هاي پيمانكاري خصوصي شده و عدم توجه كافي آنها به اصول بهداشت، ايمني و محيط زيست را دليل اصلي اين اتفاقات مي‌دانند؛ به‌طوري كه پس از حوادث دو شركت پتروشيمي در مرداد ماه، بيات - معاون وزير نفت در امور پتروشيمي - گفته بود كه بخش خصوصي آمادگي بر عهده گرفتن مديريت مجتمع‌هاي پتروشمي را ندارد، زيرا نتوانسته‌اند به اندازه لازم رشد کنند.

وي دليل اين موضوع را نيز اجراي سريع و پرشتاب قانون واگذاري‌ها در صنعت پتروشيمي دانسته و گفته بود كه واگذاري‌هاي سريع در شرايطي پيش ‌رفته كه بخش خصوصي از لحاظ مديريتي هنوز نتوانسته خود را آماده کند.

از طرف ديگر اردشيري - مدير کل بهداشت، ايمني و محيط زيست وزارت نفت - نيز گفته بود كه همه اين انفجارها در واحدهاي واگذار شده به بخش خصوصي رخ داده و بيشتر اين حوادث نيز از سهل‌انگاري يا انجام ندادن يک کار بسيار کوچک ناشي شده است.

* * تكاپوي وزارت نفت براي نظارت بر ايمني شركت‌هاي واگذار شده

به گزارش ايسنا، پس از وقوع اين حوادث، وزارت نفت در قالب درخواستي از وزارت اقتصاد، خواستار ايجاد امكان نظارت بر موارد ايمني و بهداشت واحدهاي واگذار شده به بخش خصوصي شد. طبق اين درخواست، درمورد شرکت‌هايي که فروخته شده‌اند، برنامه خاصي متناسب با وضعيت آنها براي نظارت بر ايمني بايد اجرا شود، ولي درخصوص شرکت‌هايي که از اين به بعد واگذار مي‌شوند، بايد الحاقيه تهيه شده از طرف وزارت نفت مبتني بر رعايت موارد مربوط به HSE و پدافند غيرعامل در قرارداد آنها ذکر شود.

در اين رابطه، اگرچه فرضيه وقوع اين حوادث به‌دليل حمله ويروس جديد استاكس‌نت كه به تازگي وارد برنامه‌هاي نرم‌افزاري صنعت نفت شده نيز مطح شد، ولي با تاكيد وزارت نفت مبني بر عدم تاثير و دخالت اين ويروس در حوادث پيش‌آمده، اين فرضيه نيز از تب و تاب افتاد.

* * پس دليل حوادث چيست؟

باوجود آنكه هواره مديران بخش‌هاي دولتي بر اهميت سرمايه‌گذاري در حوزه ايمني و تاثير آن به‌عنوان يك سرمايه‌گذاري اثربخش آگاهي داشته و تاكيد مي‌كنند كه اين سرمايه‌گذاري حفظ منابع اين شركت‌ها را به‌دنبال دارد، ولي در مورد پيمانكاران گفته شده با وجودي كه آموزش‌هاي لازم ارائه شده و در قرارداد آنان رعايت اين مسائل ذكر مي‌شود، اما چون پرسنل همواره تغيير مي‌كنند، به‌تدريج اجراي آموزش‌ها ناديده گرفته مي‌شود.

همچنين درباره جرايم زيست‌محيطي جرايمي وضع شده، درحالي‌كه درخصوص رعايت دستورالعمل‌هاي ايمني چنين جرايمي وجود ندارد، زيرا اساسا قانوني در اين زمينه نيست.

از سوي ديگر به اعتقاد كارشناسان، آماده‌نبودن زيرساخت‌ها براي واگذاري شركت‌ها، فشارهايي براي بومي‌سازي بدون در نظر گرفتن تخصص افراد، رعايت نكردن مقررات سازماني در زمينه ارتقاي شغلي افراد، منتقل نشدن تجربه نيروهاي متخصص به جوانان به‌دليل نبود برنامه‌ريزي مشخص يا عدم تمايل افزاد متخصص به اين كار به‌دليل ترس از دست دادن سمت، تفاوت حقوقي كارمندان رسمي و پيمانكاري در شرايط مشابه كاري ونظارت ضعيف بر مسائل بهداشت، ايمني و محيط زيست از ديگر عوامل بروز حوادث است.

* * ضرورت اجراي نقش حاکميتي دولت در مقوله ايمني

به‌نظر مي‌رسد با توجه به اهميت اين موضوع نياز است كه دولت نقش حاکميتي در مقوله ايمني اجرا كند؛ به‌اين منظور بايد يک سازمان ملي ايمني با نظارت کامل بر واحدهاي توليدي از طريق وزارت نفت ايجاد شود تا استانداردهاي اين وزارت‌خانه را به شدت تحت نظر و کنترل در زمان اجرا درآورد.

اين سازمان، بايد مستقل و تحت نظارت وزير نفت باشد که با حضور افراد با تجربه اين صنعت در بخش‌هاي مختلف نفت، گاز و پتروشيمي به صورت شوراي عالي ايمني فعاليت کند.

در اين رابطه پيوندي - رييس انجمن صنفي کارفرمايي صنايع پتروشيمي - با ابراز نگراني از بي‌توجهي به ايمني در گير و دار واگذاري‌ها تصريح كرده كه در شرايط انتقال شركت‌ها از بخش دولتي به خصوصي به دليل سرعت دادن به برخي فعاليت‌ها و تمرکز بر خصوصي‌سازي مطلق، ممكن است شرايط ايمني و استانداردها رعايت نشود.

بنابراين به‌نظر مي‌رسد تنها متهم دانستن شركت‌هاي خصوصي واگذار شده و خطاي انساني آنها در انجام بازديدهاي دوره‌اي يا اجراي عمليات كافي نيست و بهتر است دولت درخصوص بخش مهمي مانند ايمني كه كوچكترين اشتباه مي‌توان قربانيان متعددي را برجاي بگذارد، وارد عمل شود.

 

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=123438

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مهر1389ساعت 7:44  توسط دهدوار | 
حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي مي‌فرمايند: امام صادق(ع) مرد مبارزه بود، مرد علم و دانش بود و مرد تشكيلات بود.

به گزارش خبرگزاري فارس، پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي‌، بيانات معظم‌له را پيرامون عنصر جهاد، مبارزه و قيام در زندگي ائمه اطهار (عليهم‌السلام) بويژه در دوران امام صادق(ع) منتشر كرده كه مشروح آن در ذيل مي‌آيد:

* حركت تشكيلاتي

امام صادق(ع) مرد مبارزه بود، مرد علم و دانش بود و مرد تشكيلات بود. مرد علم و دانش بودنش را همه شنيده‌ايد. محفل درس امام صادق(ع) و ميدان آموزشي كه آن بزرگوار به وجود آورد، هم قبل از او و هم بعد از او در تاريخ زندگي امامان شيعه بي‌نظير بود. همه‌ حرفهاي درست اسلام و مفاهيم اصيل قرآن كه در طول يك قرن و اندي به وسيله‌ مغرضان و مفسدان يا جاهلان تحريف شده بود، همه‌ آنها را امام صادق(ع) به شكل درست بيان كرد.

اما مرد مبارزه بودنش را كمتر شنيده‌ايد. امام صادق(ع) مشغول يك مبارزه‌ دامنه‌دار و پيگير بود. مبارزه براي قبضه كردن حكومت و قدرت و به وجود آوردن حكومت اسلامي و علوي. يعني امام صادق(ع) زمينه را آماده مي‌كرد تا بني‌اميه را از بين ببرد و به جاي آنها حكومت علوي را كه همان حكومت راستين اسلامي است، بر سر كار بياورد. اما آن بعد سوم را كه اصلاً نشنيده‌ايد، مرد تشكيلات بودن امام صادق(ع) است كه يك تشكيلات عظيمي از مؤمنان خود، از طرفداران جريان حكومت علوي در سراسر عالم اسلام از اقصاي خراسان و ماوراءالنهر تا شمال آفريقا به وجود آورده بود. تشكيلات يعني چه؟ يعني اين كه وقتي امام صادق(ع) اراده مي‌كند آن چه را كه او مي‌خواهد بدانند، نمايندگان او در سراسر آفاق عالم اسلام به مردم مي‌گويند تا بدانند. يعني از همه جا وجوهات و بودجه براي اداره‌ مبارزه‌ سياسي عظيم آل علي جمع كنند. يعني وكلا و نمايندگان او در همه‌ شهرها باشند كه پيروان امام صادق(ع) به آنها مراجعه كنند و تكليف ديني و همچنين تكليف سياسي خود را از آن حضرت بپرسند.

تكليف سياسي هم مثل تكليف ديني واجب‌الاجرا است. امام صادق(ع) يك چنين تشكيلات عظيمي را به وجود آورده بود و با اين تشكيلات و به كمك مردمي كه در اين تشكيلات بودند با دستگاه بنياميه مبارزه مي‌كرد. در هنگامي‌كه پيروزي او بر بنياميه حتمي بود، بني‌عباس به عنوان يك جريان مزاحم و فرصت‌طلب آمدند، ميدان را گرفتند و بعد از آن امام صادق(ع) هم با بني‌اميه و هم با بني‌عباس مبارزه كرد. 14 / 6 / 1359

* شبكه‌ گسترده‌ تبليغاتي

وقتى امام باقر(ع) از دنيا مي‌رود، بر اثر فعاليت‌هاي بسيارى كه در طول اين مدت خود امام باقر(ع) و امام سجاد(ع) انجام داده بودند، اوضاع و احوال به سود خاندان پيغمبر(ص) بسيار تغيير كرد؛ نقشه‌ امام صادق(ع) اين بود‌ كه بعد از رحلت امام باقر(ع) كارها را جمع و جور كند، يك قيام علنى به راه بيندازد و حكومت بني‌اميه را -كه هر روزى يك دولتى عوض مي‌شد و حاكى از نهايت ضعف دستگاه بني‌اميه بود- واژگون كند و از خراسان و رى و اصفهان و عراق و حجاز و مصر و مراكش و همه‌ مناطق مسلمان‌نشين كه در همه‌ اين مناطق شبكه‌ حزبى امام صادق(ع) -يعنى شيعه، شيعه يعنى شبكه‌ حزبى امام صادق(ع)- شبكه‌ امام صادق همه جا گسترده بود، از همه‌ آنها نيرو بيايد مدينه و امام لشكركشى كند به شام، حكومت شام را ساقط كند و خودش پرچم خلافت را بلند كند و بيايد مدينه و حكومت پيغمبر(ص) را به راه بيندازد؛ اين نقشه‌ امام صادق بود. لذا وقتى كه در خدمت امام باقر(ع) در روزهاى آخر عمرش صحبت مي‌شود و سؤال مي‌شود كه قائم آل محمد كيست، حضرت يك نگاهى مي‌كنند به امام صادق(ع) مي‌گويند كه گويا مي‌بينم كه قائم آل محمد اين است. البته مي‌دانيد كه قائم آل محمد يك اسم عام است، اسم خاص نيست، اسم ولي‌عصر صلوات‌اللَّه‌عليه نيست. حضرت ولي‌عصر صلوات‌اللَّه‌عليه قائم نهايى آل محمد است، اما همه‌ كسانى كه از آل محمد(ص) در طول زمان قيام كردند -چه پيروزى به دست آورده باشند چه نياورده باشند- اينها قائم آل محمدند و اين رواياتى كه مي‌گويد وقتى قائم ما قيام كند اين كارها را مي‌كند، اين كارها را مي‌كند، اين رفاه را ايجاد مي‌كند، اين عدل را مي‌گستراند، منظور حضرت ولي‌عصر(عج) نبود آن روز، منظور اين بود كه آن شخصى از آل محمد كه بناست حكومت حق و عدل را به وجود بياورد، او وقتى كه قيام بكند اين كارها را خواهد كرد و اين درست هم بود.

كار پنهاني و تشكيلاتي به‌طور معمول در صورتي‌كه با اصول درست پنهان‌كاري همراه باشد، بايد همواره پنهان بماند. آن روز مخفي بوده، بعد از آن نيز مخفي مي‌ماند و رازداري و كتمان صاحبانش نمي‌گذارد پاي نامحرمي بدانجا برسد. هرگاه آن كار به ثمر برسد و گردانندگان و عاملانش بتوانند قدرت را در دست گيرند، خود، دقايق كار پنهان خود را برملا خواهند كرد. به همين جهت است كه اكنون بسياري از ريزهكاري‌ها و حتي فرمان‌هاي خصوصي و تماس‌هاي محرمانه‌ سران بني‌عباس با پيروان افراد تشكيلاتشان در دوران دعوت عباسي در تاريخ ثبت است و همه از آن آگاهند.

بي‌گمان اگر نهضت علوي نيز به ثمر مي‌رسيد و قدرت و حكومت در اختيار امامان شيعه يا عناصر برگزيده‌ آنان در مي‌آمد، ما امروز از همه‌ رازهاي سربه‌مهر دعوت علوي و تشكيلات همه‌جاگسترده و بسيار محرمانه‌ آن مطلع مي‌بوديم.

تنها راهي كه مي‌تواند ما را با خط كلي زندگي امام آشنا سازد، آن است كه نمودارهاي مهم زندگي آن حضرت را در لابه‌لاي اين ابهام‌ها يافته، به كمك آنچه از اصول كلي تفكر و اخلاق آن حضرت مي‌شناسيم، خطوط اصلي زندگينامه‌ امام را ترسيم كنيم و آنگاه براي تعيين خصوصيات و دقايق، در انتظار قرائن و دلايل پراكنده‌ي تاريخي و نيز قرائني به‌جز تاريخ بمانيم.

نمودارهاي مهم و برجسته در زندگي امام صادق(ع) بدين شرح مي‌باشد:
1. تبيين وتبليغ مسأله‌ امامت.
2. تبليغ و بيان احكام دين به شيوه‌ فقه شيعي و نيز تفسير قرآن به روال بينش شيعي.
3. وجود تشكيلات پنهاني ايدئولوژيك-سياسي.

* تبيين وتبليغ مسأله‌ي امامت

امام صادق(ع) نيز مانند ديگر امامان شيعه، محور برجسته‌ دعوتش را موضوع "امامت " تشكيل مي‌داده است. براي اثبات اين واقعيت تاريخي، قاطعترين مدرك، روايات فراواني است كه ادعاي امامت را از زبان امام صادق(ع) به روشني و با صراحت تمام نقل مي‌كند. امام در هنگام اشاعه و تبليغ اين مطلب، خود را در مرحله‌اي از مبارزه مي‌ديده است كه مي‌بايست به طور مستقيم و صريح، حكام زمان را نفي كند و خويشتن را به عنوان صاحب حق واقعي ولايت و امامت به مردم معرفي نمايد؛ و قاعدتاً اين عمل فقط هنگامي صورت مي‌گيرد كه همه‌ مراحل قبلي مبارزه با موفقيت انجام گرفته، آگاهي‌هاي سياسي و اجتماعي در قشر وسيعي پديد آمده، آمادگي‌هاي بالقوه در همه‌جا احساس شده، زمينه‌هاي ايدئولوژيك در جمع قابل توجهي ايجاد گرديده، لزوم حكومت حق و عدل براي جمعي كثير به ثبوت رسيده و بالاخره رهبر تصميم راسخ خود را براي مبارزه‌ا‌ي نهايي گرفته است. بدون اين همه، مطرح كردن نام يك شخص معين به عنوان امام و زمامدار محق جامعه، كاري عجولانه و بي‌فايده خواهد بود.

نكته‌ ديگري كه بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است كه امام در مواردي به اين بسنده نمي‌كند كه امامت را براي خويش اثبات كند؛ بلكه همراه نام خود، نام امامان بحق و اسلاف پيشين خود را نيز ياد مي‌كند و در حقيقت سلسله‌ امامت اهل بيت عليهم‌السلام را متصل و جدايي‌ناپذير مطرح مي‌سازد. اين عمل با توجه به اينكه تفكر شيعي، همه‌ زمامداران نابحق گذشته را محكوم كرده و آنان را "طاغوت " به‌شمار مي‌آورده، مي‌تواند اشاره به پيوستگي جهاد شيعيان اين زمان به زمان‌هاي گذشته نيز باشد. در واقع امام صادق(ع) با اين بيان، امامت خود را يك نتيجه‌ قهري كه بر امامت گذشتگان مترتب است، مي‌شمارد و آن را از حالت بي‌سابقه و بي‌ريشه و پايه بودن؛ بيرون مي‌آورد و سلسله‌ خود را از كانالي مطمئن و ترديدناپذير به پيامبر بزرگوار(ص) متصل مي‌كند.

روايت "عمروبن‌ابي‌المقدام " منظره‌ شگفت‌آوري را ترسيم مي‌كند: روز نهم ذيحجه روز عرفه است. محشري از خلايق در عرفات براي اداي مراسم خاص آن روز گرد آمده‌اند و نمايندگان طبيعي مردم سراسر مناطق مسلمان‌نشين، از اقصاي خراسان تا ساحل مديترانه، جمع شده‌اند. يك كلمه حرف به‌جا در اينجا مي‌تواند كار گسترده‌ترين شبكه‌ وسايل ارتباط ‌جمعي را در آن زمان بكند. امام، خود را به اين جمع رسانده است و پيامي دارد. مي‌گويد: ديدم امام در ميان مردم ايستاد و با صداي هر چه بلندتر - با فريادي كه بايد در همه‌جا و در همه‌ گوش‌ها طنين بي‌افكند و به‌وسيله‌ شنوندگان به سراسر دنياي اسلام پخش شود- پيام خود را سه مرتبه گفت. روي را به طرف ديگري گرداند و سه مرتبه همان سخن را ادا كرد. باز روي را به سمتي ديگر گرداند و باز همان فرياد و همان پيام. و بدين ترتيب امام دوازده مرتبه سخن خود را تكرار كرد. اين پيام با اين عبارات ادا مي‌شد: "أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللهِ (ص) كَانَ الْإِمَامَ- ثُمَّ كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (ع) ثُمَّ الْحَسَنُ(ع) ثُمَّ الْحُسَيْنُ(ع)- ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(ع) ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ(ع) ثُمَّ . . . "1

حديث ديگر از ابي‌الصباح‌كناني است كه در آن، امام صادق(ع) خود و ديگر امامان شيعه را چنين توصيف مي‌كند: "ما كساني هستيم كه خدا اطاعت ما را بر مردم لازم ساخته است. انفال و صفوالمال در اختيار ماست ".

صفوالمال، اموال گزيده‌اي است كه طواغيت گردنكش به خود اختصاص داده و دست‌هاي مستحق را از آن بريده بودند و هنگامي‌كه اين اموال مغصوب، با پيروزي سلحشوران مسلمان از تصرف ستمگران مغلوب خارج مي‌شود، مانند ديگر غنايم تقسيم نمي‌شود تا در اختيار يك نفر قرار گيرد و به او حشمتي كاذب و تفاخري دروغين ببخشد، بلكه به حاكم اسلامي سپرده مي‌شود و او از آنها در جهت مصالح عموم مسلمانان استفاده مي‌كند. امام در اين روايت، خود را اختياردار صفوالمال و نيز انفال - كه آن نيز مربوط به امام است - معرفي مي‌كند و با اين بيان، به روشني مي‌رساند كه امروز حاكم جامعه‌ اسلامي اوست و اين همه بايد به دست او و در اختيار او باشد و به نظر او در مصارف درستش به كار رود.

امام در حديثي ديگر، امامان گذشته را يك‌يك نام مي‌برد و به امامت آنان و اينكه اطاعت از فرمانشان واجب و حتمي است، شهادت مي‌دهد و چون به نام خود مي‌رسد، سكوت مي‌كند. شنوندگان سخن امام به خوبي مي‌دانند كه پس از امام باقر(ع) ميراث علم و حكومت در اختيار امام صادق(ع) است. و بدين ترتيب، هم حق فرمانروايي خود را مطرح مي‌سازد و هم با لحن استدلال‌گونه، ارتباط و اتصال خود را به نياي والامقامش علي‌بن‌ابيطالب(ع) بيان مي‌كند. در ابواب "كتاب الحجه " از كافي و نيز در جلد 47 بحارالانوار از اينگونه حديث كه به صراحت يا به كنايه، سخن از ادعاي امامت و دعوت به آن است، فراوان مي‌توان يافت.

مدرك قاطع ديگر، شواهدي است كه از شبكه‌ گسترده‌ تبليغاتي امام در سراسر كشور اسلامي ياد مي‌كند و بودن چنين شبكه‌اي را مسلم مي‌سازد. اين شواهد، چندان فراوان و مدلل است كه اگر حتي يك حديث صريح هم وجود نمي‌داشت، خدشه‌اي بر حتميت موضوع وارد نمي‌آمد. مطالعه‌گر زندگينامه‌ مدون ائمه عليهم‌ا‌لسلام از خود مي‌پرسد: آيا امامان شيعه در اواخر دوران بني‌اميه، داعيان و مبلغاني در اطراف و اكناف كشور اسلامي نداشتند كه امامت آنان را تبليغ كنند و از مردم قول اطاعت و حمايت براي آنان بگيرند؟ پس در اين صورت، نشانه‌هاي اين پيوستگي تشكيلاتي كه در ارتباطات مالي و فكري ميان ائمه و شيعه به وضوح ديده مي‌شود، چگونه قابل توجيه است؟ اين حمل وجوه و اموال از اطراف عالم به مدينه؟ اين همه پرسش از مسائل ديني؟ اين دعوت همه‌جاگستر به تشيع؟ و آنگاه اين وجهه و محبوبيت بي‌نظير آل‌علي(ع) در بخش‌هاي مهمي از كشور اسلامي؟ و اين خيل انبوه محدثان و راويان خراساني و سيستاني و كوفي و بصري و يماني و مصري در گرد امام؟ كدام دست مقتدر، اين همه را به وجود آورده بود؟ آيا مي‌توان تصادف يا پيشامدهاي خودبه‌خودي را عامل اين پديده‌هاي متناسب و مرتبط به هم دانست؟

با اين همه تبليغات مخالف كه از طرف بلندگوهاي رژيم خلافت اموي بي‌استثناء در همه‌جا انجام مي‌گرفت و حتي نام علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) به عنوان محكوم‌ترين چهره‌ اسلام، در منابر و خطابه‌ها ياد مي‌شد، آيا بدون وجود يك شبكه‌ تبليغاتي قوي ممكن است آل‌علي(ع) در نقاطي چنان دوردست و ناآشنا، چنين محبوب و پرجاذبه باشند كه كساني محض ديدار و استفاده از آنان و نيز عرضه كردن دوستي و پيوند خود با آنان، راه‌هاي دراز را بپيمايند و به حجاز و مدينه روي آورند؛ دانش دين را كه بنا بر عقيده‌ شيعه، همچون سياست و حكومت است، از آنان فراگيرند و در موارد متعددي بي‌صبرانه اقدام به جنبش نظامي -و به زبان روايات، قيام و خروج- را ازآنان بخواهند؟ اگر تسليحات شيعه فقط در جهت اثبات علم و زهد ائمه عليهم‌السلام بود، درخواست قيام نظامي چه معنايي مي‌توانست داشته باشد؟ ممكن است سؤال شود اگر به‌راستي چنين شبكه‌ تبليغاتي وسيع و كارآمدي وجود داشته، چرا نامي از آن در تاريخ نيست و صراحتاً ماجرايي ازآن نقل نشده است؟ پاسخ به‌طور خلاصه آن است كه دليل اين بي‌نشاني را نخست در پايبندي وسواس‌آميز ياران امام به اصل معتبر و مترقي "تقيه " بايد جست كه هر بيگانه‌اي را از نفوذ در تشكيلات امام مانع مي‌شد، و سپس در ناكام ماندن جهاد شيعه در آن مرحله و به قدرت نرسيدن آنان، كه اين معلول عواملي چند است. اگر بني‌عباس نيز به قدرت نمي‌رسيدند، بيگمان تلاش و فعاليت پنهاني آنان و خاطرات تلخ و شيريني كه از فعاليت‌هاي تبليغاتي داشتند، در سينه‌ها مي‌ماند و كسي از آن خبر نمي‌يافت و در تاريخ نيز ثبت نمي‌شد.

* تبليغ و بيان احكام دين به شيوه‌ فقه شيعي و نيز تفسير قرآن به روال بينش شيعي
اين نيز يك خط روشن در زندگي امام صادق(ع) است. به شكلي متمايزتر و صريح‌تر و صحيح‌تر از آنچه در زندگي ديگر امامان مي‌توان ديد؛ تا آنجا كه فقه شيعه "فقه جعفري " نام گرفته است و تا آنجا كه همه‌ كساني كه فعاليت سياسي امام را ناديده گرفته‌اند، بر اين سخن هم‌داستان هستند كه امام صادق(ع) وسيع‌ترين- يا يكي از وسيع‌ترين- حوزه‌هاي علمي و فقهي زمان خود را دارا بوده است.

مقدمتاً بايد دانست كه دستگاه خلافت در اسلام، از اين جهت با همه‌ دستگاه‌هاي ديگر حكومت متفاوت است كه اين فقط يك تشكيلات سياسي نيست؛ بلكه يك رهبري سياسي- مذهبي است. نام و لقب "خليفه " براي حاكم اسلامي، نشان‌دهنده‌ همين حقيقت است كه وي بيش از يك رهبر سياسي است؛ جانشين پيامبر(ص) است و پيامبر(ص)، آورنده‌ يك دين و آموزنده‌ اخلاق و البته در عين حال حاكم و رهبر سياسي است. پس خليفه در اسلام، به‌جز سياست، متكفل امور ديني مردم و پيشواي مذهبي آنان نيز هست.

با اين آگاهي، به‌‌وضوح مي‌توان دانست كه فقه جعفري در برابر فقه فقيهان رسمي روزگار امام صادق(ع) فقط يك اختلاف عقيده‌ ديني ساده نبود؛ بلكه در عين حال دو مضمون متعرضانه را نيز با خود حمل مي‌كرد: نخست و مهمتر، اثبات بي‌نصيبي دستگاه حكومت از آگاهي ديني و ناتواني آن از اداره‌ امور فكري مردم و ديگر، مشخص ساختن موارد تحريف در فقه رسمي كه ناشي از مصلحت‌انديشي فقها در بيان احكام فقهي و ملاحظه‌كاري آنان در برابر تحكم و خواست قدرت‌هاي حاكم است.

امام صادق(ع) با گستردن بساط علمي و بيان فقه و معارف اسلامي و تفسير قرآن به شيوه‌اي غير شيوه‌ عالمان وابسته به حكومت، عملاً به معارضه‌ با آن دستگاه برخاسته بود. آن حضرت بدين وسيله تمام تشكيلات مذهبي و فقاهت رسمي را كه يك ضلع مهم حكومت خلفا به شمار مي‌آمد، تخطئه مي‌كرد و دستگاه حكومت را از بعد مذهبي‌اش تهي‌دست مي‌ساخت.

نخستين حكمرانان بني‌عباس كه خود در روزگار پيش از قدرت، سال‌ها در محيط مبارزاتي علوي و در كنار پيروان و ياران آل‌علي(ع) گذرانيده و به بسياري از اسرار و چم‌ ‌و خم‌هاي كنار آنان بصيرت داشتند، نقش متعرضانه‌ اين درس و بحث و حديث و تفسير را پيش از اسلاف اموي خود درك مي‌كردند. گويا به همين خاطر بود كه منصور عباسي در خلال درگيري‌هاي رذالت‌آميزش با امام صادق(ع) مدت‌ها آن حضرت را از نشستن با مردم و آموزش دين به آنان، و نيز مردم را از رفت‌وآمد و سؤال از آن حضرت منع كرد؛ تا آنجا كه به نقل از "مفضل‌بن‌عمر " - چهره‌ درخشان و معروف شيعي - هرگاه مسأله‌اي در باب زناشويي و طلاق و امثال اين‌ها براي كسي پيش مي‌آمد، به آساني نمي‌توانست به پاسخ آن حضرت دست يابد.

* وجود تشكيلات پنهاني ايدئولوژيك-سياسي به روال بينش شيعي

امام صادق(ع) در اواخر دوران بني‌اميه، شبكه‌ تبليغاتي وسيعي را كه كار آن، اشاعه‌ امامت آل‌علي(ع) و تبيين درست مسأله‌ امامت بود، رهبري مي‌كرد؛ شبكه‌اي كه در بسياري از نقاط دوردست كشور مسلمان، به ويژه در نواحي عراق و خراسان، فعاليت‌هاي چشمگير و ثمربخشي درباره‌ مسأله‌ امامت عهده‌دار بود، ولي اين تنها يك روي مسأله و بخش ناچيزي از آن است. موضوع تشكيلات پنهان در صحنه‌ زندگي سياسي امام صادق(ع) و نيز ديگر ائمه عليهم‌السلام، از جمله مهم‌ترين و شورانگيزترين و در عين حال مجهول‌ترين و ابهام‌آميزترين فصول اين زندگينامه‌ پرماجراست.

براي اثبات وجود چنين سازماني نمي‌توان و نمي‌بايد در انتظار مدارك صريح بود. نبايد توقع داشت كه يكي از امامان يا يكي از ياران نزديكش صراحتاً به وجود تشكيلات سياسي - فكري شيعي اعتراف كرده باشد؛ اين چيزي نيست كه بتوان به آن اعتراف كرد. انتظار معقول آن است كه اگر روزي هم دشمن به وجود تشكل پنهاني امام پي برد و از خود آن حضرت يا يكي از يارانش چيزي پرسيد، او به‌كلي وجود چنين چيزي را انكار كند و گمان آن را يك سوءظن يا تهمت بخواند. اين، خاصيت هميشگي كار مخفي است.

بايد در پي قرائن و شواهد و بطون حوادث ظاهراً ساده‌اي بود كه اگرچه نظر بيننده‌ عادي را جلب نمي‌كند، ولي با دقت و تأمل، خبر از جريان‌هاي پنهاني بسياري مي‌دهد. اگر با چنين نگرشي به سراسر دوران دو قرن و نيمي زندگي ائمه عليهم‌السلام نظر شود، وجود يك تشكيلات پنهان در خدمت و تحت فرمان ائمه عليهم‌السلام تقريباً مسلم مي‌گردد.
21/3/58

پي‌نوشت:
1. بحارالانوار، ج 47، ص 58
2. كافي، ج 1، ص 186
3. مفضل، يكي از ياران امام صادق (عليه‌السلام) بود

 

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=123435

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مهر1389ساعت 7:43  توسط دهدوار | 

روز ۲۴ آذر سال ۱۲۹۰دولت روسيه تهديد كرد چنانچه ظرف مدت شش روز مورگان شوستر خزانه دار كل ايران از اين كشور اخراج نشود و استخدام اتباع خارجي از اين پس تحت اجازه روس و انگليس قرار نگيرد تهران را با چهارهزار سرباز اشغال خواهد كرد ...
سياست داخلي و خارجي ايران در قرن نوزدهم و دهه اول قرن بيستم ميلادي، برآيند رقابت روسيه و انگلستان در داخل كشور بود. اين رقابت با پيامدهاي منفي فراواني روبرو بود، به‌طوري كه برخي دولتمردان ايران را به نزديك شدن به يك قدرت سوم ترغيب كرد. اگرچه اين گرايش در بسياري از موارد با هدف كاستن از تبعات منفي آن رقابتها صورت مي‌گرفت، اما مجريان اين سياست به‌ويژه در سالهاي پس از مشروطيت، تلاش كردند تا از اين رويكرد بهره‌برداريهاي اقتصادي، نظامي و امنيتي نيز به‌عمل آورده و حتي‌الامكان اصلاحاتي را در سيستم مالي، اداري و انتظامي كشور بوجود آورند. استخدام «مورگان شوستر» امريكائي راهكاري براي تحقق اين اهداف بود. مورگان شوستر (1960ـ1877م) حقوق‌دان امريكايي پيشتر در اداره گمركات فيليپين خدمت كرده و بعداً عضو هيأت عالي حكومت آمريكا در فيليپين شده بود. او مدتي نيز سرپرستي اداره گمركات كوبا را برعهده داشت. شوستر زماني كه مأمور خدمت در ايران شد، به شغل وكالت مشغول بود. او و هيأت همراه در زمان حيات مجلس دوم مشروطه توسط بعضي دولتمردان، ظاهراً براي ساماندهي امور اداري و اصلاح اوضاع مالي ايران وارد كشور شدند. اما حضور روسيه و انگلستان در ايران مانع از آن شد كه اين اقتصاددان آمريكائي بتواند اهداف و طرحهاي خود را در سيستم اداري و مالي كشور به اجرا درآورد. به همين دليل مدت زمان مأموريت وي و هيأت همراه در داخل كشور بيش از 8 ماه داوم نيافت و وي متعاقب اولتيماتوم روسيه، ناچار شد به اتفاق همراهانش، ايران را ترك كند.
علت آن كه دولتمردان ايران، امريكايي‌ها را براي حل معضلات اقتصادي و امنيتي خود برگزيدند، دو اصل اساسي بود. اين دو اصل عبارت بودند از:
1ـ امريكا به دليل فاصله جغرافيايي زياد از ايران منافع كمتري در كشور داشت.
2ـ امريكا لااقل تا زمان مورد بحث اهداف، استعماري در منطقه نداشته و مانند روسيه و انگلستان نزد مردم ايران بدسابقه نبود.
البته امريكايي‌ها به دليل آنكه در صدد پايان بخشيدن به دوران انزواي خود بودند و به دكترين «سياست جهاني» مي‌انديشيدند، از دعوت دولتهايي چون ايران براي حضور در عرصه‌هاي اقتصادي و سياسي استقبال مي‌كردند.
بدين ترتيب شرائط داخلي و خارجي براي دولتمردان ايراني به منظور تحقق سياست نزديكي به قدرت سوم از راه استخدام كارشناسان آمريكائي فراهم بود؛ سياستي كه از جمله اهداف مجريان آن، سروسامان دادن به اوضاع آشفتة مالي و اداري ايران بود. در دهه پاياني قرن نوزدهم ميلادي سامانه اداري كشور، به دليل حوادث ناشي از نهضت مشروطه ناكار آمد شده بود. در تهران دولت مقتدر مركزي وجود نداشت. از نظر مالي نيز به دليل استقراضهاي پيش از مشروطه، كشمكشهاي داخلي، اشغال برخي از نواحي كشور توسط نيروهاي بيگانه و هرج‌ومرجهاي حاصل از آن، شرائط دشواري فراروي دولتمردان ايران قرار داشت.
نتيجه اين بحرانها عمر كوتاه كابينه‌ها و آمد و رفت سريع آنها بود. در چنين شرائطي ميرزا حسينقلي‌خان نواب، وزير امورخارجه دولت مستوفي‌الممالك، در چهاردهم دي 1289 در تلگرافي به كاردار سفارت ايران در امريكا مأموريت داد تا موضوع استخدام كارشناسان مالي امريكا براي ساماندهي و اصلاح اوضاع مالي ايران را با دولت آن كشور مطرح كند. اين درخواست با موافقت دولت امريكا روبرو شد و در 13 بهمن 1289 نيز مورد تاييد نمايندگان مجلس شوراي ملي نيز قرار گرفت. بدين ترتيب مورگان شوستر و 4 مستشار امريكايي ديگر براي اصلاح امور دارائي، خزانه‌داراي، دادگستري و ژاندارمري استخدام شدند و پس از عقد قرارداد با دولت ايران در 17 ارديبهشت 1290 ش. همراه با خانواده‌ها خود وارد ايران شدند.
پس از ورود شوستر به ايران از آنجا كه مأموريت اعلام شده وي ساماندهي امور مالي بود، بي‌درنگ به‌عنوان خزانه‌دار كل منصوب و مأمور انجام اين مهم گرديد. او گامهايي براي بهبود وضع مالياتها و گمركات به‌عنوان منابع اصلي درآمد‌هاي دولت ايران برداشت . اما وخامت اوضاع مالي كه ناشي از سياستهاي نادرست دولتهاي پيش از مشروطيت و كشمكشهاي پس از آن بود، كار مورگان شوستر را پيچيده و دشوار ساخته بود. اين وخامت در كنار شورشها، درگيريهاي قومي، تهديدها، هزينه‌هاي سنگين حضور نيروهاي بيگانه در كشور، ضعف دولت مركزي، نفوذ بيش از حد رؤساي قبائل و خوانين محلي و كارشكني‌هاي آنها و ناخشنودي بسياري از افراد صاحب نفوذ از اقدامات شوستر براي نهادينه ساختن امورمالي كشور، موانعي عمده در مسير اقدامات وي براي اصلاح امور مالي ايران ايجاد كرده بود.
همچنين در مركز نيز بخش بزرگي از بدنة دولت، شامل نخست‌وزيري، نايب‌السلطنه، برخي از وزراء و فن‌سالاران امور مالي يا به دليل گرايش‌هاي سياسي و يا به دليل به مخاطره افتادن منافعشان سد‍ّ راه اصلاحات شوستر بودند. در آن زمان رقابت دو حزب اعتداليون و دمكرات عاميون برحذف يكديگر استوار بود. شوستر توسط «مستوفي» كه به دمكراتها متمايل بود به ايران دعوت شده بود و طبعاً اقداماتش از نظر حزب رقيب ـ اعتداليون ـ قابل تحمل نبود. علاوه براين حضور قدرتمند بختياريها در صحنه سياسي ايران و روحيه ايلي و قبيلگي آنها با اقدامات شوستر براي سامان دادن به امور مالي كشور سازگار نبود. اعيان و اشراف و شاهزادگان و خان‌هايي كه مايل به پرداخت ماليات نبودند دائماً با سفارت‌خانه‌هاي روسيه و انگليس در تماس بودند تا اين دو سفارت‌خانه‌ را به مقابله‌ با طرح‌هاي شوستر وادار سازند. اين تماسها نيز سبب نقش بازدارنده سفيران دو كشور مذكور بويژه سفير روسيه در برابر مورگان شوستر شده بود. در بسياري از موارد، مورگان شوستر حتي براي جمع‌آوري ماليات نيز با كارشكني و مخالفت روبرو مي‌شد. او به همين خاطر در 23 خرداد سال 1290 با اختيارات كاملي كه در مصوبه مجلس شوراي ملي بدست آورد، اقدام به تشكيل نيروي نظامي به نام «ژاندارمري خزانه» كرد. ولي اين راه‌حل نيز نتوانست مشكل وي را حل كند، يكي از مشكلات عمده مورگان شوستر براي رسيدگي به مشكلات مالي دولت ايران، خزانه خالي دولت و سلطه روسيه و انگلستان بر عوايد گمركي كشور بود.
زماني كه مورگان شوستر فعاليت خود را در ايران آغاز كرد، ميزان موجودي خزانه كشور از 600 هزار تومان تجاوز نمي‌كرد. علاوه براين دولت روسيه عوايد گمركات كشور به استثناي گمركات بنادر خليج فارس را بابب قرضه‌هايي كه در سالهاي 1279 ش. و 1281 ش. به دولت ايران پرداخت كرده بود(۱)، به وثيقه برداشته و به مستشاران بلژيكي كه گمركات ايران را در اختيار داشتند نيز دستور داده بود قبلاً حق‌السهم روسيه را برداشت نموده، بقيه آن را به دولت ايران بپردازند. انگليسي‌ها هم كليه گمركات جنوب را در گرو قرضه 500 هزار ليره‌اي كه در 1271 ش. بابت بازخريد امتياز رژي به ناصرالدين شاه داده و همچنين قرضه ديگري به مبلغ 250/1 ميليون ليره كه در 10 خرداد 1290 به دولت مشروطه پرداخت كرده بود، قرار داده بودند.
از اين‌رو وقتي مورگان شوستر تصميم گرفت عوائد گمركي كشور را به خزانه دولت سرازير سازد خشم روسيه را در شمال و خشم انگليسي‌ها را در جنوب ايران برانگيخت. وزير مختار روسيه رسماً اعلام كه مستشاران بلژيكي در گمركات بنادر شمال حق اطاعت از دستورالعمل شوستر را ندارند و تهديد كرد كه در غير اين صورت روسيه گمركات شمال را مستقيماً تصرف خواهد كرد. مورگان شوستر زماني روسها را عصباني‌تر ساخت كه براي جمع‌آوري مالياتهاي خود گارد ويژه‌اي موسوم به «ژاندارمري خزانه» را تشكيل داد. گاردي كه اساساً اجازه ورود به قلمرو مصوب پيمان 1907 براي روسيه را نداشت.
شوستر با انگليسي‌ها نيز مشكلات مشابهي داشت.اكتشاف نفت در جنوب ايران توسط انگليسي‌ها ـ خرداد 1287ـ و استقرار تأسيسات نفتي در اين مناطق و مهمتر از آن مشاركت دولت انگليس در شركت نفت ايران و انگليس، رويدادهائي بودند كه دولت انگلستان را واداشت تا مناطق جنوبي كشور را از قلمرو طرحهاي اقتصادي مورگان شوستر خارج سازد.
حمايت انگليس از جايگاه شيخ خزعل در خوزستان و تشويق وي به جدا كردن اين منطقه از دايره نفوذ دولت مركزي با همين هدف صورت گرفت.
يكي از دلائل ناخشنودي انگليسي‌ها و روسها از مورگان شوستر اقدامات وي در افشاء سؤاستفاده‌هاي آنان از قرارداد 1907 بود. در شرائطي كه آنان در قرارداد يادشده احترام به حاكميت ملي و تماميت ارضي ايران را مورد تأكيد قرار داده بودند ولي عملاً در قلمرو تحت نفوذ خود در شمال و جنوب ايران مانع اجراي طرحهاي اقتصادي دولت مي‌شدند. آنان هر طرح اقتصادي يا سياسي در قلمرو تصريح شده در پيمان 1907 ميلادي را گامي در جهت نقض اين پيمان مي‌دانستند. مهمترين وجه پيمان يادشده تقسيم ايران به سه منطقه شمالي تحت نفوذ روسها، جنوبي تحت نفوذ انگليسي‌ها و مركزي تحت نفوذ دولت ايران بود. آنها حتي با نيروهاي «ژاندارمري خزانه» كه ابزار دست مورگان شوستر براي اخذ ماليات بود، مقاومت مي كردند و در برابر آنها جبهه مي‌گرفتند و يا به روياروئي و خلع سلاح آنها مي‌پرداختند.
طي مدت زماني كه مورگان شوستر در ايران فعاليت مي‌كرد، روسيه و انگليس كه هيچ سهمي براي رقيب سوم قائل نبودند، دائماً نقش بازدارندگي در مسير اقدامات وي ايفا مي‌كردند. آنها به‌عنوان دو قدرت رقيب، در پس اقدامات مورگان شوستر، اراده آمريكا براي ورود به عرصه اقتصادي و سياسي ايران را مي‌ديدند.
با اين همه شوستر با زيركي تمام تلاش كرده بود تا به نوعي حمايت انگليس را جلب كند و روسها را در مواضعشان، تنها و منزوي بسازد. انتصاب يك افسر انگليسي مأمور خدمت در سفارت انگليس به نام «ماژور راستوكس» به فرماندهي «ژاندارمري خزانه» و تماس مداوم شوستر با وزير مختار انگليس براي كمك گرفتن از وي موجب شده بود كه انگليسي‌ها به مراتب كمتر از روسها در برابر اقدامات شوستر كارشكني نمايند. روسها كه به نقشه شوستر پي‌ برده بودند، موجي از حملات خود را متوجه «استوكس» كردند. آنها «استوكس» را متهم به همدستي با مشروطه‌‌خواهاني كردند كه عموماً مخالف روسيه هستند. منشأ اين اتهام نقش مصلحتي انگليس در همكاري با مشروطه‌خواهان و گشودن درهاي سفارت به روي آنان بود. انگليسي‌ها در آن زمان مردمي را كه از جنايات مأموران محمدعليشاه قاجار و يا در برابر به توپ بستن مجلس شوراي ملي توسط نظاميان روسيه مي‌گريختند در داخل سفارت پناه مي‌دادند تا مرحله به مرحله بتوانند در نهضت نفوذ كرده سرنوشت آن را با اراده و سياست خود رقم بزنند.
از اين‌رو انتصاب يك افسر انگليسي به فرماندهي ژاندارمري خزانه ايران نه تنها حلال مشكل مورگان شوستر نگرديد بلكه اين انتصاب به مكاتبات رسمي بين دولتين انگليس و روسيه و دخالت مستقيم تزار نيكلاي دوم در اين مسئله انجاميد. وزيرخارجة انگليس براي جلوگيري از بروز بحران در روابط انگلستان با روسيه به وزير انگليس در تهران نوشت به «ماژور استوكس» ابلاغ كند تا وقتي كه در خدمت ارتش انگليس است نمي‌تواند سمتي را در دولت ايران بپذيرد. استوكس در واكنشي قهرآميز تصميم گرفت از خدمت در ارتش انگليس استعفا كند، ولي استعفاي او پذيرفته نشد. مورگان شوستر كه «استوكس» را با توجه به تسلط او به زبان فارسي و آشنايي وي با جامعة ايراني مناسب‌ترين فرد براي تصدي ژاندارمري خزانه مي‌دانست براي حل اين مشكل شخصاً به ملاقات وزيرمختار روسيه در ايران رفت تا موافقت او را براي انتصاب «استوكس» به رياست ژاندارمري خزانه فقط براي مدت 6 ماه جلب كند. اما اين موافقت حاصل نشد و به اين ترتيب پرونده «استوكس» با عزل وي بسته شد.
با اين همه نه دشمني روسها با ژاندارمري خزانه خاتمه يافت و نه كارشكني‌هاي آنها در برابر دولت مركزي پايان گرفت. روسها محمدعليشاه را كه در 1288 توسط مشروطه‌خواهان از قدرت خلع شده و به روسيه گريخته بود، تحريك به حمله به ايران كردند. براساس اين نقشه، محمدعليشاه و برادرش شعاع‌السلطنه از دو نقطه شمالي كشور و سالارالدوله برادر ديگر آنان از ناحيه كرمانشاه حمله بزرگي را در تابستان 1290 براي تصرف تهران آغاز كردند. اين حمله به شكست انجاميد و تعداد زيادي از رجال، نمايندگان و مقامات طرفدار محمدعليشاه در دولت بركنار شدند. در پي اين شكست، دولت دستور توقيف اموال شعاع‌السلطنه و سالارالدوله (برادران محمدعلي‌ميرزا) را صادر نمود و مورگان شوستر در اجراي اين تصميم، در مهر 1290 ژاندارمري خزانه را مأمور توقيف اموال آنان نمود. اقدامات شوستر براي توقيف املاك و اموال شعا‌ع‌السلطنه با اعتراض شديد سفارت روس مواجه شد، زيرا بنابر ادعاي سفارت روس اموال شعاع‌السلطنه در گرو بدهي او به بانك استقراضي روس بود. در ادامة اين كشمكش دولت روسيه نيروهاي تازه‌اي وارد ايران كرد و روز هشتم آذر ماه 1290 طي اولتيماتومي به دولت ايران چهل‌وهشت ساعت براي قبول اين سه شرط به دولت ايران مهلت داد:
1- اخراج مورگان شوستر و هيئت مستشاران آمريكايي از ايران
2- كسب موافقت قبلي دولتين روس و انگليس براي استخدام اتباع خارجي در ايران.
3- پرداخت هزينه و خسارت لشگركشي روسيه به ايران
وثوق‌الدوله وزير خارجة وقت ضمن گزارش امر و قرائت متن اولتيماتوم دولت روسيه در جلسة فوق‌العادة مجلس، با توجه به وخامت اوضاع و تهديد روس‌ها براي اشغال پايتخت، تقاضاي قبول اولتيماتوم را نمود.مجلس ابتدا مردد بود كه در برابر اين تهديد چه پاسخ بدهد ولي پس از اظهارات پرشور مرحوم سيد حسن مدرس و سپس موضعگيري چند تن از نمايندگان به اتفاق آراء اولتيماتوم روسيه را رد كرد.مورگان شوستر خود در كتاب "اختناق در ايران" چنين مينويسد :
... اين اولتيماتوم در حالت سكوت تام نمايندگان خوانده شد . پس از ختم آن ۷۶ نفر از وكلاي حاضر در پارلمان از پير و جوان علما و پيشوايان مذهبي و وكلاي عدليه و اطبا و شاهزادگان در جاي خود مثل اشخاص سكته كرده بي حس و بي حركت ماندند يك عالم محترم اسلامي ايستاده و در موقعي كه وقت به سرعت ميگذشت و هيچ رائي نميتوانستند بدهند آن بنده خدا نطق مختصر و مناسب حال و بموقعي نمود و گفت "شايد مشيت خداوند بر اين امر قرار گرفته كه آزادي و استقلال ما به زوراز ما سلب شود در چنين حالتي سزاوار نيست كه ما خودمان به امضاي خود از دست داده و ترك كنيم" سپس دستهاي مرتعش خود را براي دادخواهي و تظلم به سمت نمايندگان حركتي داده و در جاي خود نشست ...
شوستر اضافه كرد "پس از آن عده اي به مخالفت با اولتيماتوم برخاستند و سپس تقاضاي راي با ورقه انجام شد و نتيجه چنين خوانده شد : تماما از پيشوايان روحاني و ساير طبقات كعبتين تقدير خود را بر صفحه اظهار انداختند و از طرف ملت از جان گذشته پايمال شده خود كه آينده ظلماني خطرناكي در پيش داشتند به اتفاق آرا اولتيماتوم روس را رد نمودند . بخطر انداختن جان خود و خانواده و كسان خوبش و گرفتار شدن به چنگال و دندان خرس بزرگ شمالي را بر فداكردن عزت و شرافت و حقوق و آزادي و استقلال موكلين خود كه تازه تحصيل نموده بودند ترجيح دادند " (۲)
به دنبال رد اولتيماتوم دولت روسيه سربازان روس از تبريز و رشت به سمت قزوين حركت كردند و سفارت روس طي يادداشت شديداللحني در روز ۲۴ آذر ۱۲۹۰مجدداً به دولت ايران اولتيماتوم داد كه اگر دولت شرايط روسيه را نپذيردروسيه ظرف شش روز چهار هزار سرباز را وارد تهران خواهد كرد.
در آن زمان احساسات مردم ايران عليه روسيه به اوج رسيده بود و علماي نجف و كربلا نيز به حمايت از مردم ايران برخاستند. حتي به دنبال صدور چند فتوي از جانب مراجع وقت نجف، موجي از علما و روحانيون عراقي از طريق كرمانشاه به سمت تهران براه افتادند. 2 روز پس از مطرح شدن اولتيماتوم، وزيرمختار روسيه در يادداشتي براي دولت ايران جهت پذيرش اولتيماتوم تهديد كرد كه نظاميان روس به فرمان دولت تزاري تهران را اشغال خواهند كرد.
در پي اين تهديد وثوق‌الدوله، كه خود از متحدان سياستهاي انگليس در ايران بود، وزيرمختار انگليس را در جريان قرارداد و با وي مشورت كرد. اما «ادواردگري» سفير انگليس توصيه كرد كه ايران به سرعت اولتيماتوم را بپذيرد.(۳)
حداكثر اقدام بازدارنده انگليسي‌ها آن بود كه به روسها گفتند «حمله آنها به تهران اثر بدي در جهان اسلام خواهد داشت و مسلمانان را تحريك مي‌كند» سپس توصيه كردند كه «به جاي فشار نظامي به تهران گمركات شمالي ايران را تصرف كند و به اداره ماليات تبريز دست بگشايد تا شوستر تحت فشار قرار گيرد.(۴)»
سپس وثوق‌الدوله به آمريكائيها متوسل شد ولي پاسخ آمريكائيها نيز سرد بود: «باتوجه به مشكل پيش آمده براي ايران وزيرخارجه آمريكا مناسب نمي‌داند هيچگونه پيشنهادي را تقديم كند.(۵)
اولتيماتوم روسها با واكنش منفي و خشم گسترده مردم روبرو شد ولي سرانجام دولت به درخواست انگليسي‌ها در برابر اين تهديد تسليم شد و ناصرالملك و صمصام‌السطنه رئيس الوزراء در اين شرايط بحراني از يپرم‌خان رئيس نظميه خواستند كه ساختمان مجلس را محاصره و تهديد كند كه اگر نمايندگان حاضر به قبول اولتيماتوم روس‌ها نشوند مجلس را خواهد بست. مجلس به يك هيئت پنج نفري اختيار تام داد كه در اين مورد با دولت مذاكره كند و اين هيئت سرانجام قانع شد كه چاره‌اي جز قبول اولتيماتوم روس نيست. دولت بي‌درنگ قبول اولتيماتوم را به سفارت روس اعلام نمود و عصر روز 28 آذر 1290 به مورگان شوستر ابلاغ شد كه از سمت خزانه‌دار كل معزول شده و بايد هرچه زودتر از ايران خارج شود. در پي اين تحولات حملات شديد به روسيه و انتقاد از دولت كه تسليم فشار روس‌ها شده است در جلسات علني مجلس ادامه داشت.
به همين جهت در جلسة فوق‌العاده هيئت دولت كه با حضور ناصرالملك نايب‌السلطنه تشكيل گرديد تصميم به انحلال مجلس گرفته شد. يپرم‌خان مجاهد معروف مشروطيت و رئيس نظمية وقت مأمور بستن مجلس شد و اين وظيفه را نيز مانند كارهاي ديگري كه قبلاً به او محول شده بود با خشونت هر چه تمامتر انجام داد. روز سوم دي 1290 مأموران مسلح يپرم به عمارت بهارستان ريختند و با وضع توهين‌آميزي وكلاي مجلس را بيرون ريختند و درب مجلس را قفل كردند!
مورگان شوستر با اين نتيجه‌گيري كه دولتهاي متفقين، منافع متقابل و مصالح كلان خود را قرباني زدوبندهاي ناپايدار با دولتهاي جهان سوم نمي‌كنند، در 22 بهمن 1290 با نارضايتي و دريافت خسارت ايران را ترك كرد. وي سپس در آمريكا كتاب خاطرات خود را تحت عنوان «اختناق روسي در ايران» به رشتة تحرير درآورد.(۶)

پي‌نوشتها:
۱. دولت ايران در سال 1279 مبلغ 12 ميليون تومان 75 ساله با بهره 5 درصد از دولت روسيه دريافت كرد و متعهد شد سالانه 160 هزار تومان از اصل و بدهي وام را بپردازد به همين دليل گمركات كشور ـ به استثناي گمركات خليج‌فارس ـ را براي ضمانت پرداخت وام در گروگان روسها قرار داد . در سال 1281 نيز دولت ايران 3/5 ميليون تومان وام با همان شرائط از روسيه دريافت كرد و اين بار امتياز ساختن راه شوسه جلفا تا قزوين را به بانك استقراضي روس سپرد.
۲.مدرس - بنياد تاريخ انقلاب اسلامي - آذر ۱۳۶۶ - علي مدرسي - ج اول صفحات هشت و نه
۳. فصلنامه تاريخ روابط خارجي نشريه مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امورخارجه، شماره 17 ص 93 و 94
۴. فصلنامه، همان، به نقل از انقلاب مشرطه ايران به روايت اسناد وزارت خارجه انگليس، رحيم رضازاده ملك، ص 510
۵. فصلنامه، همان، ص 94 به نقل از روس و انگليس در ايران، 1864 1914، ترجمه منوچهر اميري، انتشارات آموزش انقلاب اسلامي، ج 2، ص 599
۶. كتاب مورگان شوستر اولين بار در بمبئي به فارس ترجمه و منتشر شد. مورگان شوستر در مرحله بعد يك شركت انتشاراتي نيز تأسيس كرد.

 موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مهر1389ساعت 7:27  توسط دهدوار | 

 

 تیری میسن

 

پس از آن بود که سازمان سیا برای سرنگونی دولت مصدق با کمک شاه ایران عملیات آژاکس را ترتیب داد و پس از سرنگونی دولت مصدق، سپهبد فضل‌الله زاهدی را به جای مصدق در مسند قدرت قرار داد. زاهدی مسئول به راه انداختن خشن‌ترین رژیم ترور در آن زمان بود.   
حال آیا تاریخ در حال تکرار است؟ واشنگتن حمله نظامی به ایران را رد کرده است و اسرائیل را از حمله به ایران منع کرده است. دولت اوباما برای تغییر رژیم در ایران ترجیح می‌دهد تا اقدامات مخفیانه انجام بدهد.

در مارس ۲۰۰۰، مادلین آلبرلیت وزیر خارجه وقت آمریکا، به این موضوع اذعان کرد که دولت آیزنهاور تغییر رژیم در ایران در سال ۱۹۵۳ را سازماندهی کرده بود و این رویداد تاریخی، دلیل احساس بد فعلی ایرانی‌ها در قبال ایالات متحده آمریکا را مشخص می‌کند.

باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا‍ نیز اخیرا در سخنرانی خود در قاهره به طور رسمی به این موضوع اعتراف کرد که در اواسط جنگ سرد ، ایالات متحده آمریکا در سقوط دولت منتخب در ایران نقش داشته است.

در آن زمان ایران محمدرضا پهلوی حاکم ایران بود. او از سوی انگلیسی‌هایی که پدرش را مجبور کرده بودند استعفا کند، بر تخت پادشاهی نشست. با این حال محمدرضا شاه مجبور بود که با محمد مصدق نخست وزیر ملی گرای ایران مقابله کند. مصدق با کمک آیت الله کاشانی نفت ایران را ملی کرد. پس از آن انگلیسی‌های خشمگین، ایالات متحده را متقاعد کردند که لازم است مخالفت‌ها پیش از آنکه باعث شود ایران به یک کشور کمونیستی تبدیل شود، سرکوب و جلوی مخالفان در ایران گرفته شود.

آمریکا به دنبال بازسازی کودتای ۲۸ مرداد؟

پس از آن بود که سازمان سیا برای سرنگونی دولت مصدق با کمک شاه ایران عملیات آژاکس را ترتیب داد و پس از سرنگونی دولت مصدق، سپهبد فضل‌الله زاهدی را به جای مصدق در مسند قدرت قرار داد. زاهدی مسئول به راه انداختن خشن‌ترین رژیم ترور در آن زمان بود.

عملیات آژاکس توسط دونالد ویلبریکِ باستان‌شناس، کرمیت روزولت مورخ (پسر بزرگ تئودور روزولت) و ژنرال نورمن شواتزکوف رهبری شد. این عملیات نمونه بارز تلاش برای اقدامات خرابکارانه بود. تحت این عملیات تظاهراتی انجام شد که ۸۰۰۰ نفری توسط سازمان سیا برای نشان دادن تصاویر مصنوعی از شرایط ایران در رسانه‌های غرب استخدام شده بودند.

حال آیا تاریخ در حال تکرار است؟ واشنگتن حمله نظامی به ایران را رد کرده است و اسرائیل را از حمله به ایران منع کرده است. دولت اوباما برای تغییر رژیم در ایران ترجیح می‌دهد تا اقدامات مخفیانه انجام بدهد (اقداماتی که خطرات کمتر اما نتایج غیرمنتظره در پی داشته باشد).

پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران، تظاهرات‌های گسترده‌ای در خیابانهای ایران در اعتراض به نتایج آن برگزار شد که طرفداران محمود احمدی نژاد را در یک سو و طرفداران میرحسین موسوی و اکبر هاشمی رفسنجانی را در سوی دیگر قرار داد و این تظاهرات‌ها نشان از اختلافات عمیق در جوامع سیاسی ایران داشت.

یکبار دیگر حوادث ایران باعث شد تا زمینه استفاده از روشهای ابتکاری خرابکارانه سازمان سیا فراهم شود.

سازمان سیا در سال ۲۰۰۹ به سلاح جدیدی روی آورده است: کنترل موبایل‌ها. از زمان راه‌اندازی سیستم موبایل‌ها، توانایی‌های سرویس‌های مخفی آمریکا و انگلیس در رهگیری موبایل افراد افزایش یافت. در کشورهای تحت اشغال از جمله عراق، افغانستان و پاکستان تمامی خطوط تلفن‌ها توسط این سرویس‌های مخفی رهگیری می شود؛ چه موبایل باشد چه تلفن ثابت. هدف از این کار بدست آوردن تمامی مکالمات افراد نیست بلکه بدست آوردن اطلاعات مفید از این مکالمات است.

این رهگیری‌ها باعث می‌شود تا کشف شود افراد با چه کسانی در ارتباط هستند و در ابتدا امید این است که شبکه‌های مقاوت کشف شوند. دوم اینکه تلفن‌ها این امکان را می‌دهد تا مکان اهداف مشخص شده را پیدا و آنها را خنثی کرد.

اما در ژوئیه ۲۰۰۸ و پس از تبادل زندانیان میان اسرائیل و حزب‌الله، عوامل سیا و موساد و سرویس‌های جاسوسی انگلیس ده ها هزار تماس با موبایل‌های لبنانی‌ها گرفتند. در این تماس‌ها به مردم لبنان نسبت به شرکت در فعالیتهای مقاومت هشدار داده شد و حزب‌الله نیز تحقیر شد. وزیرارتباطلات لبنان سپس به خاطر نقض تمامیت ارضی لبنان با این اقدام به سازمان ملل شکایت کرد. پس از آن بود که به ده ها هزار لبنانی و سوریه‌ای در اکتبر ۲۰۰۸ تلفن زده شد و به آنها پیشنهاد ۱۰ میلیونی برای دادن هر نوع اطلاعات در مورد مکان و آزادی زندانیان اسرائیل داده شد. به افرادی که به این کار تمایل داشتند، شماره‌ای در انگلیس داده شد تا با آن شماره برای همکاری تماس بگیرند.

حال این روش در ایران برای گسترش اخبار تکان‌دهنده و افزایش رعب و وحشت و خشونت‌ها توسط عوامل اطلاعاتی ضد نظام ایران انجام شده است.

اول اینکه در شب‌های انتخابات ریاست جمهوری ایران، اس. ام. اس‌هایی فرستاده شد مبنی بر پیروزی میرحسین موسوی. با این اوصاف و پس از اعلام نتایج رسمی و پیروزی احمدی نژاد، به نظر می‌رسید که این نتیجه چیزی شبیه تقلب در انتخابات بود. با این حال سه روز پیش از آن موسوی و دوستانش پیروزی احمدی نژاد را قطعی می‌دانستند و تلاش کردند تا بگویند این پیروزی به وسیله اقدامات مغشوش‌کننده حاصل شده است.

علی اکبر هشمی رفسنجانی نیز شکایت خود را در نامه‌ای اعلام کرد. موسسات نظرسنجی آمریکا نیز پیشتازی ۲۰ درصدی احمدی نژاد بر موسوی را پیش بینی کرده بودند و بدین ترتیب پیروزی موسوی هرگز امکان پذیر نبود.

دوم اینکه شهروندان ایرانی در اینترنت برای چت کردن در فیس بوک و یا عضو شدن در تویتر انتخاب شدند. آنها اطلاعاتی- چه درست و چه غلط- در مورد گسترش بحران سیاسی و تظاهرات‌ها دریافت می‌کردند. اخباری از درگیری‌های مسلحانه و شمار کشته‌شدگان که هنوز تایید نشده بود، در فیس بوک و تویتر منتشر شد. پیام‌هایی در اینترنت از تهدید به مرگ و ورود نیروهای پلیس به خانه‌ها توسط افرادی که نمی‌شد آنها را شناخت و یا محل آنها را کشف کرد در اینترنت منتشر شد.

هدف از انتشار یکسری پیام‌ها در تویتر ایجاد اغتشاش و سردرگمی‌ها برای افزایش اعتراض‌های ایرانی‌ها و ایجاد درگیری‌های بیشتر میان یکدیگر بوده است. مشخص نبود این پیام ها توسط شاهدان حوادث در ایران منتشر می شد یا عوامل سیا.

در عین حال عوامل نظامی ارتش آمریکا در هر جایی از جهان به دقت نظاره‌گر اوضاع در تهران بودند. آنها تلاش کردند تا کارآمدی این روش خرابکارانه را در ایران مورد ارزیابی قرار بدهند. آشکارا روند بی‌ثبات کردن ایران به ویژه تهران تحت این طرح سیا عملی شد اما مشخص نیست که آیا سازمان سیا توانست به اعتراض‌کنندگان آنچه را که مورد نظر پنتاگون بود و از مردم ایران می‌خواست، منتقل کند.

*نویسنده و روزنامه‌نگار – رییس شبکه نویسندگان ولتیر

منبع: سایت خبری الف


روایت گزارشگر بى بى سى از کودتاى مخملى

پنجشنبه، ۱۱ تیر ۱۳۸۸ |

 

وی مؤلفه دیگر انقلاب‌های رنگین رسانه‌ای بودن آن و بر همین اساس از بنگاه سخن پراکنی انگلیس (BBC )و شبکه خبری آمریکایی CNN و یورونیوز، نیویورک تایمز و نیوزویک به عنوان نمونه‌هایی یاد کرد که همواره در زمینه جریان سازی و تولید خوراک برای جریانات خواهان انقلاب‌های رنگین فعالیت دارند.   
خبرنگار سابق BBC مؤلفه سوم انقلاب‌های رنگین را دو قطبی کردن جامعه عنوان کرد و در این زمینه توضیح داد: رسانه‌های غربی در آستانه هر انقلاب رنگین تلاش می‌کنند جریان حاکم را به عنوان جریان سنتی و متحجر و ناکارآمد و غیر دموکراتیک و در مقابل آن جریان غربگرا را جریانی مدرن و کارآمد و دموکراتیک‌ و اصلاح‌طلب و متعلق به توده‌‌ها معرفی ‌کنند.

مازیار بهاری همکار رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی گفت: جریان معتقد به انقلاب رنگین همیشه خود را در هر انتخابات پیروز معرفی کرده و تأکید‌ می‌کند هر چه غیر از پیروزی این جریان رخ دهد، نشانگر بروز تقلب است و رسانه‌های غربی نیز با حمایت از جریان مذکور تلاش می‌کنند نظریه فوق را در قالب واقعیت به مردم القا کنند.

فیلم‌سازی برای BBC

مازیار بهارى خبرنگار بى بى سى و شبکه ۴ انگلیس

بهاری روزگذشته در یک نشست خبری به تشریح سوابق کاری و فعالیت‌های خبری خود و همچنین فعالیت‌های غیر قانونی اخیرش در جریان تحولات پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم پرداخت و اظهار داشت: بیشتر همکاری من با BBC و شبکه‌ ۴ انگلیس در زمینه مسأله‌سازی در حوزه‌های مختلف بود و گر چه فعالیت خبری زیادی نداشتم اما فعالیت‌های خبری که انجام دادم درباره اخبار روز و موضوعاتی چون انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری بود و از آنجا که در کنار تولید برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی برای رسانه‌های انگلیسی در حوزه سیاسی با مجله نیوزویک آمریکا همکاری داشتم، از سال ۱۹۷۶ با مجوز رسمی وزارت ارشاد به عنوان نماینده رسمی نشریه مذکور به پوشش اخبار سیاسی پرداختم.

جاسوسی خبرنگاران خارجی انکارناپذیراست
خبرنگار سابق BBC گفت: اکثر رسانه‌های غربی‌ از ضدیت با ایران برای خود تعریفی دارند و بر‌همین اساس فعالیت‌ خبرنگاران غربی در زمینه خبرچینی و جاسوسی و جمع‌آوری اطلاعات غیر قابل انکار است و این امکان وجود دارد که غربی‌‌ها از میان خبرنگاران، جاسوسانی برای کسب اخبار استخدام کنند اما معتقدم با توجه به نظارت وزارت اطلاعات بر عملکرد ‌خبرنگاران خارجی در ایران احتمال آن نسبت به دیگر مشاغل کم‌تر است.         
وی ادامه داد: در ایران به دلیل ارتباطات و مراجعات غربی‌‌ها به خبرنگاران به عنوان قشر مطلع از تحولات، روی کار خبرنگاری حساسیت بالایی وجود دارد و دستگاه‌های امنیتی به خوبی در این زمینه نظارت دارند و هر چه که حساسیت نهادهای امنیتی در این زمینه بیشتر شود، امکان فعالیت‌های سوء عناصر رسانه‌ای کاهش می‌یابد. «به عنوان نمونه می‌توانم بگویم موضوع رکسانا صابری ناشی از کاهش نظارت بود و چون نسبت به روابط او با خارجی‌‌ها و کارکرد او شک و شبهه‌ وجود داشت، در سه سال گذشته برای او کارت خبرنگاری و مجوز فعالیت صادر نشد که این مسأله موجب شد او بدون مجوز اقدام به کار خبری کند .»
خبرنگاران ایرانی شبکه‌های خارجی جو‌زده و طمع‌کار می‌شوند   
این همکار شبکه ۴ انگلیس گفت: گر چه وسوسه و دلمشغولی خبرنگاران برای کسب درآمد بیشتر می‌تواند دلیل گرایش آنها به فعالیت برای رسانه‌های خارجی باشد اما یک خبرنگار ایرانی باید بداند که هر کجای دنیا باشد و هر چقدر هم پول و موقعیت شغلی خوبی داشته باشد، در درجه اول یک ایرانی است و باید قبل از هر چیز به فکر منافع ملی کشورش باشد اما متأسفانه در برخی موارد ما دچار خطا، جو زده، احساسی و طمعکار می‌شویم و در دام بیگانگان می‌افتیم.

رسانه‌های غربی در مسیر انقلاب‌های رنگی فعالیت می‌کنند      
بهاری با تأکید‌ برآنکه انقلاب‌های رنگین در حقیقت انقلاب‌های رسانه‌ای هستند و جریان رسانه‌ای غرب را باید در بستر چنین انقلاب‌‌هایی ارزیابی کرد اظهارداشت: مؤلفه‌های انقلاب‌های رنگین در حقیقت الگوهای کلاسیکی هستند و تجربه چنین انقلابی در جمهوری چکسلواکی سابق و کشورهای دیگر نشان داد که انقلاب‌های رنگین انقلاب نیستند بلکه یک جنبش فرهنگی هستند که روی خواسته‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بسیار عمیقی بنیان نهاده نشده‌اند و بیشتر خواسته‌های یک طبقه مشخص هستند.          
وی مؤلفه دیگر انقلاب‌های رنگین رسانه‌ای بودن آن و بر همین اساس از بنگاه سخن پراکنی انگلیس (BBC )و شبکه خبری آمریکایی CNN و یورونیوز، نیویورک تایمز و نیوزویک به عنوان نمونه‌هایی یاد کرد که همواره در زمینه جریان سازی و تولید خوراک برای جریانات خواهان انقلاب‌های رنگین فعالیت دارند.   
خبرنگار سابق BBC مؤلفه سوم انقلاب‌های رنگین را دو قطبی کردن جامعه عنوان کرد و در این زمینه توضیح داد: رسانه‌های غربی در آستانه هر انقلاب رنگین تلاش می‌کنند جریان حاکم را به عنوان جریان سنتی و متحجر و ناکارآمد و غیر دموکراتیک و در مقابل آن جریان غربگرا را جریانی مدرن و کارآمد و دموکراتیک‌ و اصلاح‌طلب و متعلق به توده‌‌ها معرفی ‌کنند.

جریان معتقد به انقلاب رنگی قبل از انتخابات خود را پیروز معرفی می‌‌کند           
بهاری مؤلفه دیگر انقلاب‌های رنگین را توجه به موضوع انتخابات ذکر کرد و گفت: جریان معتقد به انقلاب رنگین همیشه خود را قبل از انتخابات پیروز انتخابات معرفی می‌کند و تأکید‌ هم می‌کند که هر چه غیر از پیروزی این جریان رخ دهد، نشانگر بروز تقلب است و رسانه‌های غربی هم با حمایت از جریان مذکور تلاش می‌کنند نظریه فوق را در قالب واقعیت به مردم القا کنند.
وی ادامه داد: اگر در جریان انتخابات طرف مدعی پیروزی رای نیاورد، جریان رهبری انقلاب رنگین شایعه تقلب را مطرح می‌کند و در چنین شرایطی به دو مؤلفه برگزاری تجمعات غیرقانونی و نافرمانی مدنی تمسک می‌جوید و در واقع، چانه‌زنی را از خیابان‌‌ها آغاز می‌کند که در انتخابات اخیر هم این روند طی شد و جریان پیگیر انقلاب رنگین با طرح مکرر موضوع ابطال انتخابات که از ‌مهم‌تر‌ین حلقه‌های این زنجیره است، تلاش کرد چرخه مذکور را کامل کند.

جریان رسانه‌ای غرب کودتای انتخاباتی را القا می‌کند 
همکار رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی اظهار داشت: در انتخابات ریاست جمهوری دهم که ۲۲ خرداد برگزار شد، جریان رسانه‌ای غرب که کاندیدا و جریان مورد حمایت خود را بازنده انتخابات می‌دید، در خط مخدوش کردن مشروعیت انتخابات حرکت و حتی پیش از انتخابات شایعه تقلب را مطرح کرد و بعد از انتخابات هم می‌خواست القا کند کودتای انتخاباتی انجام شده و پوشش تجمعات غیرقانونی و تأکید‌ بر موضوع ابطال انتخابات در این راستا صورت گرفت.
بهاری افزود: گردانندگان رسانه‌های غربی قبل از برگزاری انتخابات با تأکید‌ بر پیروزی کاندیدای مورد نظر خود، تلاش کردند حدس و گمان و تحلیل خود را نه در قالب آنچه احتمال وقوع دارد بلکه در قالب خبر از ۲ ماه قبل از انتخابات به جامعه القا کنند و من هم به عنوان یک خبرنگار و جزئی از ماشین عظیم سرمایه‌داری غرب خواه ناخواه در برخی کورکورانه و در برخی مواقع عامدانه در مسیر القائات و طرح شائبه‌‌هایی که به منظور یک انقلاب رنگین طرح می‌شود، قرار گرفتم.       
وی ادامه داد: در این فرآیند ابتدا در قالب خبر درباره موضوع نگرانی از سلامت انتخابات و وقوع تقلب سخن گفته شد و تلاش کردیم این فرضیه را به جامعه بقبولانیم و در گام بعد با حمایت از یک کاندیدا او را به عنوان پیروز قطعی انتخابات معرفی کردیم و بعد از انتخابات هم گزارشاتی درباره تحولات پس از انتخابات بر خلاف مقررات ارشاد برای نیوزویک و کانال‌ ۴ تلویزیون انگلیس از پروسه انتخابات و تجمعات غیرقانونی تهیه کردم و حتی در تجمع غیرقانونی حضور فیزیکی داشتم و در حاشیه تجمع روز دوشنبه ۲۵ خرداد از حمله به پایگاه بسیج فیلمبرداری کردم که این مستند، در هر دو رسانه که با آنها همکاری داشتم پخش شد.

تجمعات غیرقانونی ستون انقلاب‌های رنگین است     
نماینده رسمی هفته‌نامه آمریکایی نیوزویک در ایران گفت: تجمعات غیر قانونی اساس و ستون انقلاب‌های رنگین هستند و در هر کجا که بخواهد چنین انقلابی صورت گیرد، ابتدا تجمعات غیر‌قانونی برپا می‌شود. 
مازیار بهاری در ادامه نشست خبری خود اظهار داشت:آنچه برای طراحان و عاملان انقلاب‌های رنگین اهمیت دارد، این است که تجمعات پوشش رسانه‌ای داشته باشند تا به حالت «بهمن» درآیند و بر این باورند که رشد فزاینده تجمعات غیر قانونی باعث افزایش پوشش خبری آنها شده و پوشش خبری بیشتر موجب می‌شود تجمعات گسترده‌تر شوند و این حرکت همین طور رشد می‌کند و از آنجا که معمولا برپاکننده و هدایت‌گر تجمعات یک فرد است،‌ خبرها به صورت یکجانبه‌ به نفع او منتشر و طرف مقابل بایکوت خبری می‌شود. وی گفت: تجمعات غیر قانونی اساس و ستون انقلاب‌های رنگین هستند و در هر کجا که بخواهد چنین انقلابی صورت گیرد، ابتدا تجمعات غیر قانونی برپا می‌شود.

حوادث اخیر نمونه‌کلاسیک و شکست‌خورده انقلاب رنگی است
نماینده رسمی نیوزویک در تهران اظهار داشت: با توجه به الگوی انقلاب‌های رنگین و انقلاب مخملی می‌‌توان حوادثی که در هفته‌های اخیر رخ داد، یک نمونه کلاسیک ولی شکست خورده انقلابات رنگین بدانیم که همان مولفه‌های انقلاب رنگین را دارد و شبکه‌های غربی هم به آن دامن زدند و متأسفانه من و بسیاری از همکارانم با غفلت در اطلاع رسانی سریع و صحیح، در مسیری از پیش طراحی شده حرکت کردیم. بهاری در عین حال خاطر نشان کرد که نکته بسیار مهم در این زمینه این است که آمریکا و غرب از انتخابات و حوادثی که پیش آمد، هیچ سودی نبردند و حتی ضرر کردند و سرمایه نصفه و نیمه‌ای که داشتند از دست دادند و طبقه خاص متوسط به بالایی که در جامعه ایرانی به غرب گرایش داشت و غرب را اسوه خود می‌دانست و تصور می‌کرد غرب خواسته‌های این طبقه را محقق می‌کند، از کار خود پشیمان شدند و ناامیدانه از غرب رویگردان شدند و برای غربی‌‌ها سخت است که دوباره این چرخ را به حرکت در‌آورد و در سایه حرکت‌های فرهنگی و اجتماعی یارگیری نماید.

رسانه‌های غربی دو ماه قبل از انتخابات تقلب را القا می‌کردند  
وی ادامه داد: فضاسازی غربی‌‌ها در خصوص انتخابات ۲۲ خرداد از دو ماه قبل از انتخابات آغاز شد که در گام نخست، مشروعیت مردم سالاری دینی را زیر سئوال بردند و مدعی بودند جمهوری اسلامی ایران مشروعیت ندارد و بعد از آن گفتند در سایه چنین نظامی در انتخابات تقلب صورت می‌گیرد و خیلی تلاش شد این فرضیه به عنوان یک امر قطعی در اذهان عمومی جای گیرد.
«اقدام دیگر رسانه‌های غربی حمایت از کاندیدای جناح غرب‌گرا بود و او و جریان متبوعش را به عنوان پیروز قطعی انتخابات معرفی کردند و پس از انتخابات هم که جریان غرب‌گرا و کاندیدای این جریان نتوانست پیروز شود، بدون توجه به تذکرات مراجع قانونی اقدام به پوشش خبری تجمعات غیر قانونی کردیم و تجمعات را اعتراضات به حقی که می‌تواند به جنبشی مدنی تبدیل شود و نظام را برای ابطال انتخابات تحت فشار قرار دهد، خواندیم.»

نشانه‌روی به سوی حضور گسترده مردم      
خبرنگار سابق BBC و نماینده رسمی نیوزویک در تهران گفت: بحث مهم رسانه‌های غربی قبل از انتخابات وقوع تقلب در انتخابات بود و بعد از انتخابات هم با توجه به پیش فرض پیروزی کاندیدای مورد حمایت این رسانه‌ها، موضوع کودتای انتخاباتی مطرح گردید و خبرسازی گسترده‌ای در این زمینه هم انجام شد و حتی یکی از مقالات خود من تحت عنوان «این یک کودتاست…» در نیوزویک منتشر شد.     
بهاری با اشاره به فعالیت‌ رسانه‌های غربی در جهت مشروعیت زدایی از مشارکت ۸۵ درصدی مردم و زیر سؤال بردن پیروزی ۶۳ درصدی رئیس‌جمهور منتخب ملت و تلاش برای کاهش تأثیر ات بین‌المللی و منطقه‌ای انتخابات، افزود: رسانه‌های غربی در سال ۱۳۸۴ که آقای احمدی‌‌نژاد رئیس‌جمهور شد، غافلگیر شدند و علت این بود که آنها فرض را بر انتخاب کاندیدای دیگری گذاشته بودند و همین مسأله باعث سردرگمی آنان شد. وی اضافه کرد: انتخابات ۸۴ نشان داد مردم‌سالاری دینی مورد اقبال عمومی قرار دارد و پیروزی جریان انقلابی در ایران در منطقه بسیار تأثیر گذار بود و از آنجا که در انتخابات عراق،لبنان،فلسطین و بحرین که پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم برگزار شده بود، جریان ضد آمریکایی متاثر از پیروزی جریان ضد آمریکایی در ایران به پیروزی رسید، غربی‌‌ها نمی‌دانستند که در آن شرایط باید چه کنند.           
«در انتخابات اخیر، غربی‌‌ها با توجه به سابقه ذهنی و تاریخی که داشتند، فعالانه و آماده‌تر برخورد کردند و از حدود چند ماه قبل برای آنکه زهر پیروزی جریان ضد غربی و ضد آمریکایی در ایران علیه خود را بگیرند، مشارکت مردم که از قبل مشخص بود خیلی گسترده است، هدف گرفتند و با فضاسازی تلاش کردند آن را کمرنگ کنند .»

جایگاه رهبری ایران در میان توده‌های مردم بسیار مستحکم است        
همکار رسانه‌های انگلیسی در بخش دیگری از سخنان خود گفت که وقوع انقلاب رنگین به سه دلیل عمده در ایران امکان پذیر نیست و در ادامه به تبیین این دلایل پرداخت و گفت: وقتی به تاریخ ایران بخصوص در قرن اخیر و دهه‌های اخیر نگاه کنیم، ایرانی‌‌ها همواره بیگانه ستیز و حتی غرب‌ستیز بوده‌اند و هر گاه شائبه نفوذ غرب در یک جریان مطرح شد، ایرانی‌‌ها با آن مخالفت کردند.  
بهاری افزود: انقلاب‌های رنگین اساسا غربی هستند و اگر از این ویژگی‌ تهی شوند، هیچ خاصیت دیگری ندارند و به همین علت، در ایران قابل تحقق نیست. وی اضافه کرد: دلیل دوم انسجام مردم ایران است که هر گاه مشاهده کنند یک نیروی خارجی در حال دخالت در امور داخلی آنهاست، منسجم و متحد شده و او را پس می‌زنند که نمونه بسیار بارز آن را در جنگ تحمیلی ۸ ساله عراق و متحدان او علیه ایران شاهد بودیم و با وجود چنین روحیه‌ای بحران‌‌ها را پشت سر می‌گذارند.
«برخورداری ایران از رهبری مذهبی – سیاسی از دیگر دلایلی است که مانع از وقوع انقلاب رنگین در ایران می‌شود و بیانات ایشان برای مردم و اکثر جریانات و گروه‌‌ها فصل الخطاب است و هنگامی که ایشان درباره مسأله‌ای سخن می‌گویند و یا تأکید‌ می‌کنند بحرانی جمع شود، گروه‌‌ها اختلاف را کنار می‌گذارند و در کنار مردم فرمان رهبری را عملیاتی می‌کنند ولی غربی‌‌ها از درک نفوذ و قدرت و پایگاه رهبری در جامعه ایران و تأثیر‌گذاری ایشان در ساختار حکومت مردم‌سالاری دینی عاجزند».نماینده نیوزویک در تهران گفت: در انتخابات اخیر پس از سخنرانی رهبری ایران در نماز جمعه، غربی‌‌‌ها دچار گیجی ‌شده بودند و خبرسازی آنها به سوی مشروعیت زدایی از رهبری نظام رفت و تلاش کردند این ادعا را ثابت کنند که رهبری در ایران فاقد پایگاه مردمی است، ولی این تحلیل هم کاملاً غلط بود و من معتقدم رهبری در میان توده مردم جایگاه و پایگاه محکمی دارد.
بهاری افزود: دولت‌‌ها و رسانه‌های غربی و شرکت‌های چند ملیتی غرب همه اجزای سیستم لیبرال دموکراسی و سرمایه‌داری هستند و روابط ارگانیک و غیر قابل تفکیکی با نظام سرمایه‌داری و لیبرال دموکراسی دارند و رسانه‌ها، از اصلی‌ترین اجزای این سیستم به حساب می‌آیند و به همین علت به موضوع رسانه توجه ویژه می‌شود.

موسوی بعد از ۲۰ سال دوری از سیاست وارد موجی شد که او را می‌برد
خبرنگار شبکه ۴ انگلیس، خبرنگار سابق BBC و نماینده رسمی هفته‌نامه آمریکایی نیوزویک در ایران در بخش پایانی نشست خبری دیروز خود، گفت: میرحسین موسوی بعد از ۲۰ سال دوری از سیاست وارد موجی شد که او و دوستانش را می‌برد. مازیار بهاری در خصوص دوره‌های آموزشی غربی‌‌ها برای خبرنگاران ایرانی با محوریت فعالیت در زمان بحران و نافرمانی مدنی و براندازی نرم اظهار داشت: تحولات اخیر در ایران به خوبی نشان داد آمریکایی‌‌ها و اروپایی‌‌ها دنبال انقلاب مخملین و تهدید نظام جمهوری اسلامی ایران بوده و خواستار بر سر کار آمدن طرفداران خود هستند و فعالیت‌های رسانه‌ای غربی‌‌ها در حوزه کشورمان در این راستاست. وی افزود: معتقدم دستگاه‌های ذی‌ربط باید اطلاع رسانی گسترده‌ای در خصوص هویت برپا کنندگان دوره‌های آموزشی و نیت آنها از این کار انجام دهند و با کسانی که به کلاس‌های آموزشی و همایش‌های علمی برای اصحاب رسانه دعوت می‌شوند، گفت‌وگوی توجیهی صورت گیرد و وزارت اطلاعات ضمن آشنایی عناصر خبری با تبعات قانونی پذیرش دعوت بیگانگان، درباره برنامه‌های خطرناک آنها افشاگری کند. خبرنگار سابق BBC گفت: امروز براندازی در کشورها به صورت نظامی انجام نمی‌شود بلکه این خواسته در قالب تحرکات مسالمت‌ آمیز همچون انقلاب‌های رنگین پیگیری می‌شود که به نظرم باید بدون افراط و تفریط و به صورت کارشناسی در این زمینه تحقیقات و مطالعات صورت گیرد تا آحاد جامعه در جریان فعالیت‌ غربی‌‌ها قرار گیرند. بهاری افزود: شبکه‌های فارسی‌ زبان آمریکایی و انگلیسی برای تغییر رفتار حکومت ایران به وجود آمده اند؛ در غیر این صورت دل وزارت خارجه انگلیس نسوخته که ۱۶ میلیون پوند برای اطلاع‌‌رسانی صرف و افزایش آگاهی مخاطبان خود هزینه کند که در داخل کشورش هم مورد اعتراض قرار گیرد که چرا با وجود بیکاری گسترده در آن کشور، چنین هزینه‌ای کرده است.

منافقین الگویی برای مدعیان خروج از حاکمیت هستند
بهاری افزود: جریانات اخیر در تهران فاقد رهبری بود و حتی میرحسین موسوی صرفا سمبلی برای این جریان تلقی می‌شد که بعد از ۲۰ سال دوری از سیاست وارد موجی شد که او و دوستانش را می‌برد و خواسته‌های اجتماعی و فرهنگی و روانی مردم که با مطالبات غربی‌‌ها مخلوط شده بود، ‌نتوانست جریانی شکل دهد. وی ادامه داد: اگر در آینده از شخص آقای موسوی و کسانی که در تجمعات خیابانی به دعوت و حمایت از او شرکت کرده بودند، سؤال شود چه خواسته و مطالبه‌ای داشتند، نمی‌توانند به طور مشخص بگویند چه می‌خواهند و علت این بود که کسی که ۲۰ سال از سیاست دوری کرده و در فرهنگستان کار کرده و همیشه خود را نقاش معرفی کرده و نهایتاً در چند جلسه مجمع شرکت کرده، نتوانست در قامت سیاستمدار موفق ظاهر شود. نماینده نیوزویک در کشورمان درباره پیوند نیروهای سیاسی داخل کشور با جریان اپوزیسیون نیز اظهار داشت: اپوزیسیون خارج از کشور هیچ پایگاه سیاسی ندارند و حتی در جریان تجمعات اخیر دیدیم با وجود آنکه گروه‌‌هایی چون مجاهدین خلق (منافقین) سعی کرد از طریق موج سواری و برخی عوامل به نیات خود در داخل کشور دست یابد، هیچ موفقیتی نداشته و مردم نسبت به هواداران آنها اعلام برائت کردند.بهاری افزود: بدون تردید گره خوردن سرنوشت گروه‌‌هایی که در داخل کشور فرصت فعالیت سیاسی دارند با کسانی که جایگاهی بین مردم ندارند، غلط است و مرگ سیاسی آنها را رقم می‌زند و مجاهدین خلق (منافقین) که امروز دیگر از قالب سازمانی به یک فرقه تبدیل شده اند، بهترین الگوی عبرت‌آموز برای کسانی است که سودای خروج از حاکمیت و فعالیت سیاسی بیرون مرزها را دارند. وی تأکید‌ کرد: هر کس از مردم ایران دور شود، خواه ناخواه پروسه‌ای را طی می‌کند که گروه رجوی طی کرده‌ و باید به مرگ سیاسی تن دهند و یا مانند اپوزیسیون خارج نشین دنبال کاسبی و تجارت بروند و هر از گاه مثل سلطنت طلبان یک جمله سیاسی بگویند و خیال کنند که وظیفه خود را انجام داده‌اند و چهره‌ای سیاسی هستند. این همکار رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی در پایان خبرنگاران را از همکاری با رسانه‌های ایرانی خارج از کشور بر حذر داشت و تأکید‌ کرد که این راه به جایی نمی‌رسد و باتلاقی است که هر کس در آن دست و پا بزند، از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر می‌رود و نمی‌تواند از آن خارج شود، در عین حال به رسانه‌های داخل کشور به خصوص رسانه ملی توصیه کرد که با سعه صدر بیشتر با فیلمسازان و مستندسازان و خبرنگاران جوان برخورد کنند؛ چرا که معتقد است بسیاری از آنها که جذب رسانه‌های خارجی می‌شوند به خاطر عدم موقعیت کاری در کشور خودشان و عدم تأمین مالی در این مسیر گام بر می‌دارند.


تخيلات آمريکایی درباره ايران

جوگیری اینترنتی یا انقلاب توئیتری

سه شنبه، ۹ تیر ۱۳۸۸ | ماکسیمیلیان فورته |

 

 

در کانادا با ضریب نفوذ زیاد اینترنت و یکی از بالاترین مقادیر برخورداری از رایانه شخصی، 74 درصد از مردم حتی اسم تویتر را هم نشنیده‌اند/ 10 درصد کاربران تویتر 90 درصد محتوای آن‌را تولید می کنند/ تعداد ایرانیان معترض از ایران در تویتر در واقع تنها 45 نفر است.

twitter

اگر تیتر اخبار از “انقلاب تویتری در کانادا” – یک جامعه واقع در شمال آمریکا با دسترسی اینترنت فوق العاده وسیع و درصد نفوذ اینترنت بسیار بالا و همچنین یکی از بالاترین مقادیر برخورداری از رایانه شخصی – هم حکایت کند، یک موضوع در حیطه انقلاب تویتری قابل تردید به نظر می رسد: ۷۴ درصد از کانادائی های مورد پرسش، هرگز نام “تویتر” را نشنیده اند و تنها ۱٫۴۵ درصد از آنها از تویتر استفاده کرده اند که اکثریت آنان جوان، حرفه ای یا در دانشگاه ها بوده اند. من بعنوان کاربر کانادائی تویتر، بخشی از این اقلیت ناچیز هستم ( ۷۴ درصد از کانادائی ها از تویتر بی اطلاعند CBS News تاریخ ۱۱ جون ۲۰۰۹ ).

اینکه این عده بتوانند با سایت تویتر سیستم را به مبارزه بطلبند یا یک سیستم سیاسی را کاملا از اساس تغییر دهند را رها کنیم. این تحلیل نه تنها در مورد کانادا صحیح نیست که با توجه به مطالعاتی که دانشکده تجارت هاروارد صورت داده، تنها ۱۰% از کاربران توییتر بیش از ۹۰% محتوای آن را تولید میکنند. ( منبع: تحقیقات می گوید ۱۰ درصد کاربران تویتر ۹۰ درصد محتوای آن را تولید می کنند / سی بی اس نیوز ۵ جون ۲۰۰۹ ).

تحلیل هائی از جنس افرادی مثل “کلی شیرکی” – نویسنده آمریکائی -، که از چیزی به نام “انقلاب تویتری در ایران” سخن می گوید عنصری غایب دارند و آن توجه به موضوعات تیترخور و روزنامه پسند است.

البته که این یک “انقلاب” است، اما برای سایت “تویتر”. شرکتی که ماجرائی بسیار شبیه به داستان کلاسیک حباب دات‌کام‌ها را دارد و اینک در رکود است و هیچ طرح تجاری ای برای آینده ندارد و از اینطرف و آنطرف ۲۰ میلیون دلار و ۳۰ میلیون دلار سرمایه گذاری دریافت می نماید ( این و این و این و این را نگاه کنید ). شاید تویتر به عنوان عنصری نامرتبط با ایران مطرح باشد اما این برای خود تویتر و برای خودستائی بعضی کاربران پرحرارت تویتر که تصور می کنند پیام های آنان و نشان های سبزشان دنیا یا حداقل ایران را تغییر می دهد مزیت خوبی محسوب شود.

برای آماده‌کردن این مقاله، من نه تنها سه کانال انتخابات ایران در تویتر را از ۱۳ جون – روز انتخابات ایران – تا امروز پیگیری و بررسی کردم که مثال هائی از ۱۲۸۰ پیام تویتری را جمع کرده و تمامی پیام های مرتبط با انتخابات ایران را نیز گردآوری کردم. در میان جملاتی که تویتر را ستایش می کردند و راه هائی که برای استفاده از تویتر برای “نشان دادن حمایت از مردم ایران” منتشر می شد، مثال هائی از این دست گردآوری کردم:

- نوشته ر.ت.هافینگتن: قیام ایران تویتری خواهد شد (و در بلاگها و در یوتیوب درج خواهد شد)   
- انقلاب در تویتر ثبت خواهد شد           
- توییتر فوق العاده است         
- در حیرتم که تویتر چه به کانال انتخابات ایران کرد!
- تصور می شود نقش توییتر درانتخابات ایران میتواند تاریخی باشد          
- توییتر. از تو متشکرم           
- اعجاب انگیز است که چگونه تویتر رخداد واقعی را عرضه می‌کند.         
- ساده است که سبز باشید و نشان تویتری خود را برای ابراز همبستگی با مردم ایران سبز کنید.   
- نشان گرافیکی من سبز شد تا انقلاب آزادی را در ایران حمایت کنم / کانال انتخابات ایران

اما نکته جالب این است که هیچ کدام از کاربرانی که این عبارات را نوشته‌اند ازمیان کاربران ایرانی توییتر نیستند و اکثرا ساکن ایالات متحده و بقیه ساکن کانادا هستند.

انقلاب چه کسی؟

در این حال، عده ای می خواهند ما باور کنیم که یک “انقلاب تویتری” در ایران جریان یافته است، در حالی که چنین چیزی وجود ندارد. نه تنها این به رخ کشیدن قدرت تویتر تقریبا بطور کامل اغراق آمیز است که حقیقت از یک توافق از پیش صورت گرفته برای گرامیداشت و تحسین تویتر توام با برنامه‌ریزی برای اعتراضات خیابانی تهران حکایت می‌کند.

فعلیت انقلابیون تویتری ایران چقدر واقعی است؟ در حقیقت تعداد افرادی که ایرانی نامبرده می‌شوند و در تویتر بعنوان نویسنده در موضوع اعتراضات شناخته می شوند تنها ۴۵ نفر است (فهرست)، محل سکونت بسیاری از آن ها نا معلوم است و اکثر آنان به زبان انگلیسی مطلب می نویسند. با این حال، در یک دقیقه شما می توانید ۲۵۰۰ مطلب بروز رسانی شده تنها در کانال iranelection یا کانال انتخابات ایران دریافت کنید، و عمده این مطالب تکراری غیر قابل استفاده است و به کسی غیر از خیل کثیر کاربران آمریکائی تویتر نمی رسد. در نهایت، “تنها یک سوم ایرانیان به اینترنت دسترسی دارند (در مورد کانادا دیدیم که که استفاده ازاینترنت به معنای استفاده از تویتر نیست) “، و در نکته ای جالب توجه جوانانی که در اعتراضات شرکت جستند و همچنین از تویتر استفاده می کنند، گروه ۱۸ تا ۲۴ ساله هائی هستند که دربردارنده “مهم ترین گروهی که به احمدی نژاد رای داده اند” است. ( منبع )

اسوشیتد پرس تحلیل مشابهی را منتشر کرده است که بیان می دارد:” استفاده از اینترنت در ایران هنوز بصورت تجملی قشر جوان و ساکنین شهرهاست. این بدان معناست که استفاده از تویتر مختص جوانان و قشر محقق است و نادیده گرفتن احساسات سیاسی محافظه کارانه می تواند گمراه کننده باشد”.

افرادی که با اسوشیتد پرس مصاحبه کرده اند گفته اند که اعتیاد به تویتر تصوری ایجاد کرده است که تهران شاهد انقلاب دیگری است، و تویتر موضوع مهمی برای ایرانیان است. ( منبع )

در این انقلاب تویتری، تویتر معرف کاربران اینترنتی نیست، جمعیت استفاده کننده از اینترنت نیز نمایانگر جمعیت بزرگتر نیست، جوانان، معرف جوانان نیستند و ایرانیان ممکن است ایرانی نباشند. البته خارق العاده است که این “قدرت رسانه ها” است.

انقلابیون چه می‌گویند؟

“رای من کجاست؟”، من نمی‌دانم رای افراد ناخشنود انتخابات ایران کجاست، اما شک دارم که آنها در تویتر باشند. شاید این نظر اشتباهی باشد، شاید راه برقراری مجدد انتخابات برای آنها “تویتر” باشد، شاید هم یکی بخواهد فکر کند که زنان زیبای جوان با آرایش و جواهرات، آراء واقعی خود را در تهران هنگامی که آن را برای عکاسان خارجی به زبان انگلیسی بلند کردند صادر کرده باشند.

چیزی که حتی کمتر از این مبهم می نماید این است که آنها چیز بیشتری در مورد تویتر می گویند. بعضی از روزنامه نگاران فکر می کنند آنها “یک مرحله جدید از تحول در رسانه های جمعی” در شکل “استفاده از تویتر در ایران” می بینند ( عموما بین “تویتر در ایران” با “تویتر برای ایران” اشتباه می کنند)، حتی آنها ادعا می کنند ” اطلاعات مثل سیل از این کشور در حال ارسال به تویتر است “. (نگاه کنید به “پیام هائی از تهران: استفاده از تویتر در ایران، مرحله جدیدی از تحول”. اشلی تری، گلوبال نیوز، ۱۵ جون ۲۰۰۹ ). سوالی که ما باید از خود بکنیم این است که: چه اطلاعاتی و “سیلی” با چه طبیعتی؟

من شخصا کمتر دیده‌ام که رخدادهای واقعی نقل و گزارش شود، و وقتی اطلاعات صحیح هم ارسال شود، هزاران بار در طول روز تکرار می شود. تعداد بسیار زیاد و محتوای بسیار کم.

هانسون حسین، مدیر بخش رسانه های دیجیتال در دانشگاه واشنگتن نوشته است:

” من زمان زیادی برای پاک سازی کانال “انتخابات ایران” گذاشتم تا تکرارها و اطلاعات دست دومی را که توسط کاربران خارج از کشور بود را تصفیه کنم. ما نمی توانیم با ظاهر پیام ها روبرو شویم و این مقداری خطرناک است. باید کاری کنیم که بدانیم امکان تشخیص صحت خبر وجود دارد یا خیر” (منبع)

مایکل کرول نیز نوشته است:

“چیزی که مرا در مورد این پیام های تویتری و حساب های کاربری تازه که به وبلاگ ها مطلب می فرستند نگران می کند این است که ما راهی برای تشخیص درستی آن ندارید، من مقدار زیادی مورد مشکوک یا مطالبی که غاط بوده اند دیده ام” (منبع)

بطور مشابه، وبلاگ نویس دیگر نوشته است:

“اگر شما بعنوان یک متقاضی متوسط اخبار، به اخبار تویتر اعتماد کرده باشید ممکن است باور کرده باشید اتفاقاتی که هرگز رخ نداده، رخ داده است. اطلاعاتی که شما را بسادگی در مورد اخبار گمراه می کند. در بهترین حالت شما گیج شده اید. محتملا فکر نکرده اید که احمدی نژاد حتی از پشتیبانی بسیار مردمی در ایران بهره می برد. ” (منبع)

یکی از پیام های تویتری تکراری که من در طول دو روز دیده ام، پیام ذیل با تغییرات جزئی است:

تکرار از ایران: تائید شد !! ارتش در حال حرکت به سوی معترضین در تهران است ! لطفا پخش کنید! فوری!

در واقع، هیچ ارتشی بر علیه “معترضین” حرکت نکرد، نه در آن زمان، نه قبل از آن، نه درست بعد از آن…، بعضی از پیام ها ظاهرا بطور عمدی جهت توسعه شایعه منتشر می شوند:

گفته می شود ارتش فرمان های شلیک را نمی پذیرد. 
و
صدای آمریکا ادعا می کند ۵۰۰۰ تن از سربازان حزب الله لبنان به ایران فرستاده اند تا موقعیت را کنترل کنند.           
و
پلیس دانشجویان را از بالای ساختمان دانشگاه به بیرون پرت کرد           
و
ایران: تائید ۱۰ الی ۱۵ کشته در خوابگاه های شب گذشته ! طبقات پوشیده از خون است. ( منبع:   http://twitter.com/sissyto4 کاربر ساکن در ایالات متحده ).           
و
من اینجا شنیده ام که ممکن است روز پنجشنبه یک درگیری ملی در ایران رخ بدهد. ( از یک کاربر ساکن نیویورک ).

تویتر نه تنها به کاربران خود اجازه میدهد در جریان تهییج جنسی سهیم باشند، بلکه این امکان را می دهد که در مورد ایران برای خود ایرانیان اخبار “بسازند” و حتی آن اخبار را شاخ و برگ داده و در طول زمان پیش بروند. البته هر کسی در تویتر می تواند “ایرانی” باشد و در حقیقت آنان که تهییج شده اند تا “ایرانی شوند” همچنانکه در ذیل می بنید، این اخبار را به مراتب تکرار می کنند:

تکرار: برای حفاظت از ایرانیان تویتر بواسطه تغییر مبدا زمانی خود به +۳:۳۰ و تغییر مکان به تهران کمک کنید.

بعلاوه، الزام کردن دیگران به این تغییر مکان و زمان، تلاش بیشتری برای پوشش گذاشتن بر روی هویت کاربران “جعلی ایرانی” تویتر وجود دارد:

وقتی که پیام تویتری را تکرار میکنید، لطفا شناسه را حذف کنید و تایپ کنید RT منبع از ایران #انتخابات ایران #شناسه “بسیار مهم!!!” لطفا پخش کنید.

مشکل آنطور که ما می بینیم این است که وقتی همه از ایران هستند، هیچ کس از ایران نیست.

شبکه‌های اجتماعی، بهتر از چه چیزی هستند؟

مطلب دیگری که در این مورد منتظر شده این است که ما چطور “اطلاعاتی” را که توسط این قیام تویتری منتشر می شود ارزش گذاری کنیم. اولین مشکل این است که بر ادعاهای کم ارزش فائق آئیم. آنطور که بعضی در تویتر می گویند،این اولین “قیام تویتری” نیست. آخرین نمونه، قیام در مولداوا بود که من شخصا از خیلی نزدیک پیگیر اجتماعات یونانی در تویتر و رسانه های دیگر بودم. البته، این کانال هنوز وجود دارد و در دسامبر ۲۰۰۸ وقتی فعال بود لینک های بسیاری به رسانه های مستقل بهمراه تصاویر و ویدیوهای متنوع داشت و همچنین نزدیک به اکثر پیام ها به یونانی بود. این موضوع یک رخداد یونانی بود، برای یونانیان بود و یونانیان از آن بهره می بردند. بنابراین دلیلی برای انتقاد بر آن مثل حالا وجود نداشت.

واقعا در حال حاضر شفافیت واضح و قابلیت حسابی برای مفهوم افسانه ای “انقلاب تویتری در ایران” وجود ندارد، آنچنانکه ما نمی دانیم چه کسی کجاست و چرا این عده آنچه که دلشان می خواهد می گویند ؟ علی الخصوص هنگامی که ما از مناطق درگیری خبر می شنویم. قبلا نیز چندین بار این اتفاق افتاده است که گزارشگران ناراست ادعا می کردند گزارشاتی از منطقه جنگ می دهند ولی توسط دیگران رسوا شدند که اصولا در منطقه نبودند، یا اگر بودند هیچگاه هتل خود را ترک نکردند. ما نمی توانیم این کار را توسط تویتر انجام دهیم. یکی از کاربران تویتر درخواست کرد

“هیچ خبری را منتشر نکنید مگر اینکه تائید شود، اشاعه شایعات بیشتر به ضرر است تا به نفع #کانال انتخابات ایران ” -

نه تنها این گزارشات تویتری از جریان رسانه معتبرتر نیست که بطور وسیعی غیر قابل استفاده می باشد. در بررسی اجمالی ساده اینگونه می توان نتیجه گرفت: همه چیز را که بعنوان خبر منتشر می شود در کانال انتخابات ایران داشته باشید، چه درست باشد چه غلط، تائید شده باشد یا نباشد جمع بندی کنید و آن را یک به یک با منابع اصلی مقایسه کنید. می خواهم بگویم مطالعه نصف یک مقاله در روز بهتر از خواندن همه پیام های تویتر برای شما مطلب دارد. برای اینکه مطمئن شوید بسیاری از پیام های تویتری در بردارنده نشانی رسانه های دیگر است.

مادامی که شبکه‌های اجتماعی مکان مساوی برای دسترسی و شرکت برای همه کاربران مهیا می کنند، آنچه که فورا در مورد کانال انتخابات ایران در تویتر به نظر آمد این بود که جریانی تلاش می کرد بعضی صدا ها را خاموش کند: ” عموم کاربران همه پیام ها را غیر از پیام های معتبر، “حذف کنند” “. شما چطور در تویتر می دانید که کدام منبع “معتبر” است ؟ ” من این را از نزدیک پیگیری می کنم، مشاهده این تظاهرات بسیار لذت بخش است ” — اما تو هرگز واقعا تظاهرات را از نزدیک مشاهده نمی کنی، تو مشغول لذت بردن از یک تصور در ذهن خود هستی که توسط پیام های تویتری ایجاد شده.

یک انقلاب در مخیله آمریکائی

ممکن است جدا کردن آمریکائی ها در این مورد اشتباه باشد، در حالی که احتمال فراوان وجود دارد که با توجه به متن ژئوپولوتیک ماجرا، کاربران اسرائیلی تویتر ( از بزرگترین گروه های کاربران استفاده کننده از تویتر ) دارای منافع زیادی در قبال دستکاری ماجرا باشند تا اهداف دولت اسرائیل را خدمت کنند آنچنانکه بسیاری از آمریکائی ها چنین می کنند. کاری که می شود انجام داد این است که یک تفرقه میان ایران و حزب الله درست کنیم، بدین سان این پیام ایجاد شد ” تعداد بسیاری از نیروهای مسلح لبنانی/عرب اجیر شده اند تا ایرانیان خشمگین را سرکوب کنند” — که بطور کامل عاری از صحت است.

کاربر دیگری در تویتر که در مورد او صحبت کنم از تلمود (کتاب یهودیان) درباره ایرانیان معترض نقل قول می کرد. بطرز خیلی جالبی روزنامه اورشلیم پست فورا از وجود سه بلاگر ایرانی ( که فقط به زبان انگلیسی مطلب می نویسد ) اطلاع داشت. بمحض اینکه آن ها به تویتر ملحق شدند بدون اینکه دلیلی داشته باشد بیان کرد که این سه کاربر از ایران بودند ( اینجا و اینجا را ببینید ).

همینطور دولت آمریکا منفعت فعالی در گشودن “انقلاب تویتری” درایران داشت، بعنوان یک واقعیت مسلم. دولت آمریکا در این موضوع دخالت کرد و از تویتر خواست تا قطع سرویس خود بعلت تعمیرات و رسیدگی را به تاخیر بیاندازد تا در اخبار رسیده در مورد ایران تایخیری نیافت. — ” یان کلی، سخنگوی دولت آمریکا، به گزارشگران گفت در آخر هفته اهمیت رسانه های جمعی بعنوان “یک ابزار حیاتی برای تقوبت شهروندان” و راهی برای “امکان برای اطلاع رسانی” را تصدیق می کند. او گفت: “برای من خیلی واضح است که این نوع از رسانه های جمعی، نقشه بسیار مهمی در “دموکراسی ” را بواسطه اعلام آنچه می گذرد،ایفا می کنند ” ( منبع: آمریکا از تویتر خواست توقف سرویس خود را به تعویق بیاندازد. کریس نوتال، دانیل دامبی، فایننشیال تایمز ۱۷ جون ۲۰۰۹ و دولت آمریکا با تویتر در مورد ایران گفتگو کرد: رویترز ۱۶ جون ۲۰۰۹ ). همچنین آنچه که دولت آمریکا انجام می دهد، مطمئنا، تقویت ادعای ثابت نشده اهمیت این موضوع برای ایران است، در حالی که دقت کنید مشخص نیست “چه شهروندانی تقویت می شوند”، حرف چه کسی پخش می شود و از کجا بیرون می آید؟ در همین حال رژیم اوباما ادعا می کند در امور ایران دخالت نمی کند.

اگر بخواهیم به گردونه ارتباط دو جهتاین موضوع نزدیک بشویم، تعدادی از کاربران تویتر در حساب کاربری اوباما در تویتر از او خواستند که بعنوان “پیوستگی با مردم ایران”، کراوات سبز ببندد. در این پیوستگی و تضامن، معلوم می شود کسی نمی تواند نشان دهد که احمدی نژاد واقعا انتخابات را از دست داده، معلوم می شود که تمام بهانه اعتراض این است که اگر او برده، باید تقلب بوده باشد. نه تحلیل های دست اول و واقعی.   
( نگاه کنید “احمدی نژاد برد، قبول کنید ) از لینت لورت و هیلاری مان لورت / پولیتیکو ۱۵ جون ۲۰۰۹ ).

اگر بخواهیم بیشتر به ارتباط نزدیک کاربران “مستقل” تویتر و دولت آمریکا و سیاست خارجی آن نزدیک شویم، دستور العملی در مورد چگونگی “جنگ اینترنتی” بر علیه سایتهای ایرانی منتشر شده است (منبع). دیگران تلاش می کنند ارتباطی ایدئولوژیک میان معترضین ایرانی و جمهوری خواهان تویتری آمریکا در نظر بگیرند: تعدادی از محافظه کاران تویتری آمریکا عنوان محافظه کاری خود (tcot) را در هنگام درج پیام در کانال انتخابات ایران درج نمودند. دیگران جار می زنند:

” درخت آزادی باید از زمان به زمان با خون وطن دوستان و حاکمان ظالم تازه شود – توماس جفرسون – کانال انتخابات ایران ”
بله ما در مورد مردم خارج آمریکا اهمیت قائلیم. بعضی وقت ها سخت می شود وقتی که رهبران سایر کشورها ما را تحویل نمی گیرند.

هیچ یک از این مردم نگران دموکراسی نبودند وقتی انتخابات متقلبانه مصر انجام گرفت، و این در حالی بود که دستگیری ها و شکنجه ها و بعضی اوقات ترور فعالان اپوزیسیون را ملاحظه می کردند. در آن مورد، یک دیکتاتور مطلوب آمریکا و اسرائیل به منصه قدرت رسید و “ما” از روی وظیفه شناسی، خونسرد باقی ماندیم. خونسردی دوم، میتواند در مورد انتخابات آینده افغانستان رخ دهد، هنگامی که یک بار دیگر مشکل رای مجدد صورت پذیرد.

گلن گرینوالد، وضعیت را بهتر می کند، و با فراست و بصیرت، مقاله می نویسد” درخواست کنندگان “بمباران ایران”، در اکتشاف جدیدی نگران مردم ایران هستند” (سالن، ۱۶ جون ۲۰۰۹ ):

اکثریت گروه هائی که این نوع نگرانی را برای رفاه حال مردم ایران دارند، همان افرادی هستند که مصرانه درخواست حمله نظامی به ایران و رها کردن مقدار زیادی بمب را بر کشور آنان داشتند. کاری که به کشتار هولناکی از مردم ایران منجر می شد. در طول رقابت ریاست جمهوری، جان مک کین با وقاحت سرود “بمب، بمب، بمباران ایران” را خواند. وال استریت جورنال از یک طرح جنگی از یادداشت های نورمن پادهورتز منتشر کرد با عنوان “موضوع بمباران ایران”، و در پی آن پادهورتز در یک مصاحبه بیان کرد “او آرزو دارد و دعا می کند” که آمریکا “ایران را بمباران کند “. جان بولتون، و جو لیبرمن، از طرح مشابه بمباران حمایت کردند، و بیل کریستور، در یک پیش دانی نوعی از روی امیدواری گفت بوش ممکن می تواند ایران را در صورت عدم انتخاب اوباما بمباران کند. رودی گولیانی رسما گفت: او برای اولین حمله اتمی به ایران، برای پیشگیری از برنامه اتمی حاضر است.

*ترجمه و تلخیص: کاربران باشگاه جوانان ایرانی


سیا و تجربه کودتای نرم در ایران 2

کتاب‌های انقلاب نرم را کجا تالیف و ترجمه می‌کند؟

پنجشنبه، ۱۸ تیر ۱۳۸۸ | تیری میسن* |

 

از چندین ماه پیش، جزوه‌ها و کتاب‌های آموزشی با عنوان “مبارزه بدون خشونت” یا “راهنمای انقلاب نرم” به طور گسترده، به شکل الکترونیکی یا به صورت تکثیر شده در مکان‌هایی همانند خوابگاه‌های دانشجویی توزیع می‌شود. این کتاب‌ها به صورت ساده و با گرافیک چشم‌نواز و به زبان فارسی به آموزش انواع روش‌هایی که در انقلاب‌های سال‌های اخیر رخ داده است می‌پردازند. این کتاب‌ها توسط موسسه‌ آلبرت اینشتین تالیف و ترجمه می‌شود.

اشاره: از چندین ماه پیش، جزوه‌ها و کتاب‌های آموزشی با عنوان “مبارزه بدون خشونت” یا “راهنمای انقلاب نرم” به طور گسترده، به شکل الکترونیکی یا به صورت تکثیر شده در مکان‌هایی همانند خوابگاه‌های دانشجویی توزیع می‌شود. این کتاب‌ها به صورت ساده و با گرافیک چشم‌نواز و به زبان فارسی به آموزش انواع روش‌هایی که در انقلاب‌های سال‌های اخیر رخ داده است می‌پردازند. این کتاب‌ها توسط موسسه‌ آلبرت اینشتین تالیف و ترجمه می‌شود. موسسه آلبرت اینشتین به ایجاد موسسات زیرمجموعه‌ی خود همانند “مرکز مطالعات استراتژیک دفاع بی‌خشونت” پرداخته است. این موسسه با پروژه‌های دیگری همانند “گذار” همکاری نزدیک دارد. این موسسه ارتباطی با اینشتین ندارد اما برای علمی جلوه دادن خود از نام این دانشمند استفاده می‌کند. یادداشت زیر که توسط تیری میسن رییس شبکه روزنامه‌نگاران ولتر نوشته شده است به ماهیت موسسه آلبرت اینشتین می‌پردازد.

صفحاتی از کتاب‌های موسسه اینشتین به فارسی

×××

مبارزه بدون خشونت به روش سیا

http://www.voltairenet.org/article30032.html

“روش‌های بدون خشونت” به عنوان تکنیک حرکت سیاسی می‌تواند در هر حوزه‌ای مورد استفاده قرار بگیرد. طی دهه ۸۰  و پس از حمله ارتش سرخ، ناتو توجه خود را برای سازماندهی نیروی مقاومت در اروپا نشان داد. ۱۵ سال از زمانی که سازمان سیا از روش‌های بدون خشونت برای سرنگونی دولت‌های تزلزل‌ناپذیر بدون تحریک خشم جامعه جهانی استفاده کرده است، می‌گذرد. منبع ایدوئولوژیک این روش‌ها جین شارپ از موسسه آلبرت انیشتین است.

جین شارپ نظریه روش‌های بدون خشونت را به عنوان یک سلاح سیاسی مطرح کرد. او در ابتدا به ناتو و سپس به سازمان سیا در آموزش رهبران کودتاهای نرم ۱۵ سال گذشته کمک کرد. از دهه۵۰، جین شارپ تئوریهای نافرمانی مدنی را مطالعه کرده بود. ار نظر این تئوری‌ها، فرمانبری و نافرمانی موضوعات مذهبی و اخلاقی محسوب می‌شوند نه موضوعات سیاسی.

بنابراین نظریه، آنچه که می‌تواند به عنوان یک هدف مطرح شود، می‌تواند به عنوان ابزار نیز تعبیر شود و از نافرمانی مدنی می‌توان به عنوان یک شیوه فعالیت سیاسی و یا حتی نظامی یاد کرد.

در سال ۱۹۸۳، جین شارپ برنامه‌های تحریم‌های غیرخشونت‌آمیز را در مرکز امور بین‌المللی دانشگاه هاروارد طراحی کرد؛ جایی که او پیشتر مطالعاتی را در زمینه علوم اجتماعی و در رابطه با امکان استفاده ار نافرمانی مدنی توسط مردم اروپای غربی در صورت حمله نظامی نیروهای پیمان ورشو انجام داد.

در همان زمان، شارپ بنیاد آلبرت انیشتین را با دو هدف تاسیس کرد که هدف اول آن تامین مالی امور تحقیقاتی‌ بود و هدف بعدی نیز به اجرا درآوردن الگوهای توسعه داده خود در شرایط خاص بود. در سال ۱۹۸۵، وی کتابی با عنوان «شکست‌ناپذیر ساختن اروپا» منتشر کرد که در ویرایش دوم آن مقدمه‌ای از « جورج کنان»، پدر جنگ سرد به چشم می‌خورد. در سال ۱۹۸۷ این انجمن توسط « موسسه آمریکایی صلح» حمایت مالی شد و میزبان سمینارهایی برای نشان دادن دستورالعمل‌هایی در امور نافرمانی مدنی بود.

ژنرال فریکائو چاگنود نیز به نوبه خودش مفهوم « بازدارندگی مدنی» را در بنیاد مطالعات دفاع ملی معرفی کرد.

ژنرال ادوراد بی.اتکسون که به خاطر حضورش در مدیریت سازمان سیا شناخته شده است، بنیاد آلبرت انیشتین را به عنوان یک شبکه پنهانی دخالت آمریکا در کشورهای هم‌پیمان این کشور ثبت کرد که توسعه دهنده روش‌های غیرخشونت‌آمیز به عنوان روش‌های متناسب با دموکراسی و در عین حال مناسب انجام عملیات‌های مخفیانه ضد دموکراتیک بود.

در سال ۱۹۸۹ زمانیکه موسسه آلبرت انیشتین معروف شد، جین شارپ شروع به توصیه به جنبش‌های کمونیستی کرد. او در تشکیل «اتحاد دموکراتیک برمه» و حزب دموکراتیک پیشرو در تایوان حضور داشت. شارپ همچنین مخالفین تبتی را تحت فرمان دالای لاما، رهبر معنوی تبت متحد کرد و تلاش کرد تا یک گروه مخالف را درون سازمان آزادی‌بخش فلسطین تشکیل بدهد. وی برای این کار تدابیر لازم را با سرهنگ رویون گال مدیر بخش عملیات‌های روانی ارتش اسرائیل هماهنگ کرد تا آنها را بطور مخفیانه در سفارت آمریکا در تل‌آویو آموزش دهد.

زمانیکه سازمان سیا به این موضوع پی برد که بنیاد آلبرت انیشتین تا چه حد می‌تواند مفید واقع شود، سرهنگ رابرت هالوی را نیز وارد عمل کرد. هالوی متخصص عملیات‌های سازمان ‌های مخفی و رئیس سابق مدرسه آموزشی وابسته نظامی سفارت‌های آمریکا بود.

هالوی از زمانیکه از ۱۹۸۵-۱۹۸۳ وابسته نظامی در رانگون میانمار بود و افراد زیادی را می‌شناخت، به سازماندهی دیکتاتوری در آن کشور کمک کرد. او با انجام یک بازی دوطرفه همزمان یک حرکت  کلاسیک نظامی برای حمایت نیروهای مقاومت « کارن» را مدیریت کرد. او با تامین تسلیحاتی و کنترل یک سری چریک‌های مسلح کوشید تا در راستای نظر واشنگتن، نیروهای بروما را تحت فشار بگذارد. از آن زمان بود که شارپ  همیشه در هر جایی که منافع آمریکا در خطر می‌افتاد، حاضر می‌شد. در ژوئن ۱۹۸۹ وی و همکارش بروس جنکیز به پکن رفتند (قبل از واقعه میدان تیان آن من). هر دوی آنها توسط مقامات چین اخراج شدند. در فوریه ۱۹۹۰، بنیاد آلبرت انیشتین میزبان کنفرانسی در مورد تحریم‌های غیرخشونت‌آمیز بود که ۱۸۵ متخصص از ۱۶ کشور جهان در آن شرکت کردند.

در اکتبر ۱۹۹۰، جین شارپ و تیمش به سوئد سفر کردند و چند سیاستمدار لیتوانی را برای سازماندهی مقاومت‌های مردمی علیه ارتش سرخ آموزش دادند. چند ماه بعد در مه ۱۹۹۱، زمانیکه بحران تشدید شد و گورباچف نیروهای ویژه مسقر کرد، جین شارپ مشاور حزب جدایی‌طلب «ساجودیس» بود و روابط نزدیکی نیز باحزب «میتاتاس لندسبرگیس» داشت.

در سپتامبر ۲۰۰۲، جین شارپ برای آموزش اعضای شورای ملی عراق به لاهه در هلند رفت؛ شورایی که خود را برای بازگشت به عراق در کنار نیروهای ارتش آمریکا آماده می‌کرد و در سپتامبر ۲۰۰۳ این بنیاد آلبرت انیشتین بود که به مخالفین دولت گرجستان توصیه کرد تا نتایج انتخابات در این کشور را زیر سوال ببرند و آن را تقلب بخوانند و با انجام حرکت‌های اعتراضی طی انقلاب رُز در گرجستان، ادوارد شواردنازه رابه کناره‌گیری از قدرت مجبور کنند.

همچنین زمانیکه کودتای سازمان یافته سازمان سیا در ونزوئلا در آوریل ۲۰۰۲ ناکام ماند، وزارت خارجه آمریکا به بنیاد آلبرت انیشتین که به مخالفان در این کشور توصیه‌هایی می‌کرد، روی آورد. جین شارپ و تیمش رهبری سران سومانت را طی تظاهرات اوت ۲۰۰۴ بر عهده داشت. آنها مثل قبل تنها کاری که می‌کردند، زیر سوال بردن نتایج انتخابات و درخواست استعفای رئیس جمهور بود. آنها تصمیم گرفتند که طبقه سرمایه‌دار در ونزوئلا را به خیابانها بکشانند اما دولت محبوب چاوز بسیار قوی عمل کرد. در کل ناظران بین‌المللی و دیگر گروهها راهی جز به رسمیت شناختن پیروزی چاوز نداشتند.

اقدامات جین شارپ در بلاروس و زیمبابوه به دلیل عدم استخدام و آموزش در زمان مناسب برای انجام تظاهرات‌های کافی ناکام ماند. طی انقلاب نارنجی در نوامبر ۲۰۰۴، سرهنگ رابرت هالوی در کی‌یف حضور به عمل رساند و جین شارپ نیز در این انقلاب نقش داشت.

در نهایت باید به این نکته اشاره کنیم که بنیاد آلبرت انیشتین آموزش آشوبگران در ایران را نیز آغاز کرده است.

*نویسنده و روزنامه‌نگار – رییس شبکه نویسندگان ولتیر

منبع: سایت خبری الف


یادداشت سال 2006 دو مدرس براندازی نرم

آینده‌ی ایران؟ خیابان‌ها را نگاه کنید

سه شنبه، ۲۳ تیر ۱۳۸۸ | پیتر اکرمن، رامین احمدی |

 

پیتر اَکرمن، رئیس «مرکز بین المللی درگیریهای غیرخشونت آمیز» است. رامین احمدی رییس «سازمان آموزشِ مبارزه غیر خشونت آمیز استراتژیک» است. اکرمن در دوبی و احمدی در هامبورگ برای فعالان ایرانی، کارگاه‌های آموزش مبارزه نرم برگزار کرده‌اند.

توضیح: انتشار این مطلب به معنای برانداز خواندن حامیان نامزدهای معترض نیست. این یادداشت و یادداشت‌های مشابه با هدف آگاه‌سازی نسبت به حرکت‌هایی که قصد سوء استفاده از اعتراضات مختلف در داخل کشور را دارند منتشر می‌شود.

اشاره: پیتر اَکرمن، رئیس «مرکز بین المللی درگیریهای غیرخشونت آمیز» است. آکرمن کسی است که سال ۲۰۰۵، دو کارگاه آموزش اقدامات دفاع غیرخشونت آمیز (انقلاب نرم) محرمانه را در دبی برای فعالین ایرانی برگزار کرد.  رامین احمدی نیز رییس «سازمان آموزشِ مبارزه غیر خشونت آمیز استراتژیک» است. او نیز با تشکیل کارگاه‌هایی در هامبورگ آلمان به آموزش “مبارزه غیرخشونت آمیز (نرم)” برای فعالان ایرانی پرداخته است.

شارپ – اکرمن – سوروس رئوس سه ضلع مثلث پژوهشی – مالی هستند که با ایجاد و راه‌اندازی موسسات و نهادهای گوناگون و با حمایت سازمان‌های اطلاعاتی ایالات متحده در راستای انقلاب‌های رنگین در کشورهای مختلف گام برداشته‌اند.

مقاله پیتر اکرمن – رامین احمدی که سه سال قبل با عنوان “آینده ایران، خیابان‌ها را نگاه کنید” در نیویورک‌تایمز منتشر شده را بخوانید.

×××

آینده ایران – خیابان‌ها را نگاه کنید 
۴ ژانویه ۲۰۰۶ – نیویورک‌تایمز 
http://www.nytimes.com/2006/01/04/opinion/04iht-edacker.html?_r=1

ماههاست که فعالان سیاسی وحتی روحانیون میانه رو در مورد جهت گیریهای تند محمود احمدی نژاد رئیس جمهور جدید ایران نگران هستند. طی چند هفته گذشته پس ازآنکه وی گفت که واقعه هولوکاست یک افسانه است و خواستار محو اسرائیل از نقشه جهان شده و پخش موسیقی غربی از رادیو وتلویزیون دولت ایران را ممنوع کرد [اشاره به تصمیم تلویزیون ایران برای استفاده بیشتر از موسیقی ایرانی که در آن زمان به صورت گسترده در رسانه‌های غربی بازتاب داشت]، نگرانیها در سراسر جهان افزایش یافت.

اما تحولی دیگر نیز در ایران وجود دارد (تحولی مثبت با پتانسیل قوی) که دنیا نباید آن را ازدست بدهد: مخالفتها واعتراضها علیه احمدی نژاد در حال افزایش است.

درحالیکه احمدی نژاد  به حق ایران در داشتن انرژی هسته ای تاکید می کند، وی قول داده که درآمد کشور را میان فقرا توزیع کند و سرمایه داران را مهار کند. درحالیکه سیاستگذاران و صاحب نظران در غرب از ادبیات به کار برده شده توسط احمدی نژاد متاسف شده اند.

اقدامات اندکی توسط مجامع بین المللی – اکنون وگذشته – برای حمایت از شهروندان عادی ایرانی که بی وقفه خواستار دموکراسی ناب،حاکمیت قانون و فرصت های اقتصادی هستند، انجام شده است. ایرانیهایی که به خاطر پیوستن به اعتراضها با خطر زندانی شدن یا حتی بدتر از آن روبرو هستند ،از سیاست خارجی امریکا و اروپا راضی نیستند.

با وجود تمام مشکلات، تاکتیکهای غیرخشونت آمیزهمچون اعتراضها واعتصابها به طور متناوب به امور طبیعی در صحنه سیاسی داخلی ایران تبد یل شده است .

متخصصان پزشکی، معلمان، کارگران، رانندگان اتوبوسهای شرکت اتوبوسرانی تهران اعتصاب کردند. درهفته انتخابات ریاست جمهوری بیش از ۶۰۰۰ هزار زن ایرانی به خیابانها ریختند تا به قوانین تبعیض حقوق زنان به ویژه به ممنوعیت کاندیداتوری حقوق زنان برای انتخابات ریاست جمهوری ایران اعتراض کنند.  فعالان دانشجویی نیز اغلب دست به اعتراض، تحصن و تظاهرات زده اند.

متاسفانه این اقدامات هماهنگ نشده است و سازماندهان آن نمیدانند که اعتراضهایشان را چگونه سازماندهی کنند.

در حالی که جنبش توده مردم برای حقوق برابر و آزادی های مدنی منتظر برانگیخته شدن است، سازماندهان و رهبران آن تا کنون فاقد دیدگاه استراتژیک مشخص و رهبری مستحکم بوده اند. به علاوه ناکامی مجلس اصلاح طلبان و تضمین پیروزی احمدی نژاد فضایی پیچیده ای را در جامعه ایران حاکم کرده است. دراین فضا و پس ازاینکه قولهای داده شده جامه عمل پوشانده نشود، فرصت جدیدی برای ایرانیهایی که هنوز مقاوم هستند و خواستار اعمال اصلاحات اقتصادی می باشند ،ایجاد خواهد شد.

این عزم واراده باید توسط جامعه جهانی تحت اقدامات برای حمایت از آزادی وعدالت در ایران منعکس شود. دولتها باید فشارها را بر ایران افزایش دهند. سازمانهای غیردولتی سراسرجهان باید اقداماتشان را در راستای کمک به جامعه ی مدنی ایران، گروههای فعالان زن،  اتحادیه ها و روزنامه نگاران در ایران گسترش بدهند و در نهایت رسانه های جهان باید پوشش منظم جریان اعتصابها، اعتراضها و دیگراقدامات مخالفان را شروع کنند.

پیشتر در تاریخ این اقدامات موثر واقع شده است. برای نمونه کاتولیکها در اروپا و آمریکا به اتحادیه های تجارت در لهستان و جنبش “قدرت مردم” در فیلیپین کمک کردند. سازمانهای آفریقایی – آمریکایی نیز به گروههای مدنی آفریقای جنوبی درمبارزه با آپارتاید کمک کرده بودند. این نیز میتواند الگویی برای ایران باشد. ایرانیها خود میتوانند با استراتژیهای غیرخشونت آمیز به جنبشهای اعترا ض آمیز خود ادامه بدهند و در نهایت آینده کشورشان را رقم بزنند.

منبع: سایت خبری الف


یادداشت وارده:

سناریوی اتاق فکر دموکرات ها برای انقلاب مخملی

دوشنبه، ۲۲ تیر ۱۳۸۸ | عبدا... |

 

در حالیکه برخی سردمداران حرکات روزهای گذشته مدعی عدم وابستگی حرکت به آمریکا و وابستگان آن معرفی میکنند، نگاهی اجمالی به برخی موارد این پروژه و مقایسه آنها با تیتر روزنامه های برخی احزاب، شعارهای برخی سیاستمداران و بالاخص بیانیه های احزاب و تشکلهای فعال در این روزها این سوال را در ذهن خواننده شکل می دهد که براستی این تطابق دیدگاهها تا چه حد می تواند تصادفی باشد و در این صورت نزدیکی دیدگاه این افراد و سیاسیون با اتاق فکر دشمنان قسم خورده و 30 ساله کشور اسلامی ما چه معنایی خواهد داشت؟

اگر سری به سایت موسسه تحقیقات استراتژیک (Brookings Institution) بروکینگز بزنید، در همان صفحه نخست دو تیتر مرتبط با ایران را با تصاویری در این زمینه خواهید دید ، یکی مربوط به جلسه ای است که مصوبات آن دو روز قبل از انتخابات ۲۲ خرداد اعلام شد ؛ و دیگری مربوط به جلسه دو روز پیش  سران این موسسه و بررسی آنچه در این روزها روی داده است .

موسسه تحقیقات بروکینگز، اتاق فکر دمکراتها در آمریکاست، نقشی مشابه موسسه american interprise  برای حکومت بوش جمهوری خواه . به عبارت دیگر برای دستیابی به سیاست های واقعی دولت اوباما –با ادعاهای پر سر وصدای تغییرات – بایستی به آنچه در بین این بازیگردانان حقیقی صحنه سیاست می گذرد دقت نمود.

با توجه به آنچه گفته شد بررسی سیاست های این موسسه تنها دو روز پیش از انتخابات ایران جالب به نظر می رسد، برخی موارد مهم  این مقالات این روزها در روزنامه های و جراید کشور با نام  پروژه “آژاکس ۲ ” چاپ شده است ؛ آژاکس نخستین بار برای نام گذاری  عملیات آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد ایران برای سرنگونی دولت مصدق به کار برده شد .حالا آژاکس ۲ نامی است که برای عملیات از پیش تعیین شده اغتشاش در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در نظر گرفته شده است.

همان طور که اشاره شد کلیات بحث در جراید آمده است و برای دسترسی به جزئیات بحث می توان به پایگاه اینترنتی این موسسه مراجعه کرد ولی این مقاله بر آنست تا توضیحاتی در باب برخی موارد این طرح بنگارد.

در حالیکه برخی سردمداران حرکات  روزهای گذشته  مدعی عدم وابستگی حرکت به آمریکا و وابستگان آن معرفی میکنند، نگاهی اجمالی به برخی موارد این پروژه  و مقایسه آنها با تیتر روزنامه های برخی احزاب، شعارهای  برخی سیاستمداران و بالاخص بیانیه های احزاب و تشکلهای فعال در این روزها این سوال را در ذهن خواننده شکل می دهد که براستی این تطابق دیدگاهها تا چه حد می تواند تصادفی باشد و در این صورت نزدیکی دیدگاه این افراد و سیاسیون با اتاق فکر دشمنان قسم خورده و ۳۰ ساله کشور اسلامی ما چه معنایی خواهد داشت؟

اولین نکته راجع به طراحان این پروژه است که همه از سرمداران صهیونیسم بوده و ید طولایی در این باب دارند؛ از جمله آنها مارتین ایندیک که سفیر سابق آمریکا در رژیم اشغالگر قدس است .کل این لیست ۶ نفره نویسندگان به گواه اسناد ارائه شده سابقه مسئولیتهای  سازمان سیا و یا  سیاست گذاریهای خصمانه خاورمیانه  و بخصوص ایران دارند.

در این طرح ۹ گزینه بد در رابطه با ایران پیشنهاد می شود، گزینه ها همه پسوند “بد”  دارند چون به عقیده نویسندگان طرح گزینه های خوبی نیستند  و هزینه و ریسک  بالایی برای پیاده سازی دارند و نتایج تضمین شده ای هم بدست نمی دهند ولی در حال حاضر تنها راه به نظر می رسند.

در اولین مورد سیاست چماق هویج به عنوان سیاست انتخاب شده برای اوباما مطرح می شود، نکته قابل دقت هویج ماجراست که شباهت بسیاری به برخی شعارهای  تبلیغاتی انتخاباتی در زمینه سیاستهای خارجی ایران در روزهای پیش از انتخابات دارد و در مقاله تاکید شده که مشکل بوش در این زمینه آن بود که چماق را زیاد پررنگ کرده بود و این بار نوبت پرجلوه کردن هویج هاست:

اگر با در پیش گرفتن این رویکرد طولانی مدت جلو برویم  که اولا مردم ایران را مطمئن و متقاعد سازیم که تنفر و ترس آنها از کشورآمریکا بی پایه و اساس است و این موضوع را با پیوستن ایران به اقتصاد جهانی همراه کنیم و به این موضوع کمک کنیم که به مردم ایران نشان داده شود که می توانند زندگی بهتری در سایه روابط با آمریکا و سایر کشورها داشته باشند ، تهران کم کم مجبور به تعویض شیوه خود می گردد مانند آنچه در چین انجام شد !(صفحه ۲۲ گزارش )

جالب آنکه دوستان آمریکایی فرصتی چند ماهه (حداکثر چند ساله) را برای دستیابی به اهداف خود در این رابطه تعیین کرده اند.

توجه به این نکته ضروری به نظر میرسد که هدف آمریکا از در پیش گرفتن سیاست  چماق و هویج صراحتا توقف برنامه هسته ایران ، عدم دخالت در امور فلسطین و لبنان و محو نقش تعیین کننده منطقه ای ایران در نظر گرفته شده ، در این صورت تذکر این نکته به برخی نامزدها ضروری به نظر می رسد که  سردادن شعار تنش زدایی نه تنها راهکار خوبی برای مواجهه با چنین مواضعی از دشمن نبود،  بلکه اساسا این مواضع در اثر وجود تنش در روابط دیپلماتیک کشورمان نبوده و همانگونه که در جای جای گزارش آمده است به ایده ئولوژی جمهوری اسلامی بر می گردد که به هیچ وجهی حاضر به ترک آن نیست.

در واقع این طراحان سیاستهای اوباما بارها تاکید کرده اند که تهران مواضع خود را که از عقاید آیت ا.. خمینی گرفته شده تغییر نخواهد داد و حتی تلاشهای پنهانی برخی مدیران در سالهای ۱۹۸۶،۱۹۹۵،۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ به زودی کشف و خنثی شده و تنها راه  درپیش گرفتن اینگونه سیاستهای دوگانه برای فریب مردم و فشار از پایین از یک سو و اعمال تهدید ها و فشارهای بین المللی برای فشار به مسئولین برای قبول کردن خواسته های مردمی که با این سیاستها فریب خورده اند  از سوی دیگر است. موازی با این موضع گیری ها یکی از کاندید ها هم در مصاحبه با یک هفته نامه آمریکایی اعلام می کند که :

تجمعات خیابانی چشمگیر هفته‌های گذشته احتمالاً ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت و در واقع این اتفاق با فشار بر رهبر نسبت به پذیرش بیشتر افکار عمومی رخ خواهد داد.

نکته دیگر آنکه اتخاذ چنین مواضعی به گفته ارائه دهندگان آن در اثر سیاست اینرسی در اید ئولوژی های امام است که رهبر معظم انقلاب نیز به آن پایبند است و محمود احمدی نژاد را پیرو کامل همین خطوط می دانند که این مقصد اهداف آنها را بسیار سخت نموده است، این درحالی است که برخی دستها در داخل سعی دارند رئیس جمهور را فردی به دور از اهداف راستین امام جلوه دهند و خود و سیاستهای متناقض خود را به امام نسبت دهند.

در این  گزارش پس از بررسی  و رد گزینه های نظامی، انقلاب مخملین و تغییر حکومت در ایران بهترین راه با کمترین هزینه می داند  که از طریق تعامل با اپوزوسیون داخلی و رهبران محلی امکان پذیر می شود .

نکته مهم در این باب وجود یک جرقه برای شروع این انقلاب است .جالب اینکه پس از  اشاره به لزوم حمایت های حوزه اینترنتی ، مالی  و حمایت رسانه هایی (با ذکر نام VOA  و رادیو فردا ) در این گزارش طیف هایی برای ایجاد این انقلاب مخملین برای آمریکا ذکر می گردد:

-     طیف‌شناسی عناصر اپوزیسیون که می‌توانند انقلاب مخملی را برای آمریکا تولید کنند:

۱- اصلاح طلبان. شواهد نشان می‌دهد که رفرمیست‌ها درصدد ایجاد یک حکومت سکولار در ایران هستند

۲- روشنفکران. این روشنفکران در دوره رئیس جمهوری خاتمی مشروعیت دینی نظام ایران را زیر سوال می‌بردند و اکنون نیز می‌برند، اما با سانسور روبرو شده‌اند.

۳- سازمان‌های دانشجویی، کارگری و جامعه مدنی. دانشجویان و کارگران پیاده نظام انقلاب مخملی هستند که در واقعه ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در حمایت از خاتمی به صحنه آمدند، دفتر تحکیم وحدت، اکنون خود بر سر اتخاذ استراتژی درگیر کشمکش‌های درونی است.

۴- رضا پهلوی. وی به عنوان فرزند شاه سابق، خود را کاتالیزوری(تسریع کننده) می‌شناسد که سلطنت مشروطه را در تقابل با جمهوری اسلامی دنبال می‌کند اما هواداری در ایران ندارد.

حال جای این پرسش از برخی دوستان که خود را یاور امام نیز می دانند است که براستی چرا یکی از دسته های سیاسی جمهوری اسلامی که احتمالا در روزهای نخستین تاسیسش با هدف اصلاح  مشکلات موجود و نزدیک شدن هرچه بیشتر به آرمان های مقدس امام آغاز شده امید شماره یک دشمن قسم خورده این ملت و به فرمایش امام شیطان بزرگ گشته است؟ و براستی چه حرکات و شعارهایی چنین طمعی را در دل دشمن ایجاد نموده است؟ آیا وقت آن نرسیده تا به خود بیاییم و عناصر خائن نفوذی را که ما را به آلت دست دشمن تبدیل نمده اند از اطراف خود برانیم ؟دست مریزاد به یاران اصلاح طلبی که اینگونه می خواستند جلو آمریکا بایستند و خود اینگونه در زمین دشمن بازی کردند…

و براستی در کشوری مثل آمریکا با این همه ادعای آزادی در برهه هایی که نه این همه امید بیگانه بلکه رایحه هایی از دشمن در برخی احزاب و افراد دیده شد چگونه برخوردی در داخل با این گروهها گردید؟


یاسمن! تقلب در انتخابات؟

جمعه، ۱۹ تیر ۱۳۸۸ |

 

یاسمن هم نگاه عاقل­ اندر سفیهی به من کرد و با اعتماد به نفسِ سبز رنگی گفت: ” موج سبز تمام کشور را گرفته و ما پیروز قاطع انتخابات هستیم. از هرکس می­پرسم می­گوید به موسوی رای می­دهد.” … امروز روز دهم است که از یاسمن خبری ندارم ولی حتما جوانهای زیادی مثل او هستند که تحت تاثیر اخبار کانالیزه شده و فضای خاصی می­باشند که به شور جوانی و عدالت­جویی آنها اجازه بروز منطقی را نمی­دهند. در این شرایط، بسیاری از استدلالهایی که درون گفتمان انقلاب می­باشد برای این عزیزان کارساز نمی­باشد لذا نامه­ای برای یاسمن نوشتم با معیار و مبنای خودش؛

یک نامه به یاسمن

هفته قبل وقتی رِیبون سبز را دور مچ یاسمن دیدم به انگلیسی بهش گفتم: “طفلکی! …جوانیِ برباد رفته” یاسمن هم نگاه عاقل­ اندر سفیهی به من کرد و با اعتماد به نفسِ سبز رنگی گفت: ” موج سبز تمام کشور را گرفته و ما پیروز قاطع انتخابات هستیم. از هرکس می­پرسم می­گوید به موسوی رای می­دهد.” … امروز روز دهم است که از یاسمن خبری ندارم ولی حتما جوانهای زیادی مثل او هستند که تحت تاثیر اخبار کانالیزه شده و فضای خاصی می­باشند که به شور جوانی و عدالت­جویی آنها اجازه بروز منطقی را نمی­دهند. در این شرایط، بسیاری از استدلالهایی که درون گفتمان انقلاب می­باشد برای این عزیزان کارساز نمی­باشد لذا نامه­ای برای یاسمن نوشتم با معیار و مبنای خودش؛

سلام یاسمن خانم!

قبل از همه، همسرم دعا می­کرد که در این گیر و دار اغتشاش حق و باطل، سالم بمانی و باز هم دور هم برای پیشرفت کشور عزیزمان، انگلیش بلغور کنیم!! یاسمن! من اصلا در مقام حمایت از کارهای احمدی­ نژاد نیستم و بشدت به سانسور اخبار حامیان موسوی در رسانه ملی طی روزهای اخیر انتقاد دارم ولی تو که به اعتراف خودت به خیرخواهی من شک نداری، امیدوارم با حوصله این مطالب را دنبال کنی؛

الف- شاید تجربه سیاسی شما به ۱۲ سال پیش نرسد ولی بعد از دوم­خرداد۷۶، بسیاری از سران جناح راست نتیجه را غیرقابل پیش­بینی نامیدند. آنها نمی­دانستند که سالهاست عهد بوق تمام شده و سازمانهای نظرسنجی علمی و رسمی در داخل و خارج کشور اطلاعات دقیقی از نتایج انتخابات پیش­بینی می­کنند. مثلا در همان انتخابات۷۶، گالوپ معروف­ترین سازمان نظرسنجی امریکا (البته وابسته به سازمان سیا) آن انتخابات را با دقت بالایی پیش­­بینی کرده بود. امروز هم سازمانهای نظرسنجی رسمی و علمی خوبی در کشور فعالیت دارند که در تمام انتخاباتهای ۷-۸ سال گذشته با خروجی خود قدرت علمی خویش را اثبات کرده­اند. با اینحال، چون تمام سازمانهای وابسته به جمهوری اسلامی از نظر شما فاقد صلاحیت هستند، شما را به سازمانهای امریکایی ارجاع می­دهم.

۱- New America Foundation (بنیاد امریکای نوین) طی یک نظرسنجی تلفنی در ۳۰شهر بزرگ دوبرابر بودن آرای احمدی­نژاد را پیش­بینی کرده بود(اینجا). جالب اینجاست که voa هم این نظرسنجی رو پذیرفته(اینجا) و با حاشیه برتری دوبرابری، پیروزی احمدی­نژاد را از ۳ هفته قبل از انتخابات تایید کرده است. شیطنت این نظرسنجی این است که از پرسش­شوندگان پرسیده است شما خواهانِ دموکراسی بیشتری هستید یا کمتر؟ و مردم هم قاعدتا جواب داده اند بیشتر. و این سایت تیتر زده است که” ۷۷درصد ایرانیان خواهان دموکراسی بیشتری هستند”!

۲- سازمانtrorr free tomorrow (فردای بدون ترور) طی یک نظرسنجی قبل از انتخابات، از دوبرابر بودن آرای احمدی­نژاد نسبت به موسوی خبر می­دهد.(اینجا دانلود کنید) جامعه آماری این نظر سنجی فقط ۳۰شهر اصلی ایران است. اینجا هم واشینگتن­پست ارگان رسمی دموکراتها و قدیمی­ترین و بزرگترین نشریه واشنگتن، آنرا تحلیل کرده است و نتیجه انتخابات را منطبق بر نظر کارشناسان این سازمان مستقل دانسته و در تحلیل خود احتمال تقلب را ناممکن می­داند. هرچند هافینگتون­پست بعد از انتخابات(!) برای تشکیک در انتخابات ایران اینجا ۵ دلیل برای غیرقابل­قبول بودن این نظرسنجی ارایه کرده است ولی پذیرش و تحلیل سی­ان­ان از این نظرسنجی را اینجا مطالعه فرمایید.

۳- پیش­بینی منتشره شده توسط دوستانتان در بی­بی­سی را اینجا مطالعه کنید. این هم تحلیل بعد انتخابات.

۴- این هم رادیو آزادی اروپا که بر پیروزی دوبرابری احمدی­نژاد صحه گذاشته است. این هم تایید همین پیش­بینی توسط تحلیلگر خلیج­تایمز.

۵- این هم گاردین که با توجه به نظرسنجی­های انجام شده و حتی تحلیل رای آذری­ها بعنوان دومین قومیت ایرانی و یا ترس مردم ایران از اظهار واقعی رای خود و غیره نهایتا بنا به دلایلی از جمله روحیه بیگانه­ستیزی ایرانیان، نتیجه­گیری کرده که احمدی­نژاد خواسته­ی مردم بوده و اگر دوباره انتخابات برگزار شود وی با اختلاف بیشتری موسوی را جا خواهد گذاشت.

یاسمن خانم! پیش­بینی نتیجه انتخابات توسط خبرگزاری­های جهان خیلی زیاد است(+) و فقط کمی حوصله و انصاف می­خواهد که مطمئن هستم شما هردو را دارید. علیرغم این شواهد، حامیان educated آقای موسوی باز هم بجای همراهی با مردم روستاها و شهرهای کوچک(۷۷٪جمعیت ایران)، پشت کامپیوتر خود نشستند و به نظرسنجی­های اینترنتی دلخوش کردند و با فضای ساختگی تلویزیون bbc فارسی، خود را غرق رویاهای جوانانه کردند.

بجز ادعاهای تاج­زاده و رهنورد(+) حتی اگر یک نظرسنجی رسمی و علمی در دنیا نشان از برتری موسوی بر احمدی­نژاد داشته باشد، بخدا قسم از همین امروز در تمام تجمعات مدنی همراه شما شرکت می­کنم و تا احقاق حق، لحظه­ای بیکار نمی­نشینم!

ب- با اینکه تمام این خبرگزاریها پیروزی احمدی­نژاد را پیش­بینی کرده بودند و در روزهای آخر نیز اوج رقابتهای واقعی و مردم­سالاری را از ایران گزارش می­کردند و حتی روز انتخابات میزان حضور مردم را باعث افتخار و شکوه ایران می­نامیدند ناگهان همه چیز عوض شد و امروز همین سایتها شروع به تشکیک در انتخابات کردند و بر توهمات بدون سند دامن زدند. واقعا انگلیس طی ۱۵۰ سال اخیر در کدام برهه زمانی خیرخواه ایران بوده است؟ شما که سرتان در اخبار خبرگزاریهای خارجی هست حتما بخاطر دارید که سیمون هرش پارسال در خصوص نحوه هزینه بودجه مصوب امریکا علیه ایران در نیویورکر مقاله­ای نوشت(اینجا) بعد هم واشنگتن­پست از قول هرش گفت که برای ناآرامی سیاسی و کمک به روزنامه­نگاران می­توان آنرا هزینه کرد(اینجا). جالب اینکه اخیرا antiwar هم مقاله­ای درج کرده که از این۴۰۰میلیون دلار، مقداری برای انقلاب سبز ایران بکار می­رود(اینجا). اینها همه تجاوز مستقیم علیه امنیت ملی ماست وگرنه جنگ روانی آنها علیه مردمسالاری ایران که جای شک ندارد.

ج- بخاطر دارم که شبی که برای خواستگاری رفته بودم، خواهر کوچکم مرا نصیحتی کرد و گفت: “انسان را سگ بگیرد ولی جَو نگیرد.” یاسمن خانم! آقای موسوی تحت تاثیر جوسازی اطرافیانش خود را پیروز قبل از انتخابات می­دانست وگرنه نظرسنجی­ها چیز دیگری را اعلام می­کردند. این پدیده کانالیزه شدن متاسفانه هنوز هم ادامه دارد چرا که علیرغم پاسخ صریح و دقیق وزارت کشور درخصوص بعضی شبهات ستاد موسوی، اعلامیه جدید موسوی باز هم همان ادعاها عینا مطرح شده است. موسوی این جوابهای واضح را نمی­شنود و یا نمی­خواهد بشنود؟ وی بدون معرفی کردن شعبی که در آن تخلف شده است باز هم با کلی­گویی به شبهات خود ادامه داده است.

د- آقای موسوی که حدود ۴۰هزار نماینده پای صندوقهای رای داشته است(+) چرا تا امروز سندی برای اثبات تقلب گسترده و کلی­گویی­های خود ارایه نکرده است؟ هنوز در سایت ایشان و سایت مهدی هاشمی از هواداران درخواست می­شود که اگر کسی سندی دارد به آنها کمک کنند. دوستِ منصف! حداقل یکبار پاسخهای همین کلی­گویی­های بی­سند (پلمپ شدن صندوقها قبل از تایید نمایندگان، آرای ۱۲۰درصدی حوزه­ها، کمبود تعرفه در بعضی شعب، عدم تمدید ساعت رای­گیری، تعداد تعرفه­های چاپ­شده، عدم صدور کارت برای نمایندگان، اخراج نمایندگان نامزدها هنگام بازشماری آرا و چندین شبهه دیگر) را از قول مراجع رسمی در اینجا و اینجا + + بخوانید اگر جوابها غیرمنطقی بود ما هم همراه شما تا نابودی این دولتِ دروغ­گو خون خود را فدا می­کنیم! Freedom Or Death

هـ من حامی موسوی نبودم ولی بخاطر دارم که ایشان چطور دم از قانون می­زد. ولی امروز قانون انتخابات را مفید نمی­داند(+). ایشان بقدری از ولایت فقیه دم زده بود (+) که من به ایمان او به ولایت فقیه غبطه می­خوردم! اما امروز مستقیم علیه آن موضع می­گیرد و اختلاف را به خیابانها کشانده است.

و - چون می­دانم سرت درد می­کند برای مچ­گیریِ علمیِ گزارشات مدیران، اینجا تست بنفورد را برا اثبات یا رد ساختگی بودن آمار نتایج انتخابات ایران مطالعه کن. بحث­های آماری خوب دیگری هم جهت اثبات صحت انتخابات برای خواننده بیطرف وجود دارد؛ رگرسیون، انحراف معیار، نگاه سیستمی به تقلب..

یاسمن! من به هیچ­وجه ادعا نمی­کنم که تخلف در این انتخاب صفر بوده است. تنها درخواست من از خدا این است که ما را از تعصبات کور و بی­مدرک خارج کند تا بتوانیم در فضایی معقول و امن کشورمان را بسازیم تا به دنیا ثابت کنیم که تنها مردم­سالاری دینی می­تواند دنیا را از این بن­بست لیبرالیسم-دموکراسی نجات دهد.

ارادتمند شما امین.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مهر1389ساعت 10:58  توسط دهدوار | 
روز ۱۰ بهمن ۱۳۳۵ لايحه تاسيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور ـ ساواك ـ به تصويب مجلس سنا رسيد و اين سازمان با حمايت اطلاعاتي امريكا شكل گرفت .
پس از كودتاي 28 مرداد 1332، آمريكا، فضا و شرايط را به‌منظور حضور و حاكميت بلامانع خويش در ايران مساعد يافته و در صدد برآمد تا در تمام شئون ايران دخالت كرده و جايگزين انگليس شود. يكي از زمينه‌هاي مورد نظر، بخش امنيتي و اطلاعاتي بود. تا پيش از اين مقطع‌، انگليس از حضوري پررنگ‌تر برخوردار بود و آمريكا نيز به‌منظور كسب جايگاه مناسب تلاش مي‌كرد; ولي نتايج جنگ جهاني دوم و توافقات جديد در تعيين حوزه‌هاي نفوذ و همچنين كمك مؤثر و مستقيم آمريكا در پيروزي كودتا و بازگرداندن محمدرضا به ايران در سال 1332، آزادي عمل بيشتري را براي آمريكا فراهم كرد و از اين تاريخ بود كه آمريكايي‌ها، با تمام امكانات وارد عرصه‌هاي مختلف شدند و حاكميت بلامنازع خود را تثبيت كردند. در اين راستا، هدايت و كنترل دو پايگاه بيش از ديگر پايگاه‌ها مورد نظر آنها بود: ارتش و راه‌اندازي سازمان اطلاعات و امنيت داخلي‌. اولي‌، به‌منظور حفاظت و حراست از مهره‌اي كه توسط آنها مجدداً در ايران روي كار آمده بود، در مقابل هجوم بيگانگان و ايجاد نقش ژاندارمي در منطقه خاورميانه براي سركوبي نهضت‌هاي آزادي‌بخش‌; و دومي‌، به‌منظور حمايت و پشتيباني و حفظ او در مقابل نيروهاي داخلي‌. البته بايد توجه داشت كه اين دو، هدف اصلي و غايي آمريكا نبود، بلكه اهداف اصلي‌تر ديگري نيز مدنظر بوده‌اند:
«... پس از 28 مرداد 32، كه آمريكايي‌ها با قدرت تمام وارد صحنه شدند و تصميم گرفتند كه ايران را به‌عنوان پايگاه اصلي خود در منطقه حفظ كنند، در درجه اول به ايجاد دستگاه ضداطلاعات ارتش و تقويت آن و در درجه دوم به تأسيس سازمان امنيت كشور (ساواك‌) پرداختند. طبيعي بود كه اگر ايران مي‌بايست پايگاه اصلي آمريكا در منطقه باشد، به يك سيستم اطلاعاتي و امنيتي قوي نياز داشت‌. مضافاً اينكه در شمال آن رقيب اصلي آمريكا، يعني شوروي كمونيستي‌، با حضور خود اين پايگاه غرب را تهديد مي‌كرد. به علاوه تأسيس دستگاه اطلاعاتي و امنيتي ايران توسط آمريكا به او اين امكان را مي‌داد تا تسلط كامل خود را تأمين كند و نفوذ خود را در ايران عمق بخشد1...»
البته ضعف اطلاعاتي در ايران از سابقه‌اي ديرين برخوردار بود، ولي آمريكا مترصد فرصتي به‌منظور حضور در ايران و به‌دست آوردن مقام انگليس در اين زمينه بود. كودتاي 28 مرداد; فعاليت توده‌اي‌ها و... از جمله عواملي بودند كه شرايط مناسب را براي آمريكايي‌ها فراهم كرد:
«... پس از بركناري رضاشاه كه با از هم پاشيدگي و تضعيف ارتش همراه بود، جانشين او نه يك پليس مخفي قوي و نه يك ارتش قابل اتكأ در اختيار داشت‌. از طرف ديگر كشور در اشغال نيروهاي بيگانه بود و محمدرضاشاه در سالهاي نخستين سلطنت در واقع فاقد چشم و گوش‌[سازمانها و تشكيلات جاسوسي و امنيتي] پشتيبان خود بود. بعد از خروج نيروهاي بيگانه از ايران كشمكش‌هاي داخلي و درگيري با مصدق او را از فكر تشكيل يك سازمان اطلاعاتي بازداشت تا اينكه پس از سقوط مصدق‌، كشف يك شبكه وسيع جاسوسي از طرف روسها در ارتش ايران شاه را به سختي تكان داد. اين شبكه كه به وسيلة حزب توده سازمان داده شده بود صدها افسر را تا بالاترين رده‌هاي فرماندهي شامل مي‌شد. پس از كشف و متلاشي شدن اين شبكه‌، شاه به فكر تشكيل يك سازمان اطلاعاتي مجهز و مدرن افتاد و براي مقابله با تشكيلات نيرومند جاسوسي روسها در ايران به دوستان آمريكايي خود متوسل شد. در سال 1957 [1335] سازمان سيا طرح و چارچوب تشكيلاتي يك سازمان جديد اطلاعاتي را به شاه داد و خود در تأسيس و سازمان دادن آن مشاركت كرد. اين تشكيلات كه به نام سازمان اطلاعات و امنيت كشور ناميده مي‌شد به زودي به نام مخفف آن يعني ساواك شهرت يافت‌. 2...»
به همين منظور، ساواك با هدايت آمريكايي‌ها و با ساختاري مشابه سازمان‌هاي جاسوسي سيا و F.B.I در دو زمينه فعاليت اطلاعاتي و امنيتي تأسيس و شروع به كار كرد:
... ساواك‌، سازمان اطلاعات و امنيت كشور، در سال 1957 [1335] «به منظور حفظ امنيت كشور و جلوگيري از هرگونه توطئة زيان‌آور عليه منافع عمومي‌» تأسيس شد. به اصطلاح آمريكايي‌، قرار بود ساواك‌، آميزه‌اي از سيا و «اف‌.بي‌.آي‌» و سازمان امنيت ملي باشد. اختيارات آن نظير سازمانهايي كه در زمان داريوش به‌عنوان «چشم و گوش شاه‌» خدمت مي‌كردند، بسيار وسيع بود. وظيفة اصلي آن حمايت از شاه از طريق كشف و ريشه‌كن ساختن افرادي كه با حكومت مخالف بودند و اطلاع دادن از وضع و حال و روز مردم به او بود. مأموران ساواك به وسيلة موساد و سيا و «سازمان آمريكايي براي پيشرفت بين‌المللي‌» تربيت مي‌شدند. 3.....
مجلس شوراي ملي در اسفند ماه سال 1335 تأسيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك‌) را مطابق قانون زير به تصويب رساند:
ماده 1ـ براي حفظ امنيت كشور و جلوگيري از هرگونه توطئه كه مضر به مصالح عمومي است سازماني به نام اطلاعات و امنيت كشور وابسته به نخست‌وزيري تشكيل مي‌شود و رئيس سازمان‌، سمت معاونت نخست‌وزير را داشته و به فرمان اعليحضرت همايوني شاهنشاهي منصوب خواهد شد.
ماده 2ـ سازمان اطلاعات و امنيت كشور داراي وظايف زير است‌:
الف‌. تحصيل و جمع‌آوري اطلاعات لازم براي حفظ امنيت كشور.
ب‌. تعقيب اعمالي كه متضمن قستمي از اقسام جاسوسي است و عمليات عناصري كه بر ضد استقلال و تماميت كشور و يا به نفع اجنبي اقدام مي‌كنند.
ج‌. جلوگيري از فعاليت جمعيت‌هايي كه تشكيل و اداره كردن آن غيرقانوني اعلام شده و يا بشود و همچنين ممانعت از تشكيل جمعيت‌هايي كه مرام و يا رويه آنها مخالف قانون اساسي باشد.
د. جلوگيري از توطئه و اسباب‌چيني بر ضد امنيت كشور.
هـ . بازرسي و كشف تحقيقات نسبت به نيروهاي زير:
1ـ بزه‌هاي منظور در قانون مجازات مقدمين بر عليه امنيت و استقلال مملكتي مصوب 22 خرداد 1310.
2ـ جنحه و جناياتي كه در فصل اول باب دوم قانون كيفر عمومي مصوب 22 دي ماه 1304 پيش‌بيني شده است‌.
3ـ بزه‌هاي مذكور در موارد 310، 311، 312، 313، 314، 316 و 317 قانون دادرسي و كيفر ارتش مصوب 1317.
ماده 3ـ مأمورين سازمان اطلاعات و امنيت كشور از حيث طرز تعقيب بزه‌هاي مذكور در اين قانون و انجام وظايف‌، در زمرة ضابطين نظامي خواهند بود و از تاريخ تصويب اين قانون‌، رسيدگي به كليه بزه‌هاي مذكور فوق‌، در صلاحيت دادگاه‌هاي دائمي نظامي خواهد بود.
تبصره 1ـ انجام وظايف و تكاليف سازمان اطلاعات و امنيت كشور از حيثي كه ضابط نظامي محسوبند، به هيچ وجه مانع انجام وظايف و تكاليفي كه بموجب قانون دادرسي و كيفر ارتش بر عهده ضابطين نظامي است‌، نخواهد بود و همچنين مواد اين قانون و احكام و آئين‌نامه‌ها و مقرراتي كه مربوط به تكاليف مأمورين نظامي و ژاندارمري و شهرباني نسبت به انجام وظايف و خدمات محوله است‌، نمي‌باشد.
تبصره 2ـ رسيدگي به بزه‌هائيكه به موجب اين قانون‌، در صلاحيت دادگاه دائمي نظامي شناخته شده و متهمين به ارتكاب بزه‌هاي مزبور كه قبل از تصويب اين قانون در مراجع صالح ديگر تحت تعقيب قرار گرفته‌اند، هرگاه بر عليه متهمين كيفر خواست صادر نگرديده‌، پرونده‌هاي متشكله به دادستاني ارتش جهت تعقيب و رسيدگي فرستاده مي‌شود و نسبت به پرونده‌هايي كه كيفر خواست صادر شده در دادگاههاي مربوط رسيدگي خواهد شد.
ماده 4ـ كارمندان سازمان اطلاعات و امنيت كشور، هرگاه متهم به ارتكاب بزهي شوند كه راجع به خدمت بوده يا ملازمه با خدمات و وظايف آنها داشته باشد، در حكم نظاميان و خدمتگزاران ارتش هستند و با رعايت مقررات قانون دادرسي و كيفر ارتش مصوب 1317 تابع دادگاههاي دائمي نظامي خواهند بود.
ماده 5ـ اساسنامه سازمان و آئين‌نامه‌هاي داخلي و استخدامي و مالي مربوط به اين قانون‌، با تصويب هيأت دولت قابل اجراست‌. 4
به‌طور مشخص‌، ساواك از سال 1335 توسط شماري از مستشاران آمريكايي راه‌اندازي و تأسيس شد: 5
از سال 1335 ساواك توسط 10 مستشار آمريكايي طبق قواره سازمان خودشان سازماندهي شده است‌. با اين تفاوت كه چون فعاليت خارجي ايران ناچيز است‌، مانند «سيا» بدان سازمان مستقلي نداده و اين وظايف را به همراه وظايف امنيتي درون يك سازمان گنجانيده و نام آن را «سازمان اطلاعات و امنيت كشور» گذارده‌اند. همانطور كه قبلاً گفته‌ام‌، اطلاعات در مفهوم بين‌المللي آن به معناي اطلاعات خارجي است‌. بنابراين ساواك 2 وظيفه اطلاعاتي (خارجي‌) و امنيتي (داخلي‌) را به عهده داشت و تلفيقي بود از دو سازمان «سيا» و «I F.B.». 6
البته آمريكا از سال 1332 كارشناسان خود را در اين زمينه به ايران گسيل داشته بود، ولي فرم جديد ساواك سال‌ها بعد تأسيس و اعلام شد:
سيا تعليم نيروهاي اطلاعاتي ايران را نيز آغاز كرد. در سپتامبر 1953 [1332] يك سرهنگ ارتش آمريكا كه سالها براي سيا در خاورميانه كار كرده بود و پيشزمينه‌ي وسيعي در كار پليسي و كارآگاهي داشت در پوشش وابسته‌ي نظامي به ايران اعزام شد. مأموريت او سازمان دادن و فرماندهي يك واحد جديد اطلاعاتي بود كه در آن زمان زير نظر فرمانداري نظامي تهران تأسيس شد كه در دسامبر 1953 زير فرماندهي سرتيپ تيمور بختيار قرار گرفته بود. سرهنگ همكاري نزديكي با بختيار و زيردستانش داشت‌، اين واحد را فرماندهي مي‌كرد، و به اعضاي آن فنون پايه‌اي اطلاعات از قبيل روشهاي مراقبت و بازجويي‌، عمليات شبكه‌هاي اطلاعاتي و امنيت سازماني را ياد مي‌داد. واحد اطلاعاتي بختيار نخستين سازمان اطلاعاتي امروزي و كارآمد بود كه در ايران عمل مي‌كرد. 7
ساواك از اداره كل‌هاي مختلف با شرح وظايف خاصي تشكيل شده بود:
تشكيلات ساواك شامل اداره كل‌، ساواك تهران و ساواك استان‌ها بود.
الف‌) ساواك نه اداره كل به شرح زير داشت‌:
اداره كل اول‌: شامل كارگزيني‌، ارتباط و مخابرات‌، عمليات سرّي‌، بخش تشريفات‌، مشاوران و بازرسان و دبيرخانه مي‌شد.
اداره دوم‌: كسب اطلاعات در خارج از كشور را برعهده داشت و با ستاد ارتش همكاري مي‌كرد و با اداره كل هفتم مرتبط بود.
اداره كل سوم‌: مسئوليت امنيت داخلي كشور را برعهده داشت و شامل اداره كنترل سازمان‌ها و گره‌هاي [گروهاي‌] مخالف‌، اداره امور مطبوعات‌، سازمان‌هاي دولتي و كارگري‌، شركت‌هاي تعاوني‌، شركت واحد اتوبوس‌راني‌، حزب رستاخيز و مجلسين‌، اداره آرشيو و بايگاني‌، اداره سانسور، عمليات ويژه و بخش قضايي‌.
اداره كل چهارم‌: عهده‌دار حفاظت ساواك و كنترل آنها بود.
اداره پنجم‌: امور فني و تكنيكي ساواك را برعهده داشت‌.
اداره كل ششم‌: مسئول حسابداري‌، كارپردازي‌، بهداري و موتوري و تأمين بودجه خارج از كشور [بود.]
اداره كل هفتم‌: جمع‌آوري اطلاعات داخلي و خارجي و تجزيه و تحليل آنها را به عهده داشت‌.]
اداره كل هشتم‌: كنترل اتباع خارجي و سفارتخانه‌ها در ايران‌.
اداره كل نهم‌: بيوگرافي افراد و امور گذرنامه‌.
همچنين رئيس ساواك داراي دو معاون عملياتي و اداري بود (ساواك به مثابه يكي از ابزارهاي امپرياليسم‌). 8
از زمان تأسيس ساواك در سال 1335 تا زمان فروپاشي رژيم سلطنتي در سال 1357 كه به عمر كوتاه ساواك در ايران نيز خاتمه داد، چهار تن به رياست ساواك رسيدند. هريك از اين چهار نفر داراي ويژگي‌هاي خاصي بودند و با توجه به شرايط حاكم و وضعيت زمان براي پُست مورد نظر انتخاب شدند. اين چهار تن عبارتند از: تيمور بختيار، حسن پاكروان‌، نعمت‌الله نصيري و مقدم‌.9 برهمين اساس عملكرد ساواك در چهار مقطع قابل تقسيم‌بندي است‌. اين چهار دوره شامل‌: «تأسيس و راه‌اندازي‌»، «سازماندهي و آموزش‌»، «هجوم و قدرت‌» و «زوال و سقوط» است‌.
«... اگر قرار باشد تاريخ ساواك‌، از آغاز تا پايان‌، نوشته شود بايد چهار دوره در آن مشخص گردد: نخستين دوره ساواك‌، دوره ايجاد و تأسيس اين سازمان توسط مستشاران آمريكايي است‌. در اين دوره ساواك در واقع فاقد هرگونه سازماني است‌. اين دوره از تأسيس رسمي ساواك در اسفند 1335 تا بركناري تيمور بختيار در اسفند 1339 است‌. دومين دوره ساواك با رياست پاكروان و در واقع با ورود من [فردوست‌] به ساواك آغاز مي‌شود. در اين دوره هيئت مستشاري آمريكا، كه نقش رياست واقعي ساواك را بازي مي‌كرد، محترمانه از ساواك مرخص مي‌شود و به جاي آن مربيان و اساتيد اسرائيلي با علاقه وارد صحنه مي‌شوند. لذا اين دوره را كه تا فروردين 1350 ادامه دارد، بايد دوره سازماندهي و آموزش ساواك ناميد. سومين دوره ساواك با خروج من و مقدم در فروردين 1350 از ساواك آغاز مي‌شود. اين دوره‌، دوره هجوم و قدرت ساواك است‌. چهارمين دوره ساواك‌، ماه‌هاي آخر سلطنت محمدرضا را دربرمي‌گيرد.
و سرانجام با انقلاب 22 بهمن حيات حدود 22 ساله اين سازمان پايان مي‌يابد! 10

پي‌نوشت‌ها:
1ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي‌، ج 1; خاطرات ارتشبد سابق حسين فردوست‌؛ انتشارات اطلاعات‌؛ تهران‌: 1371؛ صص 383-382.
2ـ خاطرات دو سفير، اسراري از سقوط شاه و نقش آمريكا و انگليس در انقلاب ايران‌؛ نويسندگان‌: ويليام سوليوان آخرين سفير آمريكا در ايران‌، سرآنتوني پارسونز سفير سابق انگليس در ايران؛ مترجم‌: محمود طلوعي‌؛ انتشارات علم‌؛ 1372؛ صص 95-94.
3ـ آخرين سفر شاه‌، سرنوشت يك متحد آمريكا؛ ويليام شوكراس‌؛ ترجمه عبدالرضا هوشنگ‌مهدوي‌؛ نشر البرز؛ تهران‌: 1371؛ صص 198-197.
4ـ ساواك و نقش آن در تحولات داخلي رژيم شاه‌؛ تقي نجاري‌راد؛ مركز اسناد انقلاب‌اسلامي‌؛ چاپ اول‌: 1378؛ صص 230-229.
5ـ براساس برخي كتاب‌ها، در سال 1336 تأسيس ساواك به‌طور رسمي اعلام شد. (رجوع شود به‌: خاطرات فاطمه پاكروان‌، همسر سرلشكر حسن پاكروان‌: افسر ارتش‌، رئيس ساواك‌، وزير اطلاعات و سفير؛ ترجمه اسماعيل سلامي؛ انتشارات مهرانديش‌؛ تهران‌: 1378؛ ص 9؛ پاورقي 7).
6ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي‌، ج‌ 1؛ ص‌ 409.
7ـ سياست خارجي امريكا و شاه‌، بناي دولتي دست نشانده در ايران؛ مارك‌. ج‌. گازيوروسكي‌؛ ترجمه فريدون فاطمي‌؛ نشر مركز؛ تهران‌: 1371؛ ص 162.
8ـ خاطرات فاطمه پاكروان؛ ص 11.
9ـ اين چهار تن همگي كشته شدند. بختيار پس از بركناري‌، در عراق ترور شد و سه نفر ديگر پس از انقلاب اسلامي به دست نيروهاي غيور انقلابي به سزاي اعمال خود رسيده و اعدام شدند.
10ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوي‌، ج 1؛ صص‌423.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مهر1389ساعت 8:34  توسط دهدوار | 
 

دهم مهرماه سالروز برگزاری سومین انتخابات ریاست جمهوری در كشورمان است. این انتخابات در شرایطی برگزار شد كه مردم و مسئولین نظام اسلامی هنوز در غم از دست دادن شهیدان رجایی و باهنر بودند. از طرفی منافقین با ترورهای خود فضای ناامنی را در كشور به‌وجود آورده و از سوی دیگر، رزمندگان اسلام نیز در حال دفاع از كیان كشور در مقابل متجاوزین عراقی بودند. متن زیر خاطره‌ای است از حجت‌الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی از جلسه‌ی شورای مركزی حزب جمهوری كه در آن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان نامزد ریاست جمهوری پیشنهاد شدند.

پای ثابت جلسات

شهید هاشمی‌‌نژاد با بسیاری از اشخاص مؤثر انقلابی سابقه‌ی دوستی و همكاری طولانی داشت ولذا در كارهای تشكیلاتی با آن‌ها همكاری می‌كرد. یكی از این افراد رهبر معظم انقلاب بود. ایشان همراه با شهید هاشمی‌‌نژاد و آیت‌الله طبسی، جمعی سه‌نفره را تشكیل می‌دادند كه محور مسائل انقلابی استان خراسان بودند. یكی از اركان حزب جمهوری نیز‌ آیت‌الله خامنه‌ای بودند. ایشان به همراه شهید آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی،‌ آیت‌الله موسوی اردبیلی و شهید باهنر از مؤسسان حزب بودند. همه‌ی این بزرگان با شهید هاشمی‌‌نژاد سابقه‌ی دوستی و آشنایی دیرینه داشتند.

طبیعی بود كه نه‌فقط حزب جمهوری، كه هر تشكیلاتی كه توسط روحانیون انقلابی و سرشناس تشكیل می‌شد، شهید هاشمی‌نژاد با آن‌ها همراهی كند. قبل از انقلاب هم هر تشكیلاتی، ولو بدون نام و به شكل غیر رسمی، برای پیشبرد انقلاب تشكیل می‌شد، شهید هاشمی‌‌نژاد یك پای ثابت آن بود.‌ این بود كه با تأسیس حزب جمهوری اسلامی، ایشان با مؤسسان آن همراهی كرد و دبیر حزب در استان خراسان شد. ایشان به‌رغم مسئولیت‌های سنگینی كه داشت، بسیار علاقمند بود كه در اغلب جلسات شورای مركزی حزب شركت كند. این موضوع اهتمام ایشان را نسبت به كار حزب نشان می‌دهد.

من از شهید هاشمی‌نژاد در حزب خاطراتی دارم. یكی از این خاطرات مربوط می‌شود به دوران پس از شهادت بزرگانی چون شهید بهشتی و شهید رجایی و شهید باهنر. در آن موقع آیت‌الله خامنه‌ای در دوران نقاهت پس از ترورشان به ‌سر می‌بردند. پس از شهادت شهید رجایی، جلسه‌ی شورای مركزی حزب در دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در مجلس تشكیل شد.
امام تا آن‌وقت معتقد بودند كه رئیس‌جمهور یك غیر روحانی باشد، اما بعد از این اتفاقات، موافقت كردند و از نظر خودشان برگشتند و گفتند كه ایشان نامزد بشوند. پس از مدتی هم انتخابات برگزار شد و ایشان رئیس‌جمهور شدند و  این یكی از اثرگذارترین كارهای شهید هاشمی‌نژاد بود.

دستور كار جلسه این بود كه حالا باید چه كنیم؟ حزب جمهوری در مجلس اكثریت داشت و حزبِ حاكم بود و همه توقع داشتند كه حزب در این زمینه تصمیم بگیرد. از آن‌جا كه دبیركل حزب، یعنی حجت‌الاسلام و المسلمین باهنر هم شهید شده بود، بنابراین باید دبیركل جدید انتخاب می‌شد. در آن جلسه بنا بود درباره‌ی این دو موضوع تصمیم‌گیری شود. آقای هاشمی‌نژاد خودشان را به این جلسه‌ رساندند. ایشان در عین حال كه رسماً عضو شورای مركزی حزب نبود، اما چون عضو برجسته‌ای بود، عملاً عضو این شورا به حساب می‌آمد و در جلسات مهم شركت می‌كرد. بسیار هم تأثیرگذار بود.

چه كسی آیت‌الله خامنه‌ای را پیشنهاد كرد؟

در این جلسه‌ هم ایشان از مشهد آمد و شركت كرد. وقتی در جلسه مطرح شد كه چه كسی رئیس‌جمهور باشد، شهید هاشمی‌‌نژاد گفت آقای خامنه‌ای. اساساً پیشنهاد رئیس‌جمهور شدن آیت‌الله خامنه‌ای را ایشان داد. در این مسیر یكی دو مانع وجود داشت كه درباره‌اش بحث شد؛ یكی این‌كه ایشان بستری بودند. شهید هاشمی‌نژاد پافشاری كرد و در پاسخ به این مسئله گفت كه بنا نیست كه ایشان همیشه بستری باشند و بالاخره بهبود پیدا می‌كنند. مانع دیگر این بود كه امام با رئیس‌جمهور شدن روحانیون موافق نبودند، چون حزب در دوره‌ی اول بنا داشت شیهد بهشتی را كاندیدای ریاست‌جمهوری كند و به همین دلیل این كار را نكرد.

به همین دلیل عده‌ای از افراد حاضر در جلسه، از جمله خود من گفتیم كه باید برویم و با امام صحبت كنیم. شهید هاشمی‌نژاد هم همین نظر را داشت. سرانجام همه این پیشنهاد را پذیرفتند و قرار شد آقای هاشمی رفسنجانی برود و با امام صحبت كند و این كار را هم انجام داد. امام تا آن‌وقت معتقد بودند كه رئیس‌جمهور یك غیر روحانی باشد، اما بعد از این اتفاقات، موافقت كردند و از نظر خودشان برگشتند و گفتند كه ایشان نامزد بشوند. پس از مدتی هم انتخابات برگزار شد و ایشان رئیس‌جمهور شدند و  این یكی از اثرگذارترین كارهای شهید هاشمی‌نژاد بود.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=123069

+ نوشته شده در  شنبه 10 مهر1389ساعت 17:43  توسط دهدوار | 

عوامل متعددی روی پایداری چاهی که درون شیلها حفر میشود تاثیرگذارند.این عوامل شامل حفره چاه ،خواص شیل،تنشهای درجا، فشار سیال سازند و خواص سیال حفاری می باشند.

برای آشنایی با ناپایداری چاه در شیلها برخی مفاهیم بنیادی در زیر توضیح داده میشود:

1-                 ناپایداری مکانیکی چاه :

قبل از حفر چاه ، توزیع تنش در سازندها به حالت پایدار و تعادل رسیده است.زمانی که چاه حفر میشود تنشهایی که روی موادی که از چاه خارج شده اند اعمال میشد روی سایر قسمتهای سازند و همچنین سیال حفاری توزیع میشوند.سیال حفاری در نقش یک نگه دارنده برای دیواره چاه ظاهر میشود و با وارد کردن تنش برشی به سازند توزیع مجدد تنشها را باعث میشود. در صورتی که این تنش برشی از مقاومت سازند فراتر رود در سازند شکستگی به وجود خواهد آمد.وجود ساختار صفحه ای در شیلها باعث میشود در اثر تنشهای برشی یا کششی در راستای صفحات ضعیف شکستگی آغاز گردد.

عواملی که در ناپایداری مکانیکی دیواره چاه موثرند شامل مسیر چاه ،جهت گیری و بزرگی تنشهای درجا ، خواص مقاومتی و الاستیکی سازند ، ساختار صفحه ای شیلها و وزن سیال حفاری میباشد.

2-                 مکانیزم نفوذ فشار سیال حفاری :

مهمترین مکانیزم واکنشی بین شیلها و سیال حفاری که روی ناپایداری شیلها اثر میگذارد نفوذ فشار سیال حفاری است.در شرایط حفاری فوق تعادلی، به علت پایین بودن نفوذ پذیری شیلها فشار سیال حفاری به صورت تدریجی و پیش رونده در سازند انتقال می یابد.

به علت اشباع شیلها و پایین بودن نفوذ پذیری در آنها ، نفوذ مقدار اندکی فیلترات سیال حفاری، باعث افزایش قابل ملاحظه ای در فشار روزنه ای در نزدیکی دیواره چاه میشود. افزایش فشار روزنه ای باعث کاهش نقش نگه دارنگی سیال حفاری و در نتیجه کاهش شرایط پایداری دیوارهچاه میشود.

نرخ بزرگی افزایش فشار روزنه ای به شدت به عواملی چون خواص سیال حفاری( کشش سطحی،زاویه تماسو لزجت سینماتیک) و خواص سازند (نفوذپذیری ، تخلخل و تراکم پذیری) بستگی دارد.

3-                 مکانیزم پتانسیل شیمیایی

وجود حفره های ریز و بار منفی روی رسها در سطح حفره های شیل باعث میشوند شیلها از خود خواص غشایی نشان دهند.بنابراین جریان آب به درون (از) شیلها ناشی از مکانیزم پتانسیل شیمیایی ، تا حدودی شبیه جریان آب از بین غشاء شبه تراواست.نیروی رانش در انتقال آب (در شرایط تعادل فشار) تفاوت پتانسیل شیمیایی در دو سوی غشاء میباشد که به طور کلی به  تفاوت در غلظت نمک water activity در دو سوی غشاء مربوط میشود.

در صورتی که Aw سیال حفاری پایین تر از Aw شیل باشد، جریان اسمزی خروجی از سازند به درون سیال حفاری برقرار میشود که باعث کاهش فشار روزنه ای در سازند میشود.

در صورتی که جریان اسمزی بزرکتر از جریان ناشی از از اختلاف فشار (نفوذ فشار سیال حفاری) باشد،جریان خالصی از آب از سازند به سیال حفاری به وجود می­آید. این امر باعث افزایش پایداری دیواره چاه خواهد شد.

برای یک غشاء شبه تراوی ایده آل ،هیچ مولکولی از نمک از غشاء عبور نمی کند و فقط مولکولهای آب میتوانند از درون غشاء عبور کنند.

شیلها در برابر محلولهای آب پایه خواص غشاء شبه تراوی غیر ایده آل از خود نشان میدهند.

نمکهایی که از غشاء عبور میکنند باعث کاهش اختلاف پتانسیل شیمیایی دو سوی غشاء میشوند و این امر در نهایت منجر به کاهش نقش نگه دارندگی سیال حفاری در پایداری دیواره چاه میشود.

نرخ و بزرگی تغییرات فشار روزنه ای به عواملی چون خواص سیال حفاری(نوع نمک و غلظت آن) ، خواص سازند (Aw و نفوذ پذیری ، تخلخل و تراکم پذیری) و فشار اسمزی سیستم شیل-سیال حفاری بستگی دارد
+ نوشته شده در  شنبه 10 مهر1389ساعت 10:19  توسط دهدوار | 
 
Jamasp
جستجو در وب جستجو در jamasp.com